مجردها نفسها را در حبس دارند / اجاره و اقساط حقوق، زندگی را دشوار کرده است

هر زمان که به روزهای ابتدایی یک ماه نزدیک میشویم، پیغام واریز حقوق به دستمان میرسد و در آن لحظه، زندگی رنگ و بوی بهتری به خود میگیرد. شماره حساب را چک کرده و بهخود میگویید که این ماه همه چیز را بهتر مدیریت میکنید؛ از هزینههای غذا در خارج از خانه کاسته و خریدهای غیرضروری را کاهش میدهید و شاید مقداری هم پسانداز کنید. اما پس از چند روز، قسطها، اجاره و قبوض و هزینههای رفتوآمد به تدریج نمایان میشوند و در پایان ماه، باز سؤالی که همیشه در ذهن میچرخد، پیش میآید: پول کجا رفت؟
مجردها تحت فشار گرانی
این شاید سادهترین تصویر از آن چیزی باشد که امروزه میتوان «اقتصاد مجردی» نامید؛ اقتصادی که در آن یک نفر میبایست مخارج زندگی کامل را با درآمدی تکنفره مدیریت کند. این تصور که فرد مجرد به دلیل تنها بودن، هزینه کمتری دارد، بخشی صحیح ولی ناکافی است. اگرچه یک نفر کمتر غذا میخورد، اما هزینههایی همچون اجاره، اینترنت، قبوض و لوازم خانگی با مجرد بودن افراد به نصف کاهش نمییابند.
مجردها نیز از تورم در امان نیستند
برای سال ۱۴۰۵ حداقل مزد روزانه کارگران حدود ۵ میلیون و ۵۴۱ هزار و ۸۵۰ ریال تعیین شده و حداقل مزد ماهانه به بالغ بر ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان میرسد. این میزان حداقل مزد نسبت به سال گذشته ۶۰ درصد افزایش یافته است. البته باید توجه داشت که این رقم ناظر بر حقوق خالص تمامی کارگران نیست؛ مزایا، سوابق و سایر عوامل میتواند دریافتی افراد را متفاوت سازد. بههرحال، این رقم نقطهای آغازین برای بررسی دخلوخرج زندگی یک کارگر مجرد محسوب میشود.
اما در شرایطی که افزایش حقوق با افزایش قیمتها مقایسه شود، اوضاع جدیتر به نظر میرسد. بر اساس دادههای مربوط به مرداد ۱۴۰۵، تورم نقطهبهنقطه به حدود ۸۹ درصد رسید است. بنابراین، افزایش ۶۰ درصدی حقوق به معنای افزایش متناسب قدرت خرید نیست. برای شخصی که هر ماه مجبور است از همین حقوق، هزینههای مسکن، خوراک، رفتوآمد و سایر هزینهها را پرداخت کند، رقم درج شده در فیش حقوقی تنها بخشی از تصویر کلی را به نمایش میگذارد؛ مهمتر از آن، چیزی است که در پایان ماه از این رقم باقی میماند.
مسکن، غولی که حقوق مجردها را میبلعد
در چنین وضعیتهایی، حتی اگر فرد تمام تلاش خود را برای مدیریت هزینهها انجام دهد، بخشهای معینی از مخارج همچنان ضروری و غیرقابل حذف باقی میمانند. به تأخیر انداختن اجاره بها، حذف رفتوآمد برای یک ماه یا کسر مواد غذایی امری غیرممکن است. فشار اقتصادی بر یک فرد مجرد غالباً در پی ولخرجی شکل نمیگیرد؛ گاهی این فشار از همان نقطهای آغاز میشود که درآمد کافی برای تأمین هزینههای ضروری وجود ندارد.
مسکن به خودی خود بخشی است که چالشهای زندگی مجردی را افزایش میدهد. یک فرد تنها در صورتی که بخواهد زندگی مستقلی داشته باشد، نمیتواند هزینه اجاره را با شخص دیگری مشترک کند؛ مگر اینکه همخانه داشته باشد. او باید در مقیاس کوچکتری یا در محلههای ارزانتر ساکن شود، اما در هر حال باید درصد قابل توجهی از درآمدش را به هزینه مسکن اختصاص دهد. در واقع، اختلاف «زندگی مجردی» با «زندگی کمهزینه» در همین نکته نهفته است؛ یک فرد ممکن است کمتر مصرف کند، اما نمیتواند تمامی هزینههای ثابت را حذف کند.
یکی از بارزترین تفاوتهای زندگی یکنفره با زندگی چندنفره، مسأله تقسیم هزینههاست. وقتی دو نفر درآمد دارند، مخارجی همچون اجاره، اینترنت، قبوض و بخشی از هزینههای دیگر میتواند میان دو درآمد تقسیم شود. اما در زندگی مستقل یک نفر، تمامی این هزینهها باید از یک فیش حقوقی تأمین شوند. به همین خاطر، ممکن است هزینههای متغیر یک فرد کمتر باشد، اما سهم هزینههای ثابت از درآمد او بیشتر گردد.
با این حال، تمام مجردها در شرایط مشابهای قرار ندارند. جوانی که به همراه خانواده زندگی میکند، ممکن است حتی اجاره نیز پرداخت نکند و بخش اعظم هزینههای خوراک و قبوض بر عهده خانوادهاش باشد. فرد دیگری ممکن است با یک یا دو همخانه زندگی کند و هزینه مسکن را بهصورت مشترک پرداخت کند.
از این رو، «مجرد بودن» به تنهایی نمیتواند وجوه مالی افراد را توضیح دهد؛ آنچه واقعاً مهم است، میزان استقلال مالی و هزینهای است که فرد برای شکلدهی به یک زندگی مستقل متحمل میشود.
کسی که تصمیم به استقلال کامل گرفته، با شرایط متفاوتی رو به روست؛ از خرید یخچال و ماشین لباسشویی گرفته تا پرداخت قبض و هزینه اینترنت، تمامی مخارج به صورت مستقیم از درآمد شخصی تأمین میشود. حتی هزینههایی که به ظاهر جزئی به نظر میرسند، بهراحتی در زندگی مجردی جمع میشوند.
زمانی که یکی از وسایل منزل خراب میشود، گوشی نیاز به تعمیر پیدا میکند یا هزینه درمانی غیرمنتظرهای پیش میآید؛ در این شرایط، اگر پساندازی وجود نداشته باشد، آن یک هزینه میتواند توازن مالی یک ماه را برهم بزند.
بعد از هزینههای مسکن، نوبت به مخارجی میرسد که معمولاً در محاسبات اولیه ماه نادیده گرفته میشوند. هزینههایی مانند کرایه تاکسی اینترنتی، خرید از فروشگاه، سفارش غذا در روزهای شلوغ، خرید قهوه، هزینه اشتراک اینترنت و خریدهای کوچک روزمره، هر یک به تنهایی ممکن است عدد کلانی نباشند. اما در محاسبه نهایی، مجموع این هزینهها به راحتی قابل توجه میشود. مسئله اقتصاد مجردی نه تنها به یک هزینه کلان وابسته است، بلکه ناشی از انباشت هزینههای کوچک است.
این هزینهها معمولاً نخستین ضربه را به تفریح و پسانداز میزنند. وقتی درآمد و هزینه بههم نزدیک میشوند، فرد در ابتدا از چیزهایی صرفنظر میکند که حذفشان آسانتر است؛ مانند رستوران و کافه کمتر، سفر کمتر، خرید لباس محدودتر و تفریح کمتر. سپس نوبت به مخارج پسانداز میرسد. جمله «این ماه نشد، ماه بعد کنار میگذارم» برای بسیاری به عادتی ماهانه تبدیل میشود؛ عادتی که ممکن است با بروز یک هزینه غیرمنتظره مانند تعمیر گوشی یا خرابی لوازم منزل، از بین برود.
مسأله اما تنها ناتوانی در پسانداز نیست؛ موضوع در اینجاست که حاشیه امنیت مالی از بین میرود. فردی که هیچ مبلغی برای ماههای آینده کنار نمیگذارد، در برابر جهشهای ناگهانی قیمت یا هزینههای غیرمنتظره آسیبپذیرتر است. بنابراین، ممکن است فرد به ظاهر به خوبی زندگی خود را مدیریت کند و حتی ولخرج نبوده، اما در پایان هر ماه هیچ پساندازی نداشته باشد.
مجردها زندگی را قسطی میگذرانند
از طرفی، قسط نیز جزء جداییناپذیر اقتصاد امروز است. بسیاری از خریدهایی که قبلاً با یک یا دو حقوق انجام میشد، حالا ممکن است به پرداختهای چندماهه تبدیل شود. برای شخصی با تنها یک درآمد، قسط فقط یک عدد ثابت در آغاز ماه نیست؛ بخشی از درآمد ماههای آینده را نیز پیشاپیش مصرف کرده است. هرچه تعداد تعهدات مالی ماهانه بیشتر شود، آزادی عمل مالی فرد محدودتر میشود.
اگر اجاره، قسط و هزینههای روزمره به طور همزمان افزایش یابند، فضای تحرک مالی فرد به شدت کاهش مییابد و کوچکترین بروز غیرمنتظره میتواند بودجه یک ماه را به هم بریزد. در چنین وضعیتی، فرد ممکن است برای جبران یک هزینه ناگهانی نیاز به قرض گرفتن از دوستان یا خانواده پیدا کند، خریدی را به تأخیر اندازد یا حتی یک تعهد مالی جدید ایجاد کند. در نتیجه، فشار یک ماه میتواند به ماه بعد سرایت کرده و تبدیل به یک چرخه دائمی شود.
معیشت مجردها زیر فشار گرانی میچرخد
طبق محاسبات مربوط به سبد معیشت کارگران برای سال ۱۴۰۵، هزینه سبد معیشت خانوار تقریباً ۴۲.۹ میلیون تومان تعیینشده است. البته این رقم نمیتواند بهعنوان هزینه زندگی یک فرد مجرد تلقی شود و نباید چنین نتیجهگیری از آن داشت؛ این سبد معیشت مختص خانوادهها محاسبه شده است. با این حال، این عدد به همراه حداقل مزد ۱۶.۶ میلیون تومانی، فاصله بین درآمدهای حداقلی و هزینههای زندگی را نمایان میسازد.
برای درک بهتری از «اقتصاد مجردی»، نباید سبد معیشت خانوار را به طور مستقیم به هزینههای یک فرد مجرد تعمیم داد. مسأله اصلی این است که فرد مجرد چه میزان از درآمد خود را صرف هزینههایی میکند که امکان کاهش یا حذف آنها وجود ندارد. ممکن است یک نفر در مجموع خوراک کمتری خریداری کند، اما اگر بخش بزرگی از درآمدش صرف اجاره، رفتوآمد و سایر هزینههای ثابت شود، توانایی پسانداز بیشتری نخواهد داشت.
به همین دلیل شاید بهتر باشد «اقتصاد مجردی» را صرفاً از حیث اینکه یک فرد غذای کمتری میخورد یا لباس کمتری خریداری میکند مورد بررسی قرار ندهیم. موضوع اصلی این است که زمانی که یک نفر مستقل زندگی میکند، تمامی هزینههای ثابت بر دوش یک درآمد میافتد. اگر درآمد و هزینهها به دلیل فاصله کمی از یکدیگر حرکت کنند، اولین چیزی که از سبد مالی حذف میشود، هزینههای غیرضروری است و سپس پسانداز، در حالی که هزینههای ضروری همچنان پابرجا باقی میمانند.
برای جوانی که تازه وارد بازار کار شده، این فشار ممکن است شدیدتر باشد. درآمد در سالهای نخست شغف عموماً پایینتر از آنچه در سالهای بعد پرداخت میشود، است، در حالی که هزینههای مستقل شدن از همان ابتدا وجود دارند. اجاره، خرید لوازم خانگی، رفتوآمد و هزینههای روزمره منتظر افزایش درآمد نمیمانند. این امر سبب میشود که تصمیم به استقلال برای زندگی، بیش از پیش به یک انتخاب اقتصادی تبدیل شود.
شاید به همین دلیل است که برای برخی جوانان، ماندن در منزل والدین تنها یک انتخاب خانوادگی نیست؛ بلکه یک تصمیم مالی است. زمانی که اجاره یک منزل میتواند سهم بزرگی از درآمد را به خود اختصاص دهد، زندگی با خانواده یا همخانه شدن به راهی برای کاهش هزینههای ثابت تبدیل میشود. در این شرایط، حتی تصمیمگیری در خصوص محل زندگی، تعداد همخانهها یا زمان مستقل شدن نیز مستقیماً با قدرت خرید و سطح درآمد مرتبط است.
زندگی مجردی دیگر ارزان نیست
در نهایت، سؤال مهم شاید این نباشد که یک فرد مجرد در هر ماه چه میزان هزینه میکند. قدری جذابتر این است که پس از پرداخت تمامی هزینههای ضروری، چه مقدار برای خودش باقی میماند؟ اگر پاسخ این سؤال «تقریباً هیچ» باشد، بهراحتی نمیتوان تنها با بیان اینکه «مجردها خرج کمتری دارند» وضعیت را خلاصه کرد.
برای بخشی از جوانان، مجرد بودن تنها به عنوان یک وضعیت تأهل در نظر گرفته نمیشود؛ بلکه به عنوان یک محاسبه اقتصادی تلقی میشود؛ محاسبهای که در آن میان اجاره، خوراک، رفتوآمد، قسط، تفریح و پسانداز دائماً انتخابهای دشواری صورت میگیرد. محاسبهای که هر ماه از زمان واریز حقوق آغاز شده و تا آخرین روز ماه ادامه دارد. در شرایطی که با تورم و گرانی مواجهایم، یک فرد تنها با یک درآمد مواجه است، اما هزینههای زندگی کامل را بر دوش دارد؛ و شاید پیچیدهترین بخش این ماجرا همین باشد که در پایان هر ماه، چیزی که باقی میماند نه پسانداز، بلکه فقط فاصلهای چند روزه تا واریز حقوق بعدی است.
۲۲۳۲۲۴



