پیام شکاف ۱۵ درصدی در بازار برای سرمایهگذاران چیست؟

“`html
رالی خاموش در پرتو شاخصسازان.
فاصله بازدهی میان شاخص کل و هموزن به ۱۵ واحد درصد صعود کرده و نشان از پیشتازی شرکتهای کوچک و متوسط دارد. در مقابل، بررسی تولید فولاد مبارکه نشان میدهد که علیرغم بازگشت بخشی از ظرفیتهای تولید، این شرکت هنوز نتوانسته به تمام خطوط خود به حالت باثبات قبلی بازگردد.
بورس نیوز:
آیا رشد بورس بدون احیای کامل غولهای بازار ادامهدار خواهد بود؟
رشد نماگرهای بورسی به ظاهر نمایی جامع از بازار را به نمایش گذاشته است؛ اما مقایسه شاخص کل و هموزن نشان میدهد که تمامی شرکتها با یک سرعت یکسان در حرکت نیستند. عمده شتاب بازار در ماههای اخیر توسط شرکتهای کوچک و متوسط رقم خورده، در حالی که برخی نمادهای بزرگ همچنان با چالشهای عملیاتی و نوسانات تولید مواجهاند.
بازگشت فولاد مبارکه به معاملات پس از وقفهای طولانی، بار دیگر توجهها را به عملکرد بزرگترین فولادساز بورس معطوف کرده است. بررسی دادههای تولید این شرکت در کنار روند شاخصها، دو تصویر متفاوت از بورس به ما نمایش میدهد: بخش عمدهای از بازار با سرعت بیشتری در حال رشد است، اما مسیر بازگشت برخی از غولها هنوز هم ناهموار است.
فاصله بین شاخصها؛ شرکتهای کوچک از غولها پیشی گرفتند
از ابتدای سال، شاخص کل با ۵۵ درصد افزایش، در حالی که شاخص هموزن به ۷۰ درصد رسیده است. بدین ترتیب، فاصله عملکرد این دو نماگر که هفته گذشته حدود ۱۰ واحد درصد بود، اکنون به ۱۵ واحد درصد رسیده است.
این اختلاف نشاندهنده این است که صعود بازار تنها نتیجه حرکت چند نماد شاخصساز نبوده است. در شاخص کل، شرکتهای بزرگ به دلیل ارزش بازار بالاتر تأثیر بیشتری دارند؛ اما در شاخص هموزن، تغییر قیمت تمامی شرکتها تقریباً به یک اندازه محاسبه میشود؛ بنابراین پیشیگرفتن هموزن میتواند گواهی بر عملکرد بهتر میانگین شرکتهای کوچک و متوسط باشد.
دادههای قیمتی شاخصهای بورسی نیز همین مسیر را دنبال میکند. از زمان آغاز فعالیت مجدد، شاخص کل ۵۵ درصد رشد داشته، در حالی که شاخص هموزن با افزایش ۷۰ درصدی، عملکرد بهتری را نشان داده است.
در دو هفته اخیر، فاصله به هم نزدیک شده و در نهایت این فاصله همچنان حفظ شده است؛ افزایش فاصله بین شاخصها از ۱۰ به ۱۵ واحد نه تنها نشاندهنده گسترش برتری سهمهای کوچک است، بلکه حاکی از افزایش سرعت حرکت این بخش از بازار در طول یک هفته اخیر است. به عبارت دیگر، سهمهایی که کمتر در رسانهها به چشم آمدهاند، سهم بیشتری از بازده واقعی بازار را شکل دادهاند.
این وضعیت ممکن است ثمره جبران عقبماندگی قیمتی، جریان نقدینگی بین صنایع و واکنش سریعتر شرکتهای کوچک به ورود سرمایه باشد. پایینتر بودن ارزش بازار این شرکتها موجب میشود تا حجم تقاضای محدودتری توانایی ایجاد تغییرات قیمتی بزرگتری را داشته باشد.
قدرت خریداران؛ پشتوانهای برای صعود یا هیجان زودگذر؟
بررسی سرانه معاملات حقیقی در ۲۵ روز اخیر، از تقویت محسوس تقاضا در آخرین روز حکایت دارد. سرانه خرید هر کد حقیقی به ۱۱۰.۳ میلیون تومان رسیده، در حالی که سرانه فروش ۳۲.۶ میلیون تومان گزارش شده است.
در نتیجه، قدرت سرانه خریداران تقریباً ۳.۴ برابر فروشندگان ثبت شده و تفاوت سرانه دو طرف به ۷۷.۷ میلیون تومان رسیده است. این وضعیت نشان میدهد که خریداران فعال با مبالغ بسیار بالاتری نسبت به فروشندگان وارد بازار شدهاند.
البته نمودار سرانه معاملات بهتنهایی مشخص نمیکند که نقدینگی دقیقاً به کدام بخش یا شرکتها وارد شده است. با این حال، همزمانی افزایش قدرت خرید با پیشتازی شاخص هموزن، احتمال توزیع گستردهتر تقاضا در میان نمادهای بازار را تقویت میکند.
این موضوع از منظر کیفیت صعود بسیار حائز اهمیت است. زمانی که رشد بازار تنها محدود به چند شرکت بزرگ باشد، شاخص کل ممکن است افزایش یابد، اما تعداد زیادی از سهامداران تغییرات مثبتی در سبد سهام خود احساس نکنند. در شرایط کنونی، پیشتازی هموزن نشاندهنده گسترش دامنه رشد است و شرکتهای کوچکتر نیز در روند صعودی مشارکت کردهاند.
با این حال، تداوم این مسیر به وجود نقدینگی بستگی دارد. سهمهای کوچک معمولاً در مواقع ورود پول بازده بالاتری ارائه میدهند، اما در زمان کاهش تقاضا نیز به دلیل کمعمق بودن معاملات، آسیبپذیرتر هستند؛ بنابراین برای اینکه از شکلگیری یک روند پایدار صحبت شود، قدرت خریداران باید در روزهای آینده حفظ گردد.
فولاد مبارکه؛ بازگشت ناقص غول بازار
در حالی که بخش عمدهای از بازار با سرعت بیشتری در حال حرکت است، دادههای تولید فولاد مبارکه تصویر متفاوتی از وضعیت یکی از مهمترین شرکتهای شاخصساز ارائه میدهد.
تولید محصولات گرم فولاد مبارکه در تیر ماه ۱۴۰۵ به ۱۲۱ هزار تن رسید که نسبت به تولید ۱۹۵ هزار تنی خرداد ماه، حدود ۳۸ درصد کاهش را نشان میدهد. این عدد همچنین نزدیک به ۵۴ درصد کمتر از متوسط تولید ماهانه سه ماهه پایانی سال ۱۴۰۴ است.
در دسته تختال، پس از ثبت تولید نزدیک به صفر در فروردین و توقف تولید در اردیبهشت و خرداد، شرکت در تیرماه ۵۴ هزار تن تولید کرد. بازگشت این خط تولید یک علامت مثبت محسوب میشود، اما تولید تیر همچنان حدود ۶۹ درصد کمتر از متوسط ماهانه زمستان گذشته است؛ بنابراین میتوان گفت شروع احیای این خط در حال انجام است، نه بازگشت کامل ظرفیت.
وضعیت در بخش محصولات سرد مستحکمتر است. تولید این گروه از ۱۰۵ هزار تن در خرداد به ۱۰۹ هزار تن در تیر ماه افزایش یافته و حدود ۳.۸ درصد رشد را نشان میدهد. تولید تیر ماه محصولات سرد تنها حدود ۴ درصد کمتر از متوسط زمستان است و به این دلیل، این بخش بیش از سایر خطوط به شرایط قبلی نزدیک شده است.
تولید محصولات پوششدار نیز در تیر ماه به ۲۲ هزار تن رسید؛ عددی که اگرچه نسبت به خرداد حدود ۱۵ درصد کاهش پیدا کرده، اما تقریباً در محدوده متوسط زمستان قرار دارد.
در حلقههای ابتدایی زنجیره، شرایط به گونهای متفاوت است. تولید آهن اسفنجی از ۵۱ هزار تن در خرداد به ۱۰ هزار تن در تیر کاهش یافته و افتی بیش از ۸۰ درصدی را نشان میدهد. در مقابل، تولید گندله از ۳۹۰ هزار تن به ۴۶۱ هزار تن رسیده و ۱۸ درصد رشد کرده است.
مجموع تولید چهارماهه نخست سال شامل ۴۵۰ هزار تن محصولات گرم، ۵۵ هزار تن تختال، ۳۰۴ هزار تن محصولات سرد، ۷۱ هزار تن محصولات پوششدار، ۱۱۶ هزار تن آهن اسفنجی و ۹۶۰ هزار تن گندله بوده است. البته این ارقام را نباید با یکدیگر تجمیع کرد زیرا محصولات در مراحل مختلف زنجیره تولید قرار دارند و بخشی از تولید هر مرحله خوراک مرحله بعدی است.
این ترکیب نشاندهنده این است که فولاد مبارکه در تیرماه با یک بازیابی ناهماهنگ و نامتوازن مواجه بوده است. تولید گندله رشد داشته، تولید تختال دوباره احیا شده و محصولات سرد تقریباً به وضعیت عادی برگشتهاند؛ اما کاهش در تولید محصولات گرم و آهن اسفنجی مانع از این میشود که بتوان عملکرد کلی شرکت را بهعنوان بازگشت کامل به حالت قبل توصیف کرد.
صعود شاخصسازها در ماه مه
بورس در شرایطی به مسیر صعودی خود ادامه میدهد که وزن اصلی بازدهی به سمت شرکتهای کوچک و متوسط تغییر کرده است. برتری ۱۶ واحد درصدی شاخص هموزن نسبت به شاخص کل و قدرت ۳.۴ برابری سرانه خریداران، بیانگر این است که تقاضا در بخش وسیعتری از بازار فعال شده است.
در مقابل، عملکرد فولاد مبارکه بهعنوان یکی از مهمترین نمادهای بزرگ بازار همچنان ترکیبی است. برخی خطوط مانند محصولات سرد و پوششدار به سطوح قبلی نزدیک شدهاند و تولید تختال نیز دوباره آغاز شده، اما افت در تولید محصولات گرم و آهن اسفنجی نشاندهنده آن است که بازسازی کامل ظرفیت عملیاتی هنوز محقق نشده است.
در نتیجه، بازار کنونی دو موتوره با سرعتهای متفاوت دارد: سهمهای کوچک که با ورود نقدینگی سریعتر به حرکت در میآیند و شرکتهای بزرگ که برای همراهی مداوم با شاخص نیاز به ارتقا واقعی در عملیات دارند. تداوم صعود بورس وقتی از پشتوانه محکمتری برخوردار خواهد بود که در کنار حفظ قدرت خریداران و رشد هموزن، دادههای تولید و سودآوری شرکتهای شاخصساز نیز بهبودی پایدارتر را نشان دهند.
“`



