محرک ناشناخته افزایش تورم در اقتصاد ایران / «نفت نه تنها ملی نیست، بلکه حتی دولتی هم محسوب نمی‌شود» / موتور اقتصادی ایران به سوی چپ متمایل شده است

امیرعباس آذرم‌وند: در قسمت ابتدایی گفت‌وگو با همت قلی‌زاده، متخصص در تحلیل اقتصاد انرژی، او به موضوعی که «کودتای نفتی ۱۳۸۶» نامیده می‌شود، پرداخته است. قلی‌زاده نشان داد که با ایجاد تغییرات در دولت نهم، قیمت نفت برای پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها بر اساس نرخ جهانی تعیین شد و این سیاست باعث شد که تورم در کشور به شدت افزایش یابد. تأثیرات این تصمیمات اکنون که نزدیک به دهه‌ها از آن می‌گذرد، در اقتصاد کشور به وضوح قابل مشاهده است.

در بخش دوم گفت‌وگوی خود با خبرآنلاین، قلی‌زاده بر این نکته تاکید کرد که نفت در ایران دیگر ملی نیست و اولین گام برای خروج از بحران فعلی تورمی، معکوس کردن سیاست‌های اتخاذ شده در دوران دولت‌های نهم و دهم و بازگرداندن قیمت‌گذاری انرژی به وضعیت پیش از سال ۸۶ است. او همچنین بیان کرد که میزان قاچاق بنزین در کشور به اندازه‌ای که رسانه‌ها ادعا می‌کنند نیست و بر خطرناک بودن وضعیت کشور تاکید کرد و ضرورت شروع اصلاحات فوری را یادآور شد.

به گفته قلی‌زاده، اگر سیاست‌های اقتصاد انرژی تغییر نمی‌کرد و کشور به شیوه قبل ادامه می‌داد، امروز قیمت هر دلار آمریکا حدود دو هزار تومان بود. او همچنین در مورد پیش‌بینی تورم در سال جاری و آینده، اظهار نمود که در هر دو سال احتمالاً تورم به سه رقم برسد و در سال ۱۴۰۶ از ۱۴۰۵ نیز بیشتر باشد.

متن کامل قسمت دوم این گفت‌وگو را در ادامه می‌توانید مطالعه کنید.

آیا می‌توان گفت که نفت ایران هنوز هم ملی است؟

نه تنها نفت ما ملی نیست بلکه حتی می‌توان گفت دولتی هم نیست.

پس، نفت در اختیار کیست؟

در اختیار الیگارش‌هاست و باید این مساله را نظام جمهوری اسلامی پیگیری کند چرا که دولت به تنهایی قادر به انجام این کار نیست. ما در مجمع تشخیص مصلحت نظام ساعت‌ها در این مورد بحث کردیم و موفق شدیم اثبات کنیم که زمانی که کل جامعه خواب هستند، نقدینگی چگونه ایجاد می‌شود. صبح که بیدار می‌شوند، دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه از زیر زمین استخراج شده، با قیمت جهانی محاسبه می‌شود و وارد اسناد می‌شود و براساس این روند وام‌هایی از بانک‌ها دریافت می‌کنند.
چه کسی نقدینگی ایجاد می‌کند؟ می‌گویند بانک مرکزی، ولی بانک مرکزی تحت فشار تورم و ارز است و تمام تلاش خود را می‌کند و حتی نظارت‌ها را تقویت کرده، اما نقدینگی همچنان افزایش می‌یابد، زیرا یک بانک نامرئی نفت شکل گرفته است. دولت نیز اسیر این وضعیت شده است. فریدمن بیان کرده که تمامی دولت‌ها فاسدند، اما ما دولت‌های موفقی مانند کره جنوبی داریم.
بیشترین قوانین اقتصادی توسط دولت آمریکا وضع می‌شود. در حال حاضر، دولت در برابر تورم دست و پا بسته است و نمی‌تواند حقوق کارمندان را بیش از ۲۰ درصد افزایش دهد و قربانی تورم شده است.
اگر بخواهم به بحث اندازه دولت بپردازم، حتی یک کودک در محله هم می‌داند که ژاپن به اندازه مدیران ما کارمند دارد، اما وقتی بررسی می‌کنیم، سرانه جمعیت کارمندان در ایران و ژاپن یکسان است. در آمریکا و اروپا هم این حقیقت وجود دارد. در فرانسه، ۶ میلیون کارمند وجود دارد و جمعیت آن ۵۶ یا ۶۰ میلیون نفر است. به هر زاویه‌ای که نگاه کنیم، دولت ایران کوچک است. برخی می‌گویند حکومت بزرگ است، من نیز آن را انکار نمی‌کنم، اما حکومت با دولت متفاوت است. دولت در اینجا به قوه مجریه اشاره دارد اما مردم کلانتری‌ها، شهرداری‌ها، نظامیان و تامین اجتماعی را هم جزء دولت می‌دانند و این مفهوم حکومت را می‌سازد. دولت به هر نحوی در کشور ما کوچک است. اگر ستاد اجرایی حضرت امام یا شستا ثروتمند باشند یا بانک‌های کشورمان مالک ۵ تریلیون شوند، آیا به نفع ملت خواهد بود؟ خیر، زیرا آن‌ها مسئولیتی نسبت به مردم ندارند و این دولت است که متعهد به مردم است. باید سیستم تامین اجتماعی را تقویت کند و توان دفاعی را بالا ببرد. مسئولیت‌های حاکمیت بر دوش دولت است، اما منابع درآمد آن را گرفته‌اند. مهم‌ترین منبع درآمدی همین پالایشگاه‌ها و بعد پتروشیمی‌ها بودند. دولت نه تنها کوچک است، بلکه به نظر می‌رسد ضعیف و ناتوان نیز هست. در کشور ما، کوچک‌ترین حلقه حاکمیتی دولت است یعنی همان قوه مجریه، اما در کشورهای دیگر این‌گونه نیست. دولت حتی نمی‌تواند از شهرداری‌ها بپرسد چقدر شهر آسفالت شده، در حالی که قیر رایگان از دولت می‌گیرد. کارایی و بهره‌وری دولت به حداقل رسیده است. کارمندان دولت ما ۱۰۰ دلار حقوق می‌گیرند. آینده اقتصاد ایران نگران کننده است و بیش از هر تهدید خارجی، خود کشور در معرض خطر قرار دارد. کودتای نفتی ۸۶ به شدت علیه اقتصاد ایران عمل کرده و می‌تواند کشور را به نابودی بکشاند.

آیا باید به دنبال ملی کردن نفت باشیم؟

به نوعی باید نفت را به ملیت برگردانیم. مسخره کردن مصدق در حال حاضر نشان‌دهنده اهمیت این حقیقت است. به نظر من با روند کنونی، عملاً دموکراسی را در کشور به حاشیه راندیم زیرا همان‌طوری که آقای حسین عظیمی گفتند، نمی‌توانیم در مورد نفت صحبت کنیم و از دموکراسی غافل شویم. ما آزادی مردم را با فاجعه نفتی ۸۶ از بین بردیم. ارتقای دموکراسی و افزایش مشارکت مردم زمانی ممکن است که ثروت‌های مردم به‌درستی تقسیم شود و مکانیسم انتخابات قادر به حمایت از مردم باشد.

آیا اوضاع اینقدر بحرانی است؟

وضعیت واقعاً بحرانی است. مسأله نان و شرافت این مردم است. کارمندان وقتی ماشین‌شان خراب می‌شود، از تعمیر آن ناتوان هستند. ما فریب خوردیم. ترامپ در سخنرانی‌اش گفت اگر من نباشم، کمونیسم در آمریکا پیروز می‌شود و عین همین حرف‌ها را به ما گفتند. هر چیزی می‌گوییم، می‌گویند این‌ها کمونیست هستند. در کمونیسم و لیبرالیسم دزدی بد است. من از مسئولان خواهش می‌کنم به موضوع ملی کردن نفت توجه کنند.

ما باید کاری کنیم که انسجام ملی ایجاد شود و اولین گام افزایش انسجام این است که پدران، شرمنده خانواده‌های خود نیستند. با این تورم فعلی، اگر تا پایان سال دلار به ۳۰۰ هزار تومان برسد، قیمت هر شانه تخم‌مرغ به یک میلیون تومان خواهد رسید. قیمت‌ها سریع‌تر از پیش‌بینی‌های ما به ارتفاع می‌رسند.

چه باید بکنند؟

من پیشنهاداتی ارائه کرده‌ام. بهترین راه بازگشت به رشته معادله پیش از ۸۶ است. یعنی باید به سیاست‌های صد ساله و نسبتاً موفق کشورمان برگردیم. در اروپا نیز امروز بحث ملی‌سازی شرکت‌های بزرگ در حال پیگیری است. من با اقتصاد رقابتی موافقم اما اگر یک انسان قوی با یک کودک مشاجره می‌کند، من باید مداخله کنم زیرا جان کودک در خطر است. در اقتصاد ایران اگر بخواهیم از این طوفان جان سالم بدر ببریم، هر اقدام و تصمیمی که بین سال‌های ۸۶ تا ۹۲ اتخاذ شده، باید به عنوان مین‌گذاری زندگی مردم خنثی گردد. نفت باید به چرخه خود برگردد و پالایشگاه‌ها تبدیل به حق‌العمل کار شوند. ما ۹ پالایشگاه دولتی داشتیم که خصوصی شدند. ۸۰۰ میلیارد تومان پالایشگاه اصفهان را اقساطی خریدند، در سال جاری ۸۰ همت سود خالص به دست آوردند و خود پالایشگاه گفته که در سال ۱۴۰۵ معادل ۱۷۷ همت سود خالص خواهد داشت.

قیمت روغن خودرو در کشور ما بالاتر از قیمت جهانی است

چنانچه این صنایع زیر نظر دولت بودند، آیا اکنون با کسری بودجه مواجه بودیم؟

اگر این پالایشگاه‌ها به فروش نمی‌رسیدند، کسری بودجه‌ای نیز نمی‌داشتیم و وضعیت شرکت‌ها بهتر بود. آن وعده و وعیدها که اگر پالایشگاه‌ها را بفروشیم، حال کشور خوب خواهد شد، کاملاً نادرست بود. تحقیقی از دکتر حسن درگاهی نشان می‌دهد که این صنایع قبل از واگذاری و در دوران دولتی بودن وضعیت به مراتب بهتری داشتند. در آن زمان حتی فساد نیز کمتر بود. اگر پالایشگاه‌ها به فروش نمی‌رسیدند، دولت با کسری بودجه مواجه نمی‌شد و از کارمندان خود نمی‌نالم. در حال حاضر بنزین به ۱۰ هزار تومان رسیده تا بتوان کالابرگ را برای چند دهک بالا ببرد.
هم اکنون نیز قیمت روغن خودرو در کشور ما گران‌تر از نرخ جهانی است و در حالی که کارمندی ۳۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرد و تجهیزات آن به ۶۰ سال پیش برمی‌گردد. در برنامه‌ای در شبکه یک اشاره کردم که نظام قیمت‌گذاری در این حوزه شبیه این است که پای فردی روی یخ است. مدیری در تلویزیون گفت این نتیجه درستی است و ما هر ۱۵ روز اعلام می‌کنیم که قیمت‌ها باید افزایش یابد.
امروز نفت ملی ما توسط بخش خصوصی قیمت‌گذاری می‌شود و این اقدام نادرستی است. زمین دموکراسی توسط پول‌های فساد تصرف شده است. تعداد نمایندگان واقعی مردم در مجلس شمارش‌ناپذیر است و باید مانند خصوصی‌سازی واقعی، به دنبال یک نماینده واقعی باشیم. باید آقای شریعتی توضیح دهد که چگونه هزینه تولید هر لیتر بنزین را بدون احتساب هزینه نفت، ۲۰ هزار تومان اعلام کرده است. در سایت کدال اگر مراجعه کنند، خود پالایشگاه نمودار هزینه‌های تولید را ارائه داده است.

بیایید به سوال قبلی برگردیم. چه باید کنیم؟

در حوزه اقتصاد و اگر بخواهم به یافته‌های خودم تأکید کنم باید تمام فعالیت‌ها و تصمیمات دولت‌های نهم و دهم در حوزه انرژی خنثی شود و تمامی مصوبات لغو گردند. قانون هدفمندسازی یارانه‌ها یک موضوع جدی است. در آن قانون نرخ گاز ۹ هزار درصد افزایش یافته و هیچ نشانه بهبودی دیده نمی‌شود. از آذر ۸۹ تا شهریور ۱۴۰۵ این شرایط را تجربه کردیم و نتایج آن مشخص گردیده است.

در نمودارها هزینه‌های ما به شدت افزایش یافته اما مصرف مردم هر سال کاهش یافته است. آمریکا و اسرائیل نمی‌توانند ما را شکست دهند، بلکه این اقتصاد خودمان است که ما را در معرض شکست قرار می‌دهد و به اعتقاد من همین حالا واقعیت‌ها آژیر خطر را به صدا در آورده‌اند. واقعیت کشوری در تهران نیست بلکه در روستاهای شرق و غرب قرار دارد و اگر ما به ذهن این اقشار سقوط کنیم، کار تمام است. در بحث اندازه دولت، اگر عالم فرض کنیم که دولت‌ها فاسد هستند، از زمان پیدایش کمون‌ها که بشر خود را شناخت تا قرون وسطی و تا کنون، دولت‌ها وجود داشته و خواهند داشت. دولت‌ها عموماً باید افراد نخبه را جذب کنند، اما در ایران ببینید چه بلایی بر سر دولت‌ها آورده‌اند. اکنون مردم با پوشش رسمی به کسی نگاه می‌کنند و چپ چپ می‌نگرند. این نتیجه ۳۰ سال بدگویی از دولت و کارمندان آن است. عمداً این مصیبت بر کشور تحمیل شده و نهاد دولت تضعیف شده است. اکنون زمان بیداری از خواب است و اگر مردم به هوش نیایند، کشور در خطر سقوط خواهد بود نه به خاطر حمله خارجی، بلکه به دلیل مسائلی که از سال‌های گذشته بر سر کشور آمده است. ما سال‌هاست با تورم دو رقمی مواجه هستیم و مرگ شایسته‌سالاری را می‌بینیم، در حالی که مردم تنها نظاره‌گر صحنه هستند. یکی از بزرگ‌ترین دارایی‌های کشور همین مردم هستند که باید حمایت شوند. باید به مردم بگوییم که تصور می‌کردیم اگر قیمت نفت را از صفر به ۸۰ دلار برسانیم، کشور بهره‌مند خواهد شد. آنها می‌گویند ۱۳۰ میلیارد دلار انرژی را به دست می‌آورند که ۷۰ میلیارد آن گاز است، اما مگر گاز قاچاق می‌شود؟

آیا به مسئله یارانه‌های پنهان انرژی اشاره می‌کنید؟

دقیقاً به یارانه‌های پنهان انرژی اشاره می‌کنم. اینکه اکنون صحبت از یارانه پنهان انرژی می‌شود، واقعی نیست. اگر کالایی ۱۰۰ تومان تولید شود و من آن را با ۸۰ تومان بفروشم و ۲۰ تومان توسط بودجه تأمین گردد، این واقعیت نیست. در حال حاضر، هزینه تولید بنزین با حمل و نقل تا جایگاه ۵ هزار تومان است و هیچ یارانه‌ای پرداخت نمی‌شود.

پالایشگاه‌ها در حال حاضر در گزارش‌های خود نوشتند که این سودهای کلان به خاطر تولید بیشتر نبوده است. حتی خوراک مصرفی آنها تغییر نکرده و مثلاً در پالایشگاه تبریز، ۱۰۵ میلیون بشکه نفت در تمامی این سال‌ها برداشت شده، اما سود آنها به شدت افزایش یافته که خودشان اعلام کرده‌اند که این مسئله به افزایش جهانی قیمت نفت و نوسان ارز برمی‌گردد. ما اداره کشور را از دولت گرفته‌ایم و آن را از جمهوری اسلامی گرفته‌ایم. اگر این شرایط ادامه یابد، دلار به یک میلیون تومان خواهد رسید و ما به یک بن بست واقعی خواهیم رسید. این ماشین در حال سرعتی معادل ۲۰۰ کیلومتر به دیوار برخورد خواهد کرد و باید ترمز آن کشیده شود.

رشد اقتصادی ایران به مدت ۱۸ سال در وضعیت سکته قرار دارد

چند روز پیش، شما از دی ماه اشاره کرده بودید که کشور در یک اتاق گاز قرار گرفته است. آیا هنوز هم همین اعتقاد را دارید؟

دماسنج اقتصاد قیمت‌ها است، قیمت‌هایی که دائماً در حال تغییر هستند. در زمان ما، اگر دانشجویی گرسنه بود، به سوپرمارکت می‌رفت و یک تن ماهی و چند تخم‌مرغ می‌خرید. اما اکنون کسی که ۲۰ سال سابقه کار دارد، حتی تهیه یک تن ماهی برایش دشوار است. خرید تخم‌مرغ برای او سخت است. قیمت چیپس به ۲۵۰ هزار تومان رسیده است. حتی طبقه متوسط دیگر برای تهیه پوشاک نیز توانایی ندارد. به بازار پوشاک بروید و ببینید هیچ کسی نیست. نرخ رشد اقتصادی ایران به مدت ۱۸ سال دچار سکته بوده و نزدیک به صفر است. این اقتصاد همچون بیماری است که مدت‌هاست در کما به سر می‌برد و به زودی خواهد مرد.
در دولت چهاردهم، اگرچه با شرایط دشواری مواجه است، می‌تواند به سمت اصلاح این قانون برود. اگر مصوبه این دولت نبود، اکنون نمایندگان می‌آمدند و از افزایش قیمت حمایت می‌کردند. کشور در وضعیت عادی نیست و نباید این امید را داشت. باید مردم را از زیر آوار اقتصادی نجات داد و دولت را تقویت کرد. ما روش قیمت‌گذاری داریم که از حوزه انرژی آغاز کرده و حتی ساده‌ترین محصولات را نیز گران‌تر کرده است.
۷ یا ۸ سال پیش گفتم باید بیاییم کلاه‌مان را قاضی کنیم و اینکه مردم شعار می‌دهند هزینه‌ها دلاری و درآمد ریالی است، سیاسی نیست و واقعیت دارد. این پایه علمی دارد و واقعیت زندگی مردم است و اکنون نیز همه همین را تکرار می‌کنند. اینکه هیچ یک از دولت‌های بعد از دولت دهم نتوانسته‌اند تورم را کنترل کنند به دلیل این است که کانون‌های تورم زاینده فعال هستند و باید به این کانون‌ها نگریست. شکل‌گیری عبارت یارانه پنهان از سال ۶۹ یک مشکل‌ساز بوده است. ما می‌خواستیم رابطه مالی نفت را بهبود دهیم اما برعکس عمل کردیم و منابع بزرگ نفتی را به عده‌ای محدود ارجاع دادیم.

در واقع دیگر نفت به عصای دست تبدیل نشده، بلکه مانع شده است؟

در مبانی اقتصاد گفته می‌شود که رابطه مصرف با درآمد مردم به گونه‌ای است که مقداری از مصرف تابع درآمد آنهاست و این موضوع به جان مینیارد کینز برمی‌گردد. در آن زمان، کینز ۱۰۰ سال مصرف و درآمد در انگلیس را مورد بررسی قرار داده و این رابطه را به‌دست آورد.

من نیز مصرف و تولید بنزین را طی یک دوره ۱۰۰ ساله مورد بررسی قرار دادم. دو متغیری که نهادهای امنیتی و برنامه‌ریز باید به آن توجه کنند. این بررسی نشان می‌دهد که مردم ما در زمینه انرژی پرمصرف نیستند و بسیاری از چیزها را به اخبار رسانه‌ها سپرده‌ایم و این تصور بوجود آمده که ما واقعاً پرمصرف هستیم. مفهومی مانند یارانه انرژی جا افتاده و به یک واقعیت تبدیل شده است.
ایرانیان امروز از کم مصرف‌کننده‌ترین مردم جهان در حوزه برق هستند، اما در صحنه به صورت معکوس نشان داده می‌شود که مردم مسرف هستند. ترازنامه انرژی‌ وزارت نیرو را باید بخوانیم. در آن آمده که هر چه سطح استاندارد زندگی در جهان بالاتر می‌رود، مصرف برق نیز بیشتر می‌شود. هند به سرعت برای جمعیتی معادل ۱.۵ میلیارد نفر، تولید برق را دو برابر کرده است. مصرف بالای برق نشانه توسعه‌یافتگی است.
در اروپا یکی از ویژگی‌های توسعه، میزان مصرف برق به شمار می‌رود. می‌گویند ما از فضا زمین را مشاهده کرده‌ایم و متوجه شدیم هر جایی که زمین روشن‌تر است، آنجا توسعه‌یافتگی بیشتری دارد.

آیا می‌توان گفت دلیل پایین بودن مصرف برق در ایران رفاه پایین‌تر مردم و مختل‌شدن روند توسعه است؟

مردم تنها می‌توانند برق را مصرف کنند و سایر مباحث مطرح شده نیست. یک اروپایی از ۲۰ تا ۳۰ دستگاه برقی در منزل خود استفاده می‌کند، اما در مناطق کم‌برخوردار شهری و روستایی ممکن است تنها یک تلویزیون، یک یخچال و چند لامپ داشته باشند، در حالیکه در اروپا حتی بخاری نیز برقی است.
بگذارید بحث مصرف انرژی را این‌گونه جمع‌بندی کنم که میزان سرانه مصرف انرژی مردم ایران، با چین یکسان است. در چین که نه نفت دارد و نه گاز و ۵۱ درصد از انرژی آن وابسته به زغال سنگ است و جمعیت آن ۱.۵ میلیارد نفر است. اینجا هم سرزمینی است که از لحاظ منابع نفت و گاز مقام اول جهانی را دارد، اما چین از تمام این سرمایه‌ها بی‌بهره است.
مسئله دیگری نیز وجود دارد، آیا در هنگامی که قیمت‌ها افزایش می‌یابند، مصرف کاهش یافته است؟ در آبان ۹۸ که مدعی بودند مصرف بالا است و خبردار شدند که مصرف انرژی ۲۰ درصد پایین می‌آید، اما نتیجه نشان داد که نه تنها مصرف بنزین کم نشد، بلکه نهایتاً مصرف به دو درصد افزایش یافت. انحراف از خطای این بحث حداقل ۲۲ درصد بود.

مصرف سرانه انرژی ما از ترکیه، عربستان، عمان، کویت، عراق، بحرین و امارات کمتر است

گاه گفته می‌شود با افزایش قیمت بنزین یا ارز، دولت توان کاهش کسری بودجه خود را می‌یابد، اما در عمل کسری بودجه همچنان در حال افزایش است. این موضوع چیست؟

دولت باید توجه داشته باشد که با اقتصاد از جنبه حسابداری برخورد نکند. می‌گویند با گران کردن انرژی کسری بودجه کاهش می‌یابد، اما وقتی نگاه می‌کنید با شکل‌گیری طوفان نفتی، کسری بودجه همزمان با سایر نمودارها به بدتر شدن ادامه می‌دهد. خود نهاد دولت تحت فشار این مشکلات به شدت زمین‌گیر شده و کارهای عمرانی نمی‌تواند انجام دهد و نمی‌تواند حقوق مناسب به کارمندان خود بدهد. زندگی یک کارمند در دهه ۷۰ را با حال مقایسه کنید. در دهه ۷۰، کارمندان سکه دریافت می‌کردند، فرزندان آنها به مهدکودک می‌رفتند، دارای وسایل رفت و آمد بودند و حتی در برخی شهرستان‌ها کارمندان می‌گفتند که نمی‌خواهند در صف نان قرار بگیرند. زندگی آن کارمند با استاندارد بالایی به خوبی پیش می‌رفت. اکنون کارمندان ۷۰۰ درصد از تورم عقب افتاده‌اند. ۸۵ درصد قدرت خرید یک کارمند نسبت به سال ۹۰ کاهش یافته است. اکنون همه کارمندان دو شغله هستند و در اداره، به کارهای دیگری می‌اندیشند. تا دیروقت هم مشغول کار در اسنپ هستند.
آیا این اقتصادی است که ما می‌خواهیم؟ به نظر من، ما با دو سوال جدی روبرو خواهیم بود؛ آیا ما در آینده اقتصادی ضعیفی خواهیم داشت و جامعه‌ای ناپایدار و اعتراضات اجتماعی را مشاهده خواهیم کرد؟ یا اگر اصلاحات انجام شود، اقتصاد قوی و جامعه‌ای پایدار و مردمی‌سالاری شکل خواهد گرفت؟ میانگین سفرهای ایرانیان نسبت به میانگین جهانی به شدت پایین‌تر است. سفر به چالوس و دماوند برای اقشار مرفه است، اما در کردستان یا سیستان و بلوچستان، سفر تفریحی بی‌معنی است. در روستاهای کشور ما از این‌گونه مفاهیم وجود ندارد.
نمودار مصرف سرانه انرژی ما از ترکیه، عربستان، عمان، کویت، عراق، بحرین و امارات کمتر است. ما در این کشور، اقداماتی از جمله برنامه‌های مقاومتی و هدفمندسازی یارانه‌ها و بسیاری بسته‌های اقتصادی را انجام دادیم، اما به نتیجه نرسیدیم چرا که جواب در جای دیگری بوده است. باید بر اژدهای نفت کنترل داشته باشیم. چند روز پیش، یکی از نمایندگان مجلس آقای مالک شریعتی با افتخار بیان کرد که چه نظام قیمت‌گذاری برای برق ایجاد کرده‌اند. ۱۰ نوع مصرف تعیین کردند که مردم از پله ۸ به بعد برق را به قیمت جهانی خریداری می‌کنند و اکنون می‌بینیم که پرداخت هزینه برق برای بسیاری از خانواده‌ها به یک مشکل جدی تبدیل شده است.

اگر فرمان اقتصاد از سال ۸۴ تغییر نمی‌کرد، امروز نرخ تورم ۱۵ درصد بود

منظور شما این است که بخش‌هایی از جامعه در حال پرداخت هزینه برق به اندازه‌ای هستند که در امارات یا آمریکا پرداخت می‌شود؟

بله. ما خودمان تورم قانونی ایجاد می‌کنیم. بگذارید مثالی بزنم، می‌گویند در فلان پتروشیمی کارمندی ۲۰۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرد. در پتروشیمی‌ها یا پالایشگاه‌ها، ثبت حساب‌ها به دلار انجام می‌شود و قیمت‌ها از همه جهات دلاری شده است و حتی پرداخت‌ها نیز به کارمندان به‌صورت دلاری محاسبه می‌شود. البته دلار پرداخت نمی‌شود، بلکه حقوق را بر اساس دلار محاسبه می‌کنند. یک مسئول بخش خصوصی می‌گفت که قیمت هر بشکه نفت ۱۵ دلار است اما آیا نفت ما در آمریکا استخراج می‌شود؟ نفت ما در مناطقی چون گچساران استخراج می‌شود و با حقوق ۳۰ میلیون تومان استخراج می‌گردد که این ارقام کاملاً بی‌معنی است.
ما با تورم قانونی مواجه‌ایم. پیش از سال ۸۶ هم زندگی می‌کردیم، اما در یک دنیای متفاوت. اگر بنزینی که در سال ۹۸ بر خلاف توصیه‌های ما گران شد و مشکلات متعددی را به وجود آورد و ناکامی‌هایی را بهمراه داشت، اما بعد از آن گفتند که با تثبیت نرخ بنزین، تورم بالاتر رفت، اما موضوع این نیست. اگر با شرایطی که تا سال ۸۴ داشتیم، ادامه می‌دادیم، قیمت هر لیتر بنزین امروز ۵۰۰ تومان بود.

در صورتی که این الگو (ادامه‌ی شرایط قبل از سال ۸۴ تا کنون) حفظ می‌شد، حقوق و دستمزدها امروز به چه مقدار می‌رسید؟

حداقل دستمزد دو میلیون تومان می‌شد.

و قیمت دلار چقدر می‌شد؟

ما این را محاسبه کرده‌ایم. اگر آن شرایط حفظ می‌شد، امروز دلار دو هزار تومان بود. نمودار آن را در ایکس منتشر کرده‌ام. ما در سال ۸۵ یا ۸۶ مطالعه‌ای داشتیم که هزینه هر کیلومتر مترو چگونه است. در آنجا پیش‌بینی کردیم که دلار هزار تومان است و تخمین ما این بود که در سال ۱۴۰۴ دلار به دو هزار تومان خواهد رسید. ما در دنیای پیش از ۸۶ زندگی می‌کردیم.

اگر به شما می‌گفتند که قیمت دلار ۲۳۵ برابر خواهد شد، آیا باور می‌کردید؟

در لبنان یک یا دو سال پیش ارزش پول ملی ۶۰ درصد کاهش یافته و اعتراضات بزرگ و سراسری صورت گرفت و دولت ظاهراً سقوط کرد. همین‌که می‌گویم مردم ایران در حکومت‌داری تأثیر گذاشته‌اند، به همین خاطر است. در جهانی وجود ندارد که ظرف دو دهه ارزش پول ملی‌اش ۲۳۸ برابر تضعیف شود و مردم همچنان زندگی خود را ادامه دهند. مسئولان باید قدردان این مردم باشند. منظور من هم تمام ۹۰ میلیون نفر از مردم ایران است.

آیا منظور شما همه مردم ایران است؟

تمام مردم ایران شایسته قدردانی هستند. جدا از قومیت، مذهب، باورها و مستقل از این‌که موافق هستند یا مخالف و یا منتقد شرایط کنونی. به هر کسی که در این جغرافیا بوده و براساس قانون اساسی حق زندگی شایسته دارد، باید احترام گذاشته شود.

اگر همان الگوی دوره پیش از ۸۴ ادامه پیدا می‌کرد، نرخ فقر امروز چقدر بود؟ آخرین گزارش مرکز آمار که اخیراً مشاهده کردم نشان می‌دهد که خط فقر در سال جاری به ۴۱ درصد جمعیت رسیده و پیش‌بینی شده که در سال ۱۴۰۷ بیش از ۴۵ درصد مردم زیر خط فقر قرار بگیرند. اگر تصمیمات سال ۸۶ اتخاذ نمی‌شد، چه میزان فقر اکنون وجود داشت؟

ما در این صورت با نرخ فقر مطلق ۶ تا ۷ درصدی مواجه می‌شدیم. به یاد داشته باشید که شاخص‌های اقتصادی در سال ۸۴، آخرین سال دولت خاتمی، وضعیت طبیعی و پایداری داشتند. تورم حدود ۱۰ درصد بود، نرخ رشد اقتصادی ۶ تا ۷ درصد بود، میزان سرمایه‌گذاری خارجی جذب می‌شد و پارس جنوبی نیز بسیار فعال بود.

چند شب پیش سالنامه آماری سال ۴۶ را از مرکز آمار مطالعه کردم. آن گزارش بسیار جامع است و با سالنامه ۱۴۰۳ مقایسه کنید که اکثریت آمارها محرمانه هستند. این‌ها کارهای بی‌معنی است و تجربه ترور ناجوانمردانه سرداران ما نشان داده است که آن‌ها نیازی به این مسائل ندارند.

حتی بانک مرکزی هم نرخ تورم را منتشر نکرد…

درست است. چندین سال است که بانک مرکزی نرخ تورم را اعلام نکرده است. با پنهان کردن آمار در عصر هوش مصنوعی و این نفوذ، این کار شوخی است و در نهایت دسترسی کارشناسان و دانشجویان را محدود می‌کنند. در دست داشتن آمار در سایت‌ها، فرصت بروز بحث‌های شفاف را میسر می‌کند و به استفاده از سایت کدال جهت فهم هزینه تولید بنزین کمک می‌کند.

اگر مایلید، بیایید بحث را به جمع‌بندی برسانیم.

در هر کشوری که در یک بازه ۱۸ ساله، ۲۵۲ هزار درصد قیمت تولیدات پالایشگاهی افزایش پیدا کند، اقتصاد آن به یقین دچار فروپاشی خواهد شد و قدرت پول ملی آن از بین می‌رود. در این شرایط برخی ذی‌نفع هستند و برخی دیگر به سبب ناآگاهی و ندانستن، در این اشتباه گرفتار شده‌اند. برخی در ایجاد این دو ستون و شگرد نظریه‌ها نقش داشتند و یک مفهوم از آن زاییده شده است. دائماً بیان کرده‌اند که مردم پرمصرف هستند و بخشی بزرگ به قاچاق می‌پردازند و نیاز به عذرخواهی دارند.

بر این اساس، بر این نکته تأکید کرده‌اند که یارانه می‌دهند در حالی که در واقع یارانه‌ای پرداخت نمی‌کنند. یارانه پنهان چیزی جز تفاوت قیمت بین کشورها نیست. ما چنین چیزی نداریم و یارانه‌ای در بخش انرژی پرداخت نمی‌گردد. این‌که در کجای دنیا قیمت‌ها به چه شکل است، ما را در دعوای بی‌پایانی فرو می‌برد که باید از قیمت پنیر تا دستمزد کارگر را در کشورهای دیگر بسنجیم. این نظریه فاقد مبانی علمی بوده و تصورات نادرستی را به وجود آورده است. سیاست‌های ناشی از این تصور نهایتاً در سال ۸۶ به یک کودتای اقتصادی منجر شد، علیه ملتی که هنوز جزئیات را نمی‌دانند و فکر می‌کنند نفت ملی است.

ما توانستیم تورمی ایجاد کنیم که من نام آن را «تورم ایرانی» می‌گذاریم

شما گفته‌اید که تنها یک درصد از بنزین قاچاق می‌شود؟

ما ۳۰ سال مصرف ۳۱ استان را بررسی کردیم. یا قاچاق روزانه ۶۰ میلیون لیتر از ابتدا بوده یا اینکه این آمار کلی نادرست است. نفتی که به پالایشگاه‌ها داده می‌شود مشخص است و تولیدات آنها نیز واضح است. در همین حال، مصرف میانگین در برخی استان‌های مرزی مانند کردستان کمتر از میانگین کشوری است. قاچاق صفر نیست، اما در مقیاس بسیار کوچکی صورت می‌گیرد. حداکثر می‌توانم بگویم که یک درصد از مصرف کشور ما قاچاق می‌شود.

شما نمی‌توانید به‌خاطر ۱۰۰ قاچاقچی، یک ملت را تنبیه و مجازات کنید زیرا این اقدام نتیجه‌ای نخواهد داشت. بارها به نام مبارزه با قاچاق، قیمت‌ها افزایش یافته اما مسائل حل نشده‌اند. ملت خسته شده و دیگر توانایی فشار مضاعف ندارند. ما برای نفت، حساب ذخیره و صندوق توسعه ملی ایجاد کرده‌ایم، اما منابع آن را به کجا فرستاده‌ایم؟ حتی در حفظ امانتی خوب عمل نکرده‌ایم.

جنگ و تحریم‌ها قطعاً در ایجاد تورم مؤثر است، اما اگر به جنگ‌های تاریخی نگاه کنید، می‌بینید هیچ‌جای دنیا چنین کاهش ارزش ملی را تجربه نکرده است. حکومت افغانستان هنوز رسماً به رسمیت شناخته نشده، اما تورم در آنجا ۲ تا ۳ درصد گزارش می‌شود و ارزش پول آنها در برابر دلار، به نوعی تقویت شده است. رئیس کل بانک مرکزی افغانستان، احتمالاً با تحصیلات دینی، می‌گوید که پول ملی در حال تبدیل به پول قدرتمندتری در منطقه است. چرا با این شبکه گازرسانی و برق‌رسانی و مصرف بنزین، این وضعیت برای دولت و ملت ما پیش آمده است؟

ثروت وجود دارد، اما آن را از مردم و دولت در آوردند و به مکان‌های دیگر منتقل کردند. در صورت‌های مالی شرکت‌ها می‌توانیم این ثروت را پیدا کنیم. در سال ۸۵، میانگین سود پالایشگاه‌ها ۲۳ میلیارد تومان بوده است، چون حق العمل بودند. یعنی یک مقدار نفت را از دولت گرفته و فرآورده تولید می‌کردند و به ازای کارهای خود مقداری حق‌العمل از دولت می‌گرفتند. در سال ۱۴۰۳، آن رقم به حدود ۹۰ همت رسیده است. پالایشگاه تبریز به ۲۵ همت، پالایشگاه شیراز به ۷۹۰۰ میلیارد تومان و پالایشگاه بندرعباس از یک میلیارد تومان به ۸۵ همت افزایش یافته است. میانگین رشد سالانه برای پالایشگاه اصفهان ۲۱ هزار درصد و برای پالایشگاه تبریز ۴۸۰۰ درصد بوده است. پالایشگاه اصفهان در دو دهه ۴۰۷ هزار درصد، تبریز ۹۵ هزار درصد و بندرعباس ۸ میلیون درصد رشد درآمد داشته‌اند. با چنین فرمولی قادر به ایجاد تورمی شدیم که آن را «تورم ایرانی» می‌نامم و به واسطه‌اش می‌توانیم تورم ایران را به دقت بیشتری محاسبه کنیم.

نظر شما درباره پیش‌بینی تورم در سال جاری و سال آینده چیست؟

به‌نظر می‌رسد پالایشگاه اصفهان پیش‌بینی خود را انجام داده است. سال گذشته سود خالص آن ۹۰ همت بوده و برای امسال پیش‌بینی ۱۷۷ همتی دارد. کاهش از ۹۰ به ۱۷۷ به چه معناست؟ این برابر با ۱۱۰ درصد تورم است. من گمان می‌کنم که در سال ۱۴۰۶، تورم بالاتر از امسال خواهد بود. ما وارد دوره ابر تورم شده‌ایم، به‌خصوص در زمینه خوراکی‌ها و با ادامه روند، شدت ابر تورم بیشتر نیز خواهد شد.

تصور من از اقتصاد ایران شبیه ماشینی است که چپ کرده است؛ اقتصاد ایران، متأسفانه چپ کرده و بعضی از سرنشینان آن هم جان باخته‌اند.

223224

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا