«ایرانخودرو قابلیت تبدیل شدن به نمونهای نوین از کارایی و کیفیت در صنعت خودروسازی ایران را دارد»

رضا شیرازی پور، تحلیلگر بازار سرمایه، در گفتگویی به مناسبت برگزاری نمایشگاه بینالمللی خودرو تهران، به پرسشهایی پیرامون مدیریت بخش خصوصی در ایران خودرو پاسخ داد و این پرسشها با نگاهی مثبت و منفی مطرح شد. این مصاحبه به تفصیل در ادامه آمده است.
متن کامل این گفتگوی مفصل در زیر قابل مشاهده است.
سؤال:
چشمانداز صنعت خودرو ایران را در سالهای آینده چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من، صنعت خودرو ایران در حال ورود به دورانی جدید است؛ دورانی که دیگر نمیتوان به صرف تکنیکهای سنتی و نگاهی صرفاً معطوف به تولید، به آینده آن نگریست. این صنعت برای ادامه حیات و شکوفایی، باید به سمتی حرکت کند که شامل بهبود کیفی، افزایش بهرهوری، پیشرفت فناوری، رضایت مشتری و قابلیت رقابت باشد.
کشور ما دارای ظرفیتهای تبدیلناپذیری است؛ این ظرفیتها شامل منابع انسانی متخصص، زیرساختهای صنعتی، زنجیره گسترده تولید قطعات و تجربه چندین ساله در عرصه تولید خودرو میشود. به همین دلیل، اگر این ظرفیتها به شکل مؤثری مدیریت شوند، صنعت خودرو ایران قادر خواهد بود از یک بازار محلی فاصله گرفته و به صنعتی با قابلیت رقابت در سطح منطقه تبدیل شود.
آینده این صنعت به مجموعههایی تعلق دارد که قادر باشند با هزینه اندک، کیفیت بالا و سرعت مؤثر محصولاتی همراستا با نیاز مشتری ارائه دهند.
سؤال:
موقعیت ایرانخودرو را در این وضعیت چگونه میبینید؟
ایرانخودرو تنها یک کارخانه خودروسازی نیست؛ بلکه به یک بنگاه بزرگ صنعتی و اقتصادی تبدیل شده که بخش وسیعی از زنجیره تولید خودرو در کشور وابسته به آن است.
این بنگاه به سرمایههای ارزشمندی متکی است؛ از جمله نیروی انسانی کارشناس، شبکه تولید قطعات، خطوط تولید پیشرفته، دانش فنی و یک برند معتبر در بازار ایران.
از این رو، باید به ایرانخودرو به عنوان یک «سرمایه ملی» نگاه کرد.
طبیعتاً یک مجموعه بزرگ، با مشکلات و چالشهایی مواجه خواهد بود، اما نکته حائز اهمیت این است که باید فرآیند اصلاح را آغاز کرده و با جدیت ادامه دهد.
من بر این باورم که اگر اصلاحات مدیریتی و عملیاتی بهطور پایدار دنبال شود، ایرانخودرو خواهد توانست در سالهای آتی به یکی از خودروسازان بزرگ منطقه تبدیل گردد.
سؤال:
اخیراً اصطلاح «تویوتایی شدن ایرانخودرو» مطرح شده است. معنای این عبارت چیست؟
زمانی که از تویوتایی شدن سخن میگوییم، نباید این تصور را داشته باشیم که قرار است ایرانخودرو دقیقاً الگویی از یک شرکت خارجی باشد.
منظور از این اصطلاح، حرکت به سوی یک فرهنگ جدید سازمانی و مدیریتی است؛ فرهنگی که در آن کیفیت، بهرهوری، کاهش ضایعات، نظم، کار گروهی و بهبود مداوم از اهمیت بالایی برخوردارند.
شرکتها در سطح جهانی به دلیل همین رویکرد مدیریتی شناخته شدهاند.
درس کلیدی تویوتا در واقع این نیست که چه نوع خودرویی تولید میکند، بلکه اصل مهم آن چگونگی اداره سازمان و فرآیندهای بهبود مستمر آن است.
اگر ایرانخودرو بتواند این اصول را با شرایط اقتصادی، صنعتی و فرهنگی کشور خود سازگار کند، میتوانیم شاهد تحول بنیادینی در عملکرد این شرکت باشیم.
سؤال:
اصلیترین اصل در این مدل مدیریتی چیست؟
مهمترین اصل در نظر من، «بهبود مستمر» است.
هیچ سازمانی به یکشبه به بهترین وضعیت نخواهد رسید. هر روز باید یک فرایند را بهبود بخشید، هزینههای اضافی را کاهش داد، ایرادات کیفی را برطرف نمود و رضایت مشتری را افزایش داد.
این تلقی اگر در همه سطوح سازمان نهادینه شود، در نهایت منجر به بهبود کیفیت محصولات، کاهش هزینه تولید و جلب رضایت مشتری خواهد شد.
تویوتایی شدن به این معناست که سازمان یاد بگیرد ضایعات را شناسایی کند، مشکلات را پنهان نکند و راهحلهای پایدار برای مشکلات بیابد.
سؤال:
نقش نیروی انسانی در این تحول چیست؟
به نظر من، هیچ تحول صنعتی بدون نیروی انسانی با مهارت و باانگیزه ممکن نیست.
یکی از سرمایههای کلیدی ایرانخودرو، کارکنان و متخصصان هستند. برای اینکه تحولی صورت گیرد، کارکنان باید احساس کنند که بخشی از این فرآیند هستند.
مدیریت باید به دانش و تجارب کارکنان اعتماد کند و از ایدههای آنان برای کاهش هزینهها، افزایش کیفیت و بهبود فرآیندها استفاده نماید.
در یک سازمان پیشرفته، مدیر به تنهایی تصمیمگیرنده نیست بلکه تمامی کارکنان برای حل مسائل در کنار هم قرار میگیرند.
سؤال:
مشتری در این مدل چه جایگاهی دارد؟
مشتری باید در کانون تصمیمگیریها قرار گیرد.
در نهایت، هر فرایند تولید، مدیریت، طراحی و سرمایهگذاری باید به این سوال پاسخ دهد:
آیا محصولاتی که تولید میکنیم، ارزش و رضایت لازم را برای مشتری به ارمغان میآورد یا خیر؟
اگر مشتری از کیفیت خودرو، خدمات پس از فروش، قیمت، مصرف سوخت یا تجربه استفاده از محصولات رضایت نداشته باشد، تنها افزایش تولید نمیتواند به معنای موفقیت باشد.
از این رو، یکی از کلیدیترین شاخصهای موفقیت ایرانخودرو در آینده باید افزایش اعتماد و رضایت مشتری باشد.
سؤال:
آیا میتوان رشد کیفیت را همراه با کاهش هزینهها به ثمر رساند؟
قطعاً.
یکی از تفکرات اشتباه این است که افزایش کیفیت بهطور حتم مستلزم افزایش هزینههاست. در واقع، در بسیاری موارد، کیفیت بالاتر نه تنها با کاهش ضایعات و بهبود فرآیندها به دست میآید.
زمانی که بازنگری در کارها، ضایعات، توقفات خطوط تولید، خطاهای مجدد و فرایندهای غیرضروری کاهش یابد، هم کیفیت افزایش خواهد یافت و هم هزینههای نهایی کاهش مییابد.
این ردپای تحقق بهرهوری است.
هدف ما نباید صرفاً «تولید ارزان» باشد؛ بلکه باید به تولید هوشمند و بهرهور نیز توجه کنیم.
سؤال:
انتظارات شما از کیفیت محصولات ایرانخودرو چیست؟
انتظارات ما باید کاملاً روشن باشد: هر نسل جدید خودرو بایستی نسبت به نسل قبلی خود برتری داشته باشد.
این بهبود باید در زمینههای مختلف نظیر ایمنی، کیفیت، مصرف سوخت، فناوری، طراحی، دوام و خدمات پس از فروش تجلی یابد.
کنار توسعه محصولات جدید، کیفیت محصولات فعلی نیز باید مورد توجه جدی قرار گیرد. مشتریان امروز باید تفاوت کیفیت را حس کنند و این تغییر در محصولات به وضوح مشهود باشد.
اگر ایرانخودرو قصد دارد به یک خودروساز رقابتپذیر تبدیل شود، کیفیت باید از مرحله کنترل نهایی محصول تا تمامی مراحل طراحی و تولید گسترش یابد.
سؤال:
صادرات چه نقشی در آینده ایرانخودرو دارد؟
صادرات باید در زمره اهداف اصلی صنعت خودروی ایران تلقی شود.
زمانی که محصولی قرار است به بازارهای بینالمللی عرضه شود، نمیتوان فقط به معیارهای داخلی بسنده کرد. محصولات صادراتی باید از نظر کیفیت، قیمت، خدمات و استانداردهای فنی رقبتیابی شوند.
بنابراین حتی اگر در کوتاهمدت هدف اصلی بازار داخلی باشد، باید از همین امروز با چشمانداز بازارهای جهانی پیش برویم.
من بر این باورم که ایرانخودرو میتواند با اجرای یک برنامه منسجم و جدی، در بازارهای منطقهای نفوذ بیشتری پیدا کند.
سؤال:
نقش دولت در این راه چیست؟
دولت میتواند نقش بسیار مهمی در شکلدهی بستر مناسب برای تحول صنعت خودرو ایفا کند.
اما به نظر من بهترین حمایت از خودروسازان باید بر اساس ایجاد شرایطی باشد که شرکت بتواند با برنامهریزی پایدار و استقلال مدیریتی اقدام کند.
ثبات در سیاستگذاری، حمایت از سرمایهگذاری و فناوری، تسهیل در صادرات، ایجاد فضای رقابتی، و گسترش زنجیره تأمین از جمله اقداماتی است که میتواند به صنعت خودرو کمک شایانی نماید.
در عین حال، خودروساز نیز باید نسبت به کیفیت، هزینه، بهرهوری و رضایت مشتری مسئولیتپذیر باشد.
سؤال:
آیا میتوان امیدوار بود که ایرانخودرو به یک خودروساز جهانی تبدیل شود؟
چرا که نه؟
البته نباید شعار بدهیم و انتظار داشته باشیم که فاصله موجود بهسرعت ناپدید شود. لیکن، اگر مسیر اصلاحات صحیح انتخاب شود و تداوم یابد، دستیابی به استانداردهای بالاتر کاملاً ممکن است.
باید اهداف بلندی برای خود تعیین کنیم.
امکان دارد در مراحل ابتدایی هدف، کاهش هزینه و افزایش کیفیت باشد؛ سپس توسعه محصولات جدید؛ و در نهایت، افزایش صادرات و حضور مؤثر در بازارهای بینالمللی.
تحول واقعی از طریق جمعآوری قدمهای کوچک اما مستمر به وقوع میپیوندد.
سؤال:
بزرگترین چالش در مسیر تحول ایرانخودرو چیست؟
به نظر من، چالش اصلی، حفظ تداوم در اصلاحات است.
ممکن است یک برنامه خوب تدوین شود، اما اگر تحت تأثیر تغییر مدیران، تغییر سیاستها یا فشارهای زودگذر متوقف شود، نتایج مطلوب حاصل نخواهد شد.
تحول در صنعت نیاز به ثبات، صبر و ارزیابی مداوم دارد.
باید به سمت این هدف حرکت کرد که به برنامههای اصلاحی که میخواهد تأثیر خود را بگذارد، زمان داده و عملکرد مدیران بر اساس معیارهای واقعی و قابل اندازهگیری مورد ارزیابی قرار گیرد؛ شاخصهایی همچون کیفیت، بهرهوری، کاهش هزینه، اعتماد مشتری و رشد صادرات.
سؤال:
اگر بخواهید یک پیام به کارکنان و مدیران ایرانخودرو ارسال کنید، چیست؟
پیام من این است که ایرانخودرو پتانسیل قابل توجهی برای ایجاد آیندهای بهتر دارد.
این تحول تنها وظیفه مدیر عامل یا هیئت مدیره نیست، بلکه تمامی کارکنان، مهندسان، تأمینکنندگان و مدیران باید در این مسیر همکاری داشته باشند.
اگر همه ما به این باور برسیم که میتوان هر فرایند را بهبود بخشید، هر محصولی را با کیفیت بالاتری تولید کرد و هر ضایعهای را کاهش داد، آن وقت میتوانیم منتظر تحول واقعی باشیم.
ما نباید از گذشته دور شویم؛ بلکه باید از تجربیات گذشته برای ساختن آینده استفاده کنیم.
جمعبندی
من به آینده صنعت خودرو ایران و به ویژه به آینده ایرانخودرو با امیدواری نگاه میکنم؛ البته این خوشبینی به واقعیات و ظرفیتهای موجود برمیگردد و نه صرفاً شعار.
ایرانخودرو سرمایهای عظیم برای صنعت کشور به شمار میرود و اگر بتواند مسیر بهرهوری، کیفیت، بهبود مستمر، توسعه فناوری و مشتریمحوری را با ثبات پیش ببرد، آنگاه میتواند فصل جدیدی در تاریخ صنعت خودرو ایران رقم بزند.
«تویوتایی شدن» نباید به عنوان یک شعار تبلیغاتی تلقی شود؛ بلکه باید به عنوان یک فرهنگ کاری و مدیریتی به شمار آید.
فرهنگی که در آن کیفیت تصادفی نیست، ضایعات غیرقابل قبولند، مشکلات پنهان نمیشوند، و تصمیمگیری بر اساس نیاز مشتری صورت میگیرد و سازمان هر روز برای بهبود تلاش میکند.
به اعتقاد من، اگر این رویکرد به درون ایرانخودرو نهادینه شود، این شرکت قادر خواهد بود نه تنها موقعیت خود را در بازار داخلی تحکیم بخشد بلکه به الگوی جدیدی از خودروسازهای ملی تبدیل شود.



