اگر انسانهای اولیه در مواجهه با بزرگترین میمون تاریخ قرار میگرفتند، چه سرنوشتی در انتظارشان بود؟

شرنک به بررسی شباهت میان این رابطهی فرضی و وضعیت کنونی اورانگوتانها میپردازد؛ حیواناتی که امروزه به دلیل فعالیتهای انسانی روزافزون و از دست رفتن زیستگاههای خود با مشکلات جدی مواجه هستند. بر اساس نظریهی شرنک، در صورتی که برخورد مستقیمی میان این دو گونه به وقوع پیوسته باشد، انسانهای اولیه احتمالاً عامل اصلی آن بودهاند.
با این حال، همهی محققان این تفسیر را قبول ندارند. هروه بوشرن، استاد زیستزمینشناسی در دانشگاه توبینگن آلمان، میگوید شواهد ایزوتوپی که از دندانهای هر دو گونه به دست آمده، نشان میدهد ممکن است آنها در زیستگاههای متفاوت زندگی کرده باشند. این دادهها حاکی از آن است که گیگانتوپیتکوس در جنگلهای پرپشت و هومو ارکتوس در فضاهای باز و ساوانا حضور داشته است.
بوشرن تصریح میکند که دادههای موجود محدودیتهایی دارند و نمیتوان کاملاً احتمال وجود برخی از انسانتباران در مناطق جنگلی را نادیده گرفت. اما تفاوت زیستگاهها بهطور قابلتوجهی میتواند شانس تقابل این دو گونه را کاهش دهد.
در سال ۲۰۲۴، تحقیقی در رابطه با انقراض گیگانتوپیتکوس انجام شد که ارتباطی با نقش انسانتباران در نابودی این گونه پیدا نکرد. محققان به این نتیجه رسیدند که تغییرات محیطی و کاهش جنگلهای لازم برای تغذیه و بقای این حیوان، عامل اصلی انقراض بوده است.
کیه ژی، پژوهشگر آکادمی علوم چین و نویسنده اصلی این مطالعه، حتی احتمال میدهد که گیگانتوپیتکوس و انسانتباران هرگز در یک زمان واحد وجود نداشتهاند.
فریدو ولکر، استاد دیرینانسانشناسی مولکولی از دانشگاه کپنهاگ نیز اعتقاد دارد که این دو گونه به احتمال زیاد از یکدیگر فاصله میگرفتند. با این وجود، او تصور میکند اگر یک انسانتبار باستانی روزی در سایهی درختان جنگل بهوجود غولپیکر این میمون برخورد میکرد، حتماً شگفتزده میشد.
شاید هرگز ندانیم آیا چنین رویداد تاریخی واقعاً به وقوع پیوسته یا نه؛ اما همین امکان که اجداد ما روزگاری با بزرگترین میمون تاریخ زمین، غولی سه متری در عمق جنگلهای آسیا همزمان زندگی کردهاند، به اندازه کافی برای زنده نگهداشتن این پرسش جذاب است.



