چرا ماهی تن ویژگیهای خونگرمی مشابه پستانداران دارد؟ یک تحقیق جدید نظریه رایج را مورد سوال قرار میدهد

اگر از شما خواسته شود تصوری از یک حیوان خونگرم داشته باشید، بهطور معمول ذهن شما به سمت پستاندارانی چون گاو، سگ یا فیل میرود. اما جالب است بدانید که ماهی تن نیز در گروه این موجودات قرار دارد. خونگرمی در میان بیش از ۳۳ هزار گونهی ماهی امر نادری است، اما گونههای تن از جمله ماهیانی هستند که قادرند گرمای تولیدشده در نتیجه فعالیت عضلانی خود را حفظ کنند. این ویژگی به آنها کمک میکند که با سرعت قابل توجه و بهطور مداوم مسیرهای طولانی را در آب بپیمایند.
ماهی تن به خانوادهای به نام تونماهیان (Scombridae) تعلق دارد. این خانواده شامل ماهیهای شکاری است که حدود ۶۶ میلیون سال پیش و همزمان با انقراض دایناسورها، روند تکامل خود را آغاز کردند. امروزه، تقریباً نیمی از تمامی ماهیان پرتوباله خونگرم از این خانواده تشکیل شدهاند.
نظریهای که در میان برخی محققان مطرح است این است که اجداد ماهیهای تن با ناپدید شدن شکارچیان بزرگ دریایی در انتهای دورهی کرتاسه، که به خاطر برخورد یک سیارک به انقراض رسیدند، توانستند از فضای ایجادشده بهرهبرداری کنند و به تدریج هم از نظر اندازه بزرگتر و هم به خاصیت خونگرمی نائل شوند. با این حال، یک مطالعهی جدید این روایت را مورد تردید قرار میدهد.
چیس براوناستاین از دانشگاه ییل به همراه تیم تحقیقاتیاش، با بررسی دادههای ژنتیکی مربوط به ۵۰ گونه از خانوادهی تونماهیان و استفاده از شواهد فسیلی، شجرهنامهی جدیدی را برای این خانواده طراحی کردند.
نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که خاصیت خونگرمی در تنماهیان حداقل سه بار و بهطور مستقل در نسلهای مختلف این خانواده بهوجود آمده است.
یافتههای تیم تحقیقاتی نشان میدهد که خانواده تونماهیان حدود ۶۸ میلیون سال پیش و بهدنبال برخورد سیارک ایجاد شده است، اما فرآیند تکامل و تنوعپذیری آنها بهمراتب کندتر از آنچه که پیش از این تصور میشد، بوده است. به بیان دیگر، تنماهیان در دورهای ۴۰ میلیون ساله بهتدریج تنوع یافتهاند و نه اینکه بلافاصله پس از انقراض دایناسورها به شکل کنونی درآمدهاند.
یکی از نکات جالب موجود در این تحقیق به تکامل خونگرمی مربوط میشود. بر اساس دادههای جدید، این ویژگی در نسلهای مختلف تونماهیان حداقل سه بار بهطور مستقل پدید آمده است. دستکم دو مورد از این تحولات نیز ۱۰ تا ۱۵ میلیون سال پس از برخورد سیارک به وقوع پیوسته است. همچنین، رشد اندازهی بدن در این خانواده بهطور پراکنده در طول ۵۰ میلیون سال گذشته انجام شده و تنماهیان بزرگ امروزی فقط در ۱۰ میلیون سال اخیر به چنین اندازهای رسیدهاند.
براوناستاین بر این باور است که نتایج این مطالعات نشاندهنده تفکیک تکامل خونگرمی و بزرگتر شدن اندازه بدن است و این دو پدیده به انقراض دورهی کرتاسه ارتباطی ندارند. او در مصاحبهای با آیافالساینس، توجه به این نکته را مهم میداند که برای توضیح چگونگی تکامل ویژگیهای پیچیده، نباید به راحتی به تبیینهای سادهانگارانه رو بیاوریم و به جای آن باید به شواهد مستند اتکا کنیم.
براوناستاین تاکید میکند که وجود یک ویژگی خاص در یک موجود به معنای آن نیست که این ویژگی به منظور خاصی تکامل یافته است. او میگوید: «تکامل کور است» و صفات ممکن است در اشکال مختلف و به صورت تصادفی پدیدار شوند و سپس به مرور زمان قابلیتهایی جدید پیدا کنند. او به این موضوع اشاره میکند که خونگرمی و ابعاد بزرگ ماهی تن مثالاهایی از صفاتی هستند که ابتدا به اهداف مشخصی تکامل یافتهاند، اما بعدها برای کاربردهای جدید به کار گرفته شدهاند.
علاوه بر فرضیهی مربوط به سیارک، نظریهی دیگری نیز در مورد تکامل خونگرمی در ماهی تن وجود دارد که به رقابت با آببازسانان (نظیر نهنگها و دلفینها) اشاره میکند. بر اساس این نظریه، تکامل خونگرمی در ماهی تن بهعنوان پاسخی به ظهور این شکارچیان بزرگ در دوران ائوسن بوده است. با این حال، براوناستاین این نظریه را رد میکند و بر این نکته تأکید میکند که بدون شواهد فسیلی کافی، نمیتوان چنین ادعاهایی را ارائه داد.
بهنقض این دیدگاه، داهیانا آرسیلا از دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو که از نظریه آببازسانان حمایت میکند، بر این باور است که یافتههای براوناستاین لزوماً با نظریهی آنها در تناقض نیست. او تأکید میکند نتایج این پژوهش زمان ظهور خون گرمی در ماهی تن را به دوران ائوسن نسبت میدهد؛ چه زمانی که آببازسانان نیز در حال تنوع و گوناگونی بودند. او معتقد است که رد یک نظریه علمی که توسط شواهد متعدد پشتیبانی میشود، رویکردی علمی نیست و بر این نکته تأکید میکند که هر دو نظریه بر تحلیل و تفسیر شواهد موجود متمرکز هستند.
برخلاف تصور متداول، وجود خونگرمی در ماهی تن ارتباطی با انقراض دایناسورها ندارد و این ویژگی میلیونها سال بعد و تدریجی در طی ۴۰ میلیون سال شکل گرفته است.
آرسیلا به این انتقادات پاسخ میدهد که نظریه آنها تنها یک روایت ساده نیست؛ بلکه بر اساس شواهد متعدد و متنوع شکل گرفته و با زمانبندی رویدادها نیز همراستا است. او بر این باور است که مهمتر از این است که آیا این نظریه قابل آزمایش تجربی است یا نه، بلکه این است که آیا شواهد موجود از آن حمایت میکنند یا خیر و به اعتقاد او، شواهد موجود به نفع نظریهی آنها محسوب میشود.
در نهایت، این تحقیقات به ما یادآوری میکند که فرآیندهای تکاملی پیچیده مانند خونگرمی هرگز به سادگی به یک علت واحد برنمیگردند. برای درک چنین فرآیندهای عمیق، باید از رویکردهای سادهانگارانه فاصله بگیریم و با دقت بیشتری به بررسی شواهد و تأثیرات مختلف بر یکدیگر بپردازیم.
این پژوهش در نشریه Proceedings of the Royal Society B, Biological به چاپ رسیده است.


