واکنش به از دست رفتن بازار امارات برای مدیریت ارزی/ ایران باید به هر طریق ممکن تحریمها را نابود کند

ولیالله سیف، رئیسکل سابق بانک مرکزی، در یک مصاحبه به تحلیل نقش تغییر یافته امارات در مدیریت ارزهای ایران و ضرورت بازنگری در مسیرهای انتقال ارز پرداخته است. او به این نکته اشاره کرده که تکیه طولانیمدت بر یک هاب مالی واحد همچون دبی، خطرات قابل توجهی برای اقتصاد ملی به وجود آورده و برای ایران ضروری است تا اقدام به تنوعبخشی در کانالهای ارزی، بهکارگیری ارزهای محلی، گسترش مراکز مالی جایگزین و اصلاح ساختار داخلی بازار ارز نماید.
سیف در ادامه آنچه را مطرح کرده، بر این باور است که راهحل دائمی نه در جایگزینی یک مرکز با مرکز دیگر، بلکه در شکلگیری شبکهای متنوع از مسیرهای مالی و تجاری به تحقق میرسد.
در بخشی از این گفتوگو، وی به اثرات جنگ اخیر بر مناسبات ایران و کشورهای عربی اشاره کرده و خاطرنشان کرده که این تحولات، از یک سو موجب افزایش سطح بیاعتمادی امنیتی شده و از سوی دیگر، کشورها را نسبت به هزینههای گزاف ناپایداری آگاهتر کرده است؛ بهعلاوه به اعتقاد او، منطقه به سوی نوعی از «همزیستی محتاطانه» در حال حرکت است که در آن همزمان رقابت و همکاری وجود دارد.
بازخورد کاربران در قسمت نظرات این مصاحبه نشاندهنده مجموعهای از دیدگاههای مختلف از جمله رویکردهای تحریمی، فرصت محور، ملیگرایانه و واقعگرایانه است.
بعضی از کاربران به مسئله تحریمها بهعنوان موضوع اصلی تأکید میکنند. یکی از آنها نوشته است: «تحریمها را باید جدی گرفت. این مشکل به این زودیها حل نخواهد شد» و کاربر دیگری نیز در پاسخ به نظر مخالف نوشته: «آیا تو که نظر منفی دادی، فکر میکنی تحریمها اهمیتی ندارند؟»
بهعلاوه، یکی دیگر از کاربران تصریح کرده که: «ایران باید به هر قیمتی تحریمها را از میان بردارد» و همچنین سوالاتی مطرح شده همچون «کی پولهای بلوکه شده آزاد خواهد شد؟»
از طرف دیگر، گروهی از کاربران دیدگاه متفاوتی داشته و تغییر مسیرهای ارزی را بهعنوان یک فرصت تلقی میکنند. یکی از آنها بیان کرده: «این هماکنون فرصتی برای عبور از درهم و کاهش وابستگی به آن به وجود آمده و باید از این فرصت بهرهبرداری کرد» و کاربر دیگری یادآور شده: «بخش عمده مشکلات بازار ارز ایران ناشی از وابستگی به درهم بوده است. حالا زمان عمل فرارسیده است». در این راستا، کاربری نیز افزوده: «لطفاً بازار ارز کشور را بهصورت کامل در اختیار کشور دیگری قرار ندهید».
در بخش دیگری از نظرات، نگرشهایی با بُعد ملیگرایانه و ژئوپلیتیکی نیز مشاهده میشود. یکی از کاربران آورده است: «کشورهای عربی باید آگاه باشند که آمریکا روزی خواهد رفت و ما باید ادامه حیات دهیم، بنابراین ضروری است که احترام ما حفظ گردد» و کاربر دیگری اظهار داشته: «ما از این وضعیت خسته شدهایم. آرزوی ما زندگی سالم است. زنده باد ایران». همچنین کاربری با لحن انتقادی نوشته است: «عجیب است که به امارات اعتماد کردهاند».
در کنار تمامی این نظرات، برخی کاربران نظرات واقعگرایانهتری مطرح کرده و به چالشهای ناشی از جایگزینی سیستم کنونی اشاره کردهاند.
یکی از این افراد اذعان کرده: «پیدا کردن جایگزین کار بسیار دشواری است» و کاربر دیگری اذعان داشته: «بعد از این جنگ، بازگرداندن کشورهای عربی به وضعیت گذشته مشکل خواهد بود». در همین رابطه، کاربری پرسیده است: «آیا با این تعداد کشور میتوان همکاری کرد؟»
بهطور کلی، بخش نظرات این گفتوگو نشاندهنده این است که افکار عمومی نسبت به آینده کانالهای ارزی و روابط اقتصادی ایران با کشورهای همسایه، به شدت متنوع و پراکنده است. گروهی بر ضرورت فزاینده فشار بر تحریمها تأکید دارند، گروهی تغییر در ساختار ارزی را بهعنوان یک فرصت تلقی میکنند، برخی دیدگاه هویتی و سیاسی دارند و تعدادی نیز نسبت به امکان عملی شدن این تغییرات تردید دارند. این موضوع نمایانگر آن است که مباحث مربوط به ارز و کانالهای مالی از ساحت اقتصاد فراتر رفته و به یک مسئله اجتماعی و سیاسی در سطح افکار عمومی تبدیل شده است.
۲۲۳۲۲۴



