یزد؛ شهرستانی که هنوز از تمام پتانسیل‌های گردشگری‌اش بهره‌برداری نکرده‌ایم

در سال‌های اخیر، من نه‌تنها فرصت‌های استثنایی این شهر را مشاهده کرده‌ام، بلکه با موانع و چالش‌هایی نیز روبه‌رو شده‌ام که بارها مانع از تبدیل این ظرفیت‌ها به منابع پایدار برای مردم و اقتصاد استان شده‌اند.
با توجه به این تجربیات، به این نتیجه رسیده‌ام که یزد هنوز تمام ظرفیت‌های گردشگری خود را به‌خوبی نشناخته و از ظرفیت‌هایی که در اختیار دارد، به‌طور صحیح بهره‌برداری نکرده است. این مشکل فراتر از عدم تبلیغات، هتل یا پرواز است؛ این موضوع به نوع نگرش ما نسبت به میراث فرهنگی، اقتصاد گردشگری، سرمایه‌گذاری‌های بخش خصوصی، مدیریت شهری، سیاست‌های خارجی و همچنین شیوه‌های تصمیم‌گیری در سطح کشور ارتباط دارد.

بافت تاریخی یزد؛ سرمایه‌ای فراتر از یک میراث فرهنگی

باید بافت تاریخی یزد را فراتر از مجموعه‌ای از خانه‌های قدیمی، کوچه‌های خشتی، بادگیرها و آب‌انبارها دانست. با مدیریت صحیح، این مجموعه می‌تواند به یکی از اصلی‌ترین منابع تولید ثروت، اشتغال و رونق اقتصادی در ایران تبدیل شود؛ سرمایه‌ای که برعکس بسیاری از منابع طبیعی، با استفاده مسئولانه نه‌تنها از ارزش آن کاسته نمی‌شود، بلکه می‌تواند برای نسل‌های آینده حفظ و تقویت گردد.

وسعت بافت تاریخی یزد که به حدود ۷۴۰ هکتار می‌رسد، ظرفیت منحصربه‌فردی را برای این شهر فراهم آورده است. اگر این گستره با برنامه‌ریزی علمی و سرمایه‌گذاری هدفمند، احیا شود و فعالیت‌های متناسب با هویت تاریخی آن توسعه یابد، می‌تواند نقش میدان اقتصادی بزرگی را ایفا کند؛ میدانی که در آن گردشگری، اقامت، صنایع­دستی، هنرهای سنتی، خوراک محلی، راهنمایی گردشگران، خدمات فرهنگی و هزاران فعالیت مکمل دیگر به هم پیوند می‌خورند.

من بارها این سوال را شنیده‌ام که چرا برای استخراج یک منبع طبیعی میلیاردها تومان هزینه می‌کنیم، اما برای بازسازی یک خانه تاریخی که می‌تواند سال‌ها اشتغال و درآمد ایجاد کند، موانعی ایجاد می‌شود که سرمایه‌گذار را از ادامه فعالیت منصرف می‌کند؟

اگر میراث تاریخی تنها حفظ شود و امکان زندگی و فعالیت اقتصادی مرتبط با آن فراهم نشود، در معرض فرسودگی و فراموشی قرار خواهد گرفت. حفاظت واقعی از میراث به معنای حفظ اصالت بنا در کنار ایجاد فرصت‌های استفاده مسئولانه از آن است. خانه‌های تاریخی باید در چارچوب ضوابط میراث فرهنگی، به مکانی برای اقامت، فعالیت‌های فرهنگی، کارگاه‌های صنایع‌دستی، موزه‌های زنده یا فضایی متناسب با هویت خود تبدیل شوند؛ در صورتی که این بهره‌برداری آسیبی به اصالت و ارزش تاریخی بنا نرساند.

از خانه‌های متروکه تا مقصد گردشگری

در سال‌هایی که شروع به فعالیت در زمینه گردشگری یزد کردیم، برخی از بخش‌های بافت تاریخی دارای شرایط امروز نبودند. بسیاری از خانه‌ها دیگر از چرخه زندگی روزمره شهر دور افتاده بودند و در برخی مناطق، نه‌تنها گردشگران، بلکه سرمایه‌گذاران و حتی ساکنان شهر نیز با احتیاطی خاص رفت‌وآمد می‌کردند.

تجربه من از احیا و بهره‌برداری از خانه‌های تاریخی به من آموخته است که گردشگری را تنها با ساخت هتل‌های جدید نمی‌توان توسعه داد. گاهی یک خانه قدیمی که سال‌ها بسته مانده، اگر به‌درستی مرمت شود و به فعالیتی متناسب با هویت خود تبدیل گردد، می‌تواند به نقطه‌ای برای جذب گردشگر، اشتغال‌زایی و احیای زندگی در یک محله تبدیل شود.

البته این تجربه به سادگی و با هزینه کم تحقق نمی‌یابد. مرمت بناهای تاریخی با ساخت‌وساز معمولی تفاوت‌های بسیاری دارد. شناخت معماری، انتخاب استادکاران ماهر، استفاده از مصالح و روش‌های سازگار، رعایت ضوابط میراث فرهنگی و تأمین منابع مالی پایدار، از جمله ملزومات هستند. در کنار این موارد، بهره‌برداری اقتصادی نیز باید به اندازه‌ای امکان‌پذیر باشد که سرمایه‌گذار بتواند هزینه‌های نگهداری و مرمت را تأمین کند و انگیزه ادامه مسیر داشته باشد.

نقش بخش خصوصی نیز در این میان قابل چشم‌پوشی نیست. دولت به‌تنهایی نه توان مالی احیای تمامی بناهای تاریخی را دارد و نه می‌تواند تمام فعالیت‌های اقتصادی و خدماتی مورد نیاز گردشگری را مدیریت کند. وظیفه اصلي دولت، سیاست‌گذاری‌های درست، ایجاد ثبات، حفاظت از منافع عمومی، تسهیل سرمایه‌گذاری و نظارت مؤثر است. بخش خصوصی نیز باید در چارچوب همین قوانین، سرمایه، تجربه، خلاقیت و توان اجرایی خود را به میدان بیاورد.

زمانی که این دو نقش به‌جای رقابت و بی‌اعتمادی به یکدیگر مکمل شوند، نتیجه می‌تواند به نفع میراث فرهنگی، گردشگران، صاحبان کسب‌وکار و مردم محلی باشد.

یزد به برند جهانی هتل‌های تاریخی نیاز دارد

یزد به‌عنوان یک مقصدمعرفی شده برای معماری خشتی و میراث ثبت‌شده جهانی، پتانسیل آن را دارد که به یکی از شناخته‌شده‌ترین مقاصد اقامت در بناهای تاریخی تبدیل شود. بسیاری از مسافران خارجی صرفاً برای دیدن یک بنای تاریخی سفر نمی‌کنند؛ آن‌ها می‌خواهند در فضایی تاریخی زندگی کنند، با فرهنگ محلی آشنا شوند، غذاهای بومی را تجربه کنند و اقامتی متفاوت از هتل‌های متعارف را داشته باشند.

این ویژگی تنها مزیت یزد محسوب می‌شود که می‌تواند بر آن تکیه کند. خانه‌های تاریخی مرمت‌شده، اگر با ارائه خدمات مناسب، آموزش کارکنان، روایت دقیق تاریخ بنا و حفظ هویت معماری مدیریت شوند، قادرند بخشی از تجربه مقصد باشند و دیگر صرفاً محلی برای خواب نباشند.

اما ایجاد چنین برندی به چند هتل محدود وابسته نیست. مسافر باید بتواند در سرتاسر مقصد، از لحظه ورود تا زمان خروج، تجربه‌ای هماهنگ و باکیفیت داشته باشد. نظارت بر نظافت شهر، دسترسی به بناها، وجود راهنمایان حرفه‌ای، حمل‌ونقل مناسب، خدمات شبانه، اطلاع‌رسانی چندزبانه، تأمین امنیت، کیفیت غذا و رفتار حرفه‌ای با گردشگر، همگی بر اعتبار مقصد تأثیرگذارند.

اگر یزد می‌خواهد در بازار جهانی گردشگری جایگاه پایداری پیدا کند، باید معرفی پراکنده جاذبه‌ها را کنار بگذارد و هویتی معتبر و روشن برای خود بسازد؛ هویتی که در آن میراث جهانی، اقامت تاریخی، فرهنگ زنده، صنایع‌دستی و تجربه زندگی در کویر به یکدیگر پیوسته باشند.

گردشگری ایران و فراز و فرود دولت‌ها

صنعت گردشگری از فضای سیاسی و اقتصادی کشور جدا نیست. تجربه کشور ما در چند دهه گذشته نشان داده است که روابط خارجی، تصویر بین‌المللی کشور، تحریم‌ها، ثبات اقتصادی، امکان انتقال پول، ارتباطات هوایی و احساس امنیت گردشگر، همگی بر تصمیم او برای سفر تأثیرگذار هستند.

در دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی، به‌ویژه با ابتکار گفت‌وگوی تمدن‌ها، فضایی نو برای معرفی ایران و تقویت ارتباطات فرهنگی با جهان شکل گرفت. این رویکرد، در کنار عوامل دیگر، به بهبود تصویر ایران در بخشی از افکار عمومی جهان و تسهیل ارتباطات گردشگری کمک کرد. از نظر من، آن دوره نشان داد که میراث فرهنگی و گردشگری می‌توانند به ابزارهایی مؤثر برای گفت‌وگو، ایجاد اعتماد و به تصویر کشیدن چهره واقعی ایران تبدیل شوند.

با ورود دولت محمود احمدی‌نژاد، تنش‌های فزاینده در روابط خارجی و به‌وجود آمدن دغدغه‌های بین‌المللی، به‌تدریج فعالیت اقتصادی و گردشگری را دشوارتر کرد. با این حال، نمی‌توان تمام تحولات این صنعت را به یک دولت یا عامل خاص مرتبط کرد؛ گردشگری ایران در آن سال‌ها نوساناتی داشت. البته از منظر فعالان این حوزه، افزایش تنش‌های سیاسی و شکل‌گیری تصویری ناپایدار از آینده روابط ایران با دنیا، هزینه و ریسک فعالیت را افزایش داد و به بازارسازی بین‌المللی آسیب زد.

در دوره نخست ریاست‌جمهوری حسن روحانی و هم‌زمان با مذاکرات هسته‌ای و دستیابی به توافق برجام، امید تازه‌ای در فضای اقتصادی و گردشگری به وجود آمد. تمایل به سفر به ایران افزایش یافت و برخی شرکت‌ها و فعالان بین‌المللی برای بررسی فرصت‌های همکاری وارد اقدام شدند و امکانات توسعه ارتباطات گردشگری بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. افزایش ورود گردشگران خارجی در این برهه، هرچند تحت تأثیر عوامل مختلف بود، نشان داد که کاهش تنش‌ها و ایجاد یک چشم‌انداز روشن‌تر در روابط خارجی تا چه اندازه می‌تواند بر جذابیت ایران به‌عنوان مقصد سفر تأثیر بگذارد.

اما خروج ایالات متحده آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ و بازگشت فشارهای تحریمی، بار دیگر شرایط را دشوار نمود. اثرات این تحول تنها به محدودیت‌های اقتصادی مستقیم محدود نمی‌شود؛ عدم اطمینان درباره پرداخت‌ها، همکاری‌های تجاری، پروازها، بیمه، سرمایه‌گذاری و آینده روابط بین‌المللی نیز بر تصمیم‌های فعالان صنعت تأثیر داشته است.

پس از آن، همه‌گیری کرونا تأثیری شدید بر گردشگری جهان و ایران گذاشت. در سال‌های بعد نیز عوامل مختلفی از جمله تنش‌های منطقه‌ای، رویدادهای امنیتی، مشکلات اقتصادی، کاهش قدرت خرید، محدودیت‌های ارتباطی و عدم اطمینان‌های سیاسی، روند بازگشت پایدار گردشگری را با چالش مواجه کرد. در دوران دولت‌های بعدی، از جمله دولت مسعود پزشکیان، این مسائل ساختاری همچنان ادامه داشته و حل آن‌ها نیازمند تصمیماتی فراتر از اقدامات محدود و کوتاه‌مدت در حوزه گردشگری است.

این مرور تاریخی برای ساده‌سازی ارزیابی درباره دولت‌ها نیست؛ هدف بیان یک واقعیت مهم است: صنعت گردشگری بیشتر از بسیاری دیگر از فعالیت‌های اقتصادی به اعتماد، ثبات و ارتباطات با جهان وابسته است. هر دولتی که بخواهد از ظرفیت‌های این صنعت بهره‌برداری کند، باید بداند که آثار تصمیم‌های سیاسی و اقتصادی آنها ممکن است سال‌ها بر رفتار گردشگران و سرمایه‌گذاران تأثیر بگذارد.

گردشگری؛ قربانی نااطمینانی و بی‌ثباتی

اعتماد در صنعت گردشگری به‌راحتی ایجاد نمی‌شود و به‌سرعت آسیب‌پذیر است.

مسافری که قصد سفر به ایران را دارد، پیش از خرید بلیت مسلماً با مجموعه‌ای از سوالات روبه‌رو می‌شود: آیا سفر امن است؟ آیا پرواز برقرار خواهد بود؟ آیا می‌توان هزینه‌ها را پرداخت کرد؟ آیا برنامه سفر با محدودیت‌های غیرمنتظره مواجه خواهد شد؟ آیا در صورت بروز مشکل، خدمات و پشتیبانی لازم ارائه می‌شود؟

این سوالات مختص به گردشگران خارجی نیست؛ گردشگران داخلی نیز در شرایط تورم، کاهش قدرت خرید، افزایش هزینه حمل­ونقل و اقامت و شرایط اقتصادی نامطمئن، ناچار به مدیریت هزینه‌های سفر خود به دقت هستند. نتیجه این وضعیت آن است که حتی مقصدی با ظرفیت‌های بی‌نظیر ممکن است با افت تقاضا، کاهش درآمد و دشواری در حفظ نیروی انسانی مواجه شود.

در این شرایط، نمی‌توان از فعالان گردشگری انتظار داشت که تک‌تنها هزینه تمامی بحران‌ها را متقبل شوند. کسب‌وکارهای این حوزه با هزینه‌های ثابت، نگهداری بناها، حقوق کارکنان، مالیات‌ها، بیمه، انرژی و تعهدات مالی نیز روبه‌رو هستند؛ هزینه‌هایی که حتی در زمان کاهش شدید مسافر نیز متوقف نمی‌شوند.

سیاست‌گذاری مؤثر باید بین بنگاه‌هایی که به‌دلیل ضعف مدیریت از بازار خارج شده‌اند و کسب‌وکارهایی که به دلیل بحران‌های گسترده و خارج از اراده خود دچار آسیب شده‌اند، تفاوت قائل شود. حمایت هوشمند از کسب‌وکارهای مستعد، به معنای نادیده‌گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه تلاشی است برای جلوگیری از نابودی سرمایه، مهارت، اشتغال و زیرساخت‌هایی که بازسازی آن‌ها در آینده هزینه‌های بسیار بیشتری خواهد داشت.

نگاهی به تجربه ترکیه؛ رقابت تنها بر سر جاذبه‌ها نیست

مقایسه ایران و ترکیه در حوزه گردشگری موضوعی ساده و یک‌بعدی نیست. این دو کشور در ساختار اقتصادی، موقعیت بین‌المللی، زیرساخت‌ها و وضعیت سرمایه‌گذاری تفاوت‌های زیادی دارند. با این حال، تجربه ترکیه نکته قابل توجهی برای ما دارد: موفقیت در گردشگری تنها به داشتن جاذبه‌های طبیعی و تاریخی بستگی ندارد؛ مدیریت مقصد، دسترسی هوایی، تبلیغات مستمر، ارتباط با بازارهای جهانی، تنوع خدمات، آموزش نیروی انسانی و ایجاد اطمینان برای گردشگر نیز بسیار تعیین‌کننده است.

ایران به لحاظ میراث تاریخی، تنوع فرهنگی، طبیعت، اقلیم و ظرفیت‌های گردشگری سلامت، فرهنگی و طبیعی، امتیازهای فراوانی دارد. با این حال، فقط داشتن مزیت به‌تنهایی باعث موفقیت اقتصادی نمی‌شود. مزیت زمانی به درآمد و اشتغال تبدیل می‌شود که برنامه‌ریزی صحیح وجود داشته باشد، بازار هدف شناسایی شده باشد، مسیر دسترسی روشن باشد، خدمات کیفیت قرار باشد و گردشگر بتواند با اطمینان برای سفر خود تصمیم‌گیری کند.

یزد نیز باید به‌طور مشابه به رقابت‌های منطقه‌ای نگاه کند. این شهر نباید منتظر بماند تا گردشگران به‌طور تصادفی آن را کشف کنند؛ باید بازارهای هدف را شناسایی کرده، ارتباط خود را با تورگردان‌ها و شرکت‌های گردشگری توسعه بخشد، محصولات مشخص و قابل ارائه طراحی کند و از همه مهم‌تر، تجربه‌ای فراهم کند که گردشگر پس از بازگشت، آن را به دیگران توصیه کند.

چرا یزد هنوز از ظرفیت‌های خود به‌طور کامل استفاده نمی‌کند؟

یکی از مشکلات، پراکندگی تصمیم‌گیری و عدم هماهنگی مناسب میان دستگاه‌های مسئول است. گردشگری به حوزه‌ای محدود نمی‌شود که یک اداره یا سازمان قادر به اداره آن باشد. شهرداری، میراث فرهنگی، حمل‌ونقل، فرودگاه، دستگاه‌های خدمات‌رسان، نهادهای امنیتی، بخش خصوصی و تشکل‌های حرفه‌ای، هرکدام در کیفیت تجربه گردشگر نقشی دارند.

در شرایطی که تصمیم‌های این نهادها هماهنگ نباشد، سرمایه‌گذار با مسیرهای پیچیده و گاه متناقضی روبرو می‌شود، کسب‌وکارها نمی‌توانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند و طرح‌های گردشگری در میان مکاتبات و مجوزها معطل می‌مانند.

دیگر چالش، نگاهی کوتاه‌مدت به گردشگری است. گاه موفقیت یک شهر تنها با برگزاری چند جشنواره، تبلیغات مقطعی یا آمار ورود مسافر در یک دوره کوتاه ارزیابی می‌شود؛ درحالی‌که مقصد گردشگری نیازمند برنامه‌ریزی چند ساله است. معلوم باشد که در هر فصل، چه تعداد گردشگر از کدام بازارها با چه سطح هزینه‌ای و برای چه نوع تجربه‌ای به منطقه جذب خواهند شد و چگونه سهم مردم محلی از این فعالیت اقتصادی افزایش می‌یابد.

همچنین، نباید چنین تصوری داشت که افزایش تعداد هتل‌ها به‌تنهایی مشکل را حل می‌کند. اگر تقاضای پایدار، مسیرهای دسترسی مناسب، بازاریابی مؤثر و خدمات مکمل موجود نباشد، افزایش ظرفیت اقامت می‌تواند به رقابت فرسایشی، کاهش قیمت‌ها و تضعیف کیفیت خدمات منجر شود.

یزد نیازمند توسعه متوازن زنجیره گردشگری است؛ زنجیره‌ای که از معرفی مقصد و امکان سفر آغاز می‌شود و شامل حمل‌ونقل، اقامت، تجربه‌های فرهنگی، خرید صنایع‌دستی، بازدید از جاذبه‌ها، غذا، سرگرمی و رضایت گردشگر می‌شود.

چه باید کرد؟ از شعار تا برنامه اجرایی

به نظر من، برای بهره‌برداری مؤثر از ظرفیت گردشگری یزد، چند اقدام باید در اولویت قرار گیرد:

نخست، تشکیل یک ستاد دائمی توسعه گردشگری استان با حضور واقعی و مؤثر بخش خصوصی و تشکل‌های حرفه‌ای؛ ستادی که تنها محلی برای برگزاری جلسات نباشد، بلکه توانایی هماهنگی، تعیین اولویت‌ها، پیگیری مصوبات و ارزیابی نتایج را داشته باشد.

دوم، توسعه برنامه‌ای مشخص برای احیای بافت تاریخی با تفکیک نواحی مسکونی، گردشگری، تجاری و فرهنگی. هدف باید هم‌زمان حفظ اصالت تاریخی، تأمین کیفیت زندگی ساکنان و فراهم‌کردن فرصت‌های اقتصادی برای مرمت و نگهداری بناها باشد.

سوم، تسهیل سرمایه‌گذاری از طریق ایجاد یک پنجره واحد واقعی؛ به‌گونه‌ای که سرمایه‌گذار در دریافت مجوزهای مربوط به یک طرح نیازی به پیگیری‌های طولانی و رفت‌وآمد بین دستگاه‌های مختلف نداشته باشد. زمان پاسخ‌گویی، مسئولیت هر نهاد و مسیر حل اختلاف نیز باید مشخص باشد.

چهارم، ارتقاء دسترسی به یزد. برنامه‌ریزی برای پروازهای مؤثر، بهبود پیوند با شبکه حمل‌ونقل کشور، هماهنگی زمان‌بندی سفرها و تسهیل جابه‌جایی گردشگران بخشی از زیرساخت‌های اصلی مقصد محسوب می‌شود. تنها زمانی تبلیغات اثرگذار خواهد بود که سفر به این مقصد نیز آسان و قابل پیش‌بینی باشد.

پنجم، طراحی برنامه بازاریابی بین‌المللی مستمر به‌جای تبلیغات پراکنده. یزد باید محصولات متناسب برای بازارهای هدف خود تعریف کند؛ از گردشگری فرهنگی و معماری گرفته تا سفرهای تخصصی، صنایع‌دستی، تجربه‌های کویری و گردشگری سلامت. حضور در بازارهای خارجی باید با همکاری فعالان حرفه‌ای، تولید محتوای چندزبانه و ایجاد ارتباط مستدام با شرکت‌های گردشگری همراه باشد.

ششم، توجه جدی به آموزش نیروی انسانی. راهنمایان گردشگری، کارکنان اقامتگاه‌ها، رانندگان، فعالان صنایع‌دستی و کارکنان خدمات شهری باید بخش‌هایی از تصویر یزد در ذهن گردشگر شوند. آموزش زبان، شناخت میراث فرهنگی، اصول میزبانی و مدیریت تجربه گردشگر باید به یک برنامه مستمر تبدیل گردد.

هفتم، توسعه گردشگری شبانه و فعالیت‌های فرهنگی متناسب با هویت یزد. بافت تاریخی نباید پس از غروب به فضایی خاموش و بی‌تحرک تبدیل شود. با رعایت حقوق ساکنان و ضوابط حفاظت، می‌توان از ظرفیت نورپردازی اصولی، روایتگری تاریخی، برنامه‌های فرهنگی، موسیقی مجاز، خوراک محلی و بازار صنایع‌دستی برای افزایش مدت اقامت و توزیع مطلوب‌تر درآمد بهره گرفت.

هشتم، استفاده از ظرفیت گردشگری سلامت، سفرهای تخصصی و رویدادهای علمی و فرهنگی. این بازارها می‌توانند وابستگی مقصد به فصول خاص را کاهش دهند؛ البته توسعه آن‌ها نیاز به برنامه‌ریزی حرفه‌ای، استانداردهای مشخص و هماهنگی میان نهادهای مختلف دارد.

نهم، پیوند دادن گردشگری به اقتصاد محلی. سهم مردم یزد از درآمد گردشگری باید قابل مشاهده باشد. صنایع‌دستی، کسب‌وکارهای کوچک، خوراک‌های محلی، محصولات بومی و خدمات فرهنگی باید در زنجیره عرضه گردشگری جایگاهی واقعی داشته باشند. مقصدی که مردم آن از رونق آن بهره‌مند شوند، از حمایت اجتماعی پایدار بیشتری برخوردار خواهد شد.

دهم، طراحی سیستم‌های حمایتی برای کاهش آثار بحران. صنعت گردشگری آسیب‌پذیر است و باید برای بحران‌ها برنامه‌ای داشته باشد؛ از تسهیلات و مهلت‌های منطقی بابت تعهدات مالی تا حمایت از نیروی انسانی، حفظ بناهای تاریخی و کمک به بازگشت سریع کسب‌وکارها به فعالیت.

این پیشنهادات تنها با تعیین مسئول مشخص برای هر کدام، زمان‌بندی مناسب، منابع مالی و شاخص‌های سنجش نتیجه عملی خواهد شد. ارائه برنامه بدون ارزیابی عملکرد، نمی‌تواند جایگزین مدیریت مؤثر باشد.

مسئولیت دولت و بخش خصوصی

در این بین، لازم است از ایجاد دوگانه نادرست فاصله بگیریم: اینکه همه مشکلات را به گردن دولت بیندازیم یا انتظار داشته باشیم که بخش خصوصی بدون حمایت و در هر شرایطی به فعالیت ادامه دهد.

دولت مسئول ایجاد ثبات، تدوین قواعدی قابل پیش‌بینی، حفاظت از میراث عمومی، تسهیل سرمایه‌گذاری و فراهم‌آوردن زیرساخت‌های اصلی است. در عوض، بخش خصوصی نیز مسئول مدیریت حرفه‌ای، حفظ کیفیت خدمات، رعایت حقوق کارکنان، شفافیت مالی و استفاده بهینه از سرمایه و فرصت‌هایی است که در اختیار دارد.

هیچ‌کدام از این دو نمی‌توانند به‌تنهایی صنعت گردشگری را به صنعتی پایدار تبدیل کنند. رابطه مؤثر میان آن‌ها باید بر پایه اعتماد متقابل، پاسخگویی، قواعد واضح و ارزیابی نتایج بنیان شود.

همچنین، توسعه گردشگری نباید تنها بر اساس درآمد بنگاه‌ها ارزیابی شود. حفظ هویت شهر، کیفیت زندگی ساکنان، رعایت ظرفیت تحمل بافت تاریخی، مصرف مسئولانه منابع آب و انرژی و جلوگیری از تبدیل محله‌های زنده به فضاهای صرفاً تجاری باید در مرکز تصمیم‌گیری قرار گیرد. گردشگری موفق آن است که هم از جنبه اقتصادی سودآور باشد و هم به حفظ ارزش‌هایی که اساس جذابیت مقصد را شکل می‌دهند، کمک کند.

سخن پایانی؛ یزد به تصمیم‌های بزرگ و اجرای دقیق نیاز دارد

یزد یکی از آن شهرهایی است که برای معرفی خود به دنیاست، نیازی به خلق هویتی جدید ندارد. تاریخ، معماری، فرهنگ، شیوه زندگی، هنرهای سنتی و تجربه زیستن در اقلیم کویری هویت این شهر را تشکیل داده است. وظیفه ما این است که این ثروت باارزش را بشناسیم، از آن محافظت کنیم و با مدیریتی آینده‌نگر فرصت استفاده مسئولانه از آن را فراهم سازیم.

اما این مسیر تنها با تکیه بر افتخار به گذشته یا تکرار عبارت «میراث جهانی» به ثمر نخواهد نشست. ثبت جهانی یک فرصت و مسئولیت است، نه پایان راه. اگر این عنوان در نهایت به بهبود زندگی مردم، احیای بناها، افزایش اشتغال پایدار، ارتقاء کیفیت خدمات و تقویت جایگاه بین‌المللی یزد کمک نکند، بخشی از ظرفیت آن همچنان بلااستفاده خواهد ماند.

تجربیات چند دهه فعالیت در صنعت گردشگری به من آموخته‌اند که سرمایه‌گذاری بدون ثبات، برنامه‌ریزی بدون اجرا و تبلیغات بدون زیرساخت، هیچ‌گاه نتیجه‌ای پایدار به همراه نخواهد داشت. گردشگری به اعتماد نیاز دارد؛ اعتمادی میان دولت و بخش خصوصی، میان مدیران و مردم، و میان مقصد و گردشگرانی که برای نخستین یا چندمین بار آن را انتخاب می‌کنند.

به نظر من، بافت تاریخی یزد فقط یک یادگار از گذشته نیست؛ بلکه یک سرمایه برای آینده است. آینده‌ای که می‌تواند با اشتغال، رونق اقتصادی، حفظ هویت فرهنگی و ارتباط مثبت با جهان توأم باشد؛ به شرط آنکه از دیدن این شهر به‌عنوان صرفاً مجموعه‌ای از بناهای قدیمی فراتر برویم و آن را به عنوان نظامی زنده در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در نظر بگیریم.

یزد همچنان فرصت‌های بزرگی پیش رو دارد. سوال اصلی این نیست که آیا ظرفیت گردشگری دارد؛ سوال این است که آیا اراده، برنامه و توان مدیریتی لازم برای بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها را خواهیم داشت؟

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا