پذیرش معاون اول رئیس‌جمهور در مورد عقب‌ماندگی صنعت خودرو ایران؛ دلیل عبور کره جنوبی از مرحله مونتاژکاری چیست؟

تاریخچه آغاز فعالیت خودروسازی در ایران و کره جنوبی

اظهارات اخیر محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، دوباره زخم قدیمی صنعت خودروسازی کشور را نمایان کرده است. او به روشنی به نقد استراتژی حاکم بر این صنعت پرداخته و وابستگی به مونتاژ را از موانع جدی مسیر ترقی این حوزه دانست. با بررسی تاریخچه آغاز فعالیت‌های خودروسازی در ایران و کره جنوبی، مقایسه‌ای تلخ اما واقعی در این زمینه صورت گرفته است. طبق آمار و داده‌های ارائه‌شده، صنعت خودروسازی در ایران از کره جنوبی زودتر آغاز شده است. دقیقاً می‌توان گفت که تولید خودرو در ایران از سال ۱۳۴۶ شمسی شروع شد، در حالی که کره جنوبی یک سال بعد، یعنی در سال ۱۳۴۷ شمسی وارد این عرصه گردید. این تاریخ Advantage تشکیل‌دهنده‌ای می‌توانست به مزیتی بی‌نظیر در منطقه و حتی سطح جهانی بدل شود، اما ادامه تفکر نادرست مانع تحقق جایگاه شایسته کشور در مقایسه با کشورهای پیشگام گردیده است. امروز وقتی به وضعیت خودروسازی داخلی و رقبا در کره جنوبی می‌نگریم، به شکاف عمیق در عرصه‌های فناوری و ساختاری پی می‌بریم. تحلیل اقتصادی این دوران نشان می‌دهد که رویکرد کره جنوبی از ابتدا بر مبنای یادگیری فناوری و درونی‌سازی عمیق دانش فنی بنا شده بود. آن‌ها با مونتاژ شروع کردند، اما هرگز در آن متوقف نشدند. در مقابل، واردات قطعات جداگانه و مونتاژ آنها در ایران به‌عنوان ساده‌ترین گزینه انتخاب شده است. یکی از آسیب‌های جدی این رویکرد، عدم شکل‌گیری زنجیره تأمین قطعات با استاندارد جهانی در داخل کشور بوده است که در نهایت منجر به افزایش هزینه تمام شده خودروها و افت کیفیت در بلندمدت شده است. اگر زیرساخت‌های مهندسی به‌درستی پایه‌گذاری نشود، حتی در گذر نیم قرن نمی‌توان به خودروساز مستقل تبدیل شد.

فرهنگ مونتاژ و توقف انتقال فناوری در صنعت خودرو

در بخش دیگری از سخنان خود، معاون اول رئیس‌جمهور به موضوع اساسی فرهنگ مونتاژکاری و چالش‌های پس از انقلاب اشاره کرد. روند موجود پس از انقلاب نتوانست تغییرات بنیادین و مثبتی در نحوه انتقال تکنولوژی ایجاد کند و صنعت خودرو همچنان در قالب مونتاژ باقی ماند. مونتاژ به‌عنوان یک راهکار برای تأمین نیاز بازار پذیرفته شد، اما به‌تدریج به فرهنگی غالب و دائمی در صنعت خودرو تبدیل گردید. مشکل اصلی مونتاژکاری، نابودی روح نوآوری و مهندسی معکوس هدفمند است. وقتی یک خودروساز صرفاً به اتصال قطعات وارداتی مشغول است، نیازی به سرمایه‌گذاری در بخش‌های طراحی پلتفرم، توسعه سیستم‌های محرکه و ارزیابی ایمنی احساس نمی‌کند. این وابستگی ارزی یکی از بزرگترین نقاط ضعف خودروسازان داخلی است که در مواجهه با نوسانات ارزی، بلافاصله بر قیمت نهایی مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد و بازار را دچار نوسان می‌کند. از سوی دیگر، شرکای خارجی نیز در دوران همکاری‌های اوج، تمایلی به انتقال دانش فنی پایه به مهندسان ایرانی نداشتند و صرفاً بازار ایران را به‌عنوان پایگاهی برای فروش قطعات خود می‌دیدند. زمانی که صنعتی کاملاً به شرکت‌های مادر در خارج از مرزها وابسته باشد، مفاهیمی چون تحقیق و توسعه داخلی برای آن بی‌معنا و توجیه‌ناپذیر خواهد بود.

نقش نمایشی واحدهای تحقیق و توسعه در کارخانه‌ها

یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های سخنان محمدرضا عارف، اشاره او به وضعیت واحدهای تحقیق و توسعه (R&D) در شرکت‌های خودروسازی بود. او به‌روشنی عنوان کرد که شرکت‌هایی که فقط به ظاهر بخش آرندی (R&D) احترام می‌گذارند، در واقع هیچ اعتقادی به توسعه علمی ندارند. به گفته وی، بسیاری از این شرکت‌ها تنها با یک تابلو و یک یا دو اتاق، بخش تحقیق و توسعه خود را به نمایش می‌گذارند. مسئولان آن‌ها قبل از بازدید مقامات و ناظران، دو کارشناس را در این اتاق‌ها مستقر می‌کردند تا ظاهری از یک واحد مهندسی فعال به نمایش بگذارند.

فرهنگ مونتاژکاری برای تحقیق و توسعه واقعی معنی ندارد. فردی که صنعت را از او گرفته‌ای، در حال تحقیق است. صنعتی که قصد دارد خود را به‌عنوان آرندی نشان دهد، تنها بر روی یک یا دو اتاق کار می‌کند و برای مقامات پیگیری ایجاد می‌کند… پیش از بازدید، دو کارشناس را آنجا نشسته، آنجا بخش آرندی به نظر می‌رسید.

این روند نمایشی و گمراه‌کننده که در روز بعد از بازدید نیز جمع‌آوری می‌شد، آسیب جدی به استعدادهای مهندسی کشور وارد کرده است. وقتی تحقیق و توسعه به قلب تپنده یک صنعت تقلیل یابد، حاصل آن خودروهایی خواهد بود که سال‌ها با یک پلتفرم ثابت و بدون هیچ‌گونه ارتقای ایمنی و رفاهی تولید می‌شوند. این رفتار نه تنها منابع مالی را هدر می‌دهد، بلکه نخبگان دانشگاهی را نیز به یأس می‌کشاند. مدیران کارخانه‌ها ترجیح می‌دهند بودجه‌هایشان را صرف امور جاری و مونتاژ سریع کنند تا اینکه به پروژه‌های بلندمدت‌تر حقایق صنعتی سرمایه‌گذاری نمایند.

اعتراف محمدرضا عارف معاون اول رئیس‌جمهور به عقب‌ماندگی صنعت خودرو ایران

اهمیت تحول علمی و تغییر رویکرد در خودروسازی مدرن

با وجود تمامی ناکارآمدی‌ها در واحدهای تحقیق و توسعه (R&D) که به‌عنوان یکی از اولویت‌های کلیدی صنعت تلقی می‌شود، تغییر این روند مخرب همچنان ممکن است. معاون اول رئیس‌جمهور بر لزوم استفاده بهینه از ظرفیت‌های موجود تأکید کرده و از تلاش‌های افرادی چون دکتر سعیدی که وارد این میدان شده‌اند، قدردانی کرد. برای نشان دادن اهمیت این امر، به ریشه‌های توسعه علمی پس از جنگ جهانی دوم اشاره کرد و تأکید نمود که دستاوردهای اساسی در زمینه نظری در نیمه دوم دهه ۴۰ و نیمه اول دهه ۵۰ میلادی شکل گرفت. این ارجاع تاریخی نشان می‌دهد که برای رسیدن به صنعتی خودروی پیشگام، باید زیرساخت‌های علمی و پژوهشی به‌طور بنیادین تقویت شوند. سرمایه‌گذاری واقعی در مراکز تحقیق و توسعه می‌تواند به خلق موتورهای کم‌مصرف، پلتفرم‌های مشترک و در نهایت تولید خودروهای مدرن منجر شود تا نیازهای امروز بازار را تأمین کند. از نظر اقتصادی، توسعه دانش بومی می‌تواند باعث کاهش ارزبری، ایجاد ارزش افزوده و توانمندسازی در تأمین نیازهای حیاتی کشور گردد. این مسیر نیازمند حمایت‌های ساختاری، معافیت‌های مالیاتی هدفمند برای پروژه‌های تحقیقاتی موفق و جلوگیری از نگاه‌های سطحی و زودبازده در مدیریت خودروسازی‌هاست.

الزامات خروج از چرخه مکرر مونتاژ

برای اینکه صنعت خودروی ایران بتواند فاصله عمیق خود را با رقبای مانند کره جنوبی کاهش دهد، به یک نقشه راه عملیاتی و قاطع در حذف فرآیندهای زائد نیاز دارد. ابتدایی‌ترین گام در این مسیر، قطع حمایت‌های بی‌قید و شرط دولت از مونتاژکارانی است که هیچ برنامه‌ای برای عمق‌بخشی به تولید داخلی ندارند. سیاست‌گذاران باید تخصیص ارز و تسهیلات بانکی را به‌صورت مستقیم به میزان پیشرفت واقعی در بومی‌سازی تکنولوژی‌های پیشرفته مرتبط سازند. ایجاد کنسرسیوم‌های مشترک بین خودروسازان داخلی، قطعه‌سازان شناخته‌شده و دانشگاه‌های صنعتی برتر می‌تواند هزینه‌های تحقیق و توسعه را تقسیم کرده و سرعت دستیابی به فناوری‌های جدید را افزایش دهد. تا زمانی که نگرش مدیران ارشد این صنعت از فروش کوتاه‌مدت مونتاژی به توسعه پایدار و بلندمدت تغییر نکند، خطوط تولید نیز چیزی بیشتر از دستگاه‌هایی برای سرهم‌بندی قطعات خارجی نخواهند بود و فاصله ایجاد شده در این شصت سال، جبران نخواهد شد.

عواقب اقتصادی و اجتماعی شکاف فناوری در بازار خودرو

درک عمیق‌تر سخنان معاون اول رئیس‌جمهور نیاز به بررسی تبعات اقتصادی و اجتماعی این عقب‌ماندگی صنعتی دارد. وقتی کشوری با سابقه طولانی در خودروسازی، همچنان در فاز مونتاژکاری باقی می‌ماند، نخستین آسیب آن مستقیماً بر مصرف‌کنندگان و اقتصاد کلان اثر می‌گذارد. بازار خودروی ایران با پدیده‌ای مواجه است که در آن تقاضا همیشه بالا است، اما کیفیت محصولات ارائه‌شده با استانداردهای جهانی فاصله زیادی دارد. این شکاف فناوری موجب شده است تا خودرو در ایران از یک کالای مصرفی با استهلاک مشخص، به یک کالای سرمایه‌ای برای حفظ ارزش پول تبدیل گردد. این تغییر ماهیت، تمام معادلات اقتصادی بازار را برهم زده است. از یک سو، خودروسازان به دلیل هزینه‌های بالا برای تأمین قطعات خارجی و نبود پلتفرم‌های اختصاصی مدرن، با چالش‌های مالی زیادی مواجه‌اند. از سوی دیگر، وابستگی به مونتاژ باعث آسیب‌پذیری شدید خطوط تولید در برابر تحولات جهانی شده است. در زمان‌های مختلف، شاهد بوده‌ایم که به محض اختلال در زنجیره تأمین خارجی، تولید بسیاری از خودروهای محبوب داخلی متوقف شده است. این ناامنی در عرضه، مستقیماً ناشی از فرهنگ مونتاژکاری است که به‌طور جدی مورد نقد قرار گرفت. اگر در دهه‌های گذشته به‌جای توجه سطحی به واحدهای تحقیق و توسعه، سرمایه‌گذاری جدی در طراحی قوای محرکه و ایمنی انجام می‌شد، امروز این‌گونه وابستگی ارزی در صنعت خودرو بحران‌ساز نمی‌بود. علاوه‌بر مسائل اقتصادی، هزینه‌های اجتماعی این عقب‌ماندگی نیز محسوس است. رفع این بحران‌های چندوجهی نیاز به تغییر رویکرد از اقتصاد مونتاژمحور به اقتصاد دانش‌بنیان دارد؛ تنها راهی که می‌تواند صنعت خودروی ایران را به سمت استقلال واقعی و جبران فاصله تاریخی با کشورهای پیشرو هدایت کند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا