راهکارهای پیشنهادی برای جلوگیری از ناهمخوانی بنزین/ افزایش استفاده از CNG، کاهش سهمیه در ماههای پرتردد، محدود کردن سهمیه بنزین در شهرهای کوچک و…

بر اساس گزارشی که از سوی خبرآنلاین منتشر شده، روزنامه اطلاعات به نکتهای مهم اشاره کرده است: یکی از شیوهها برای مدیریت مشکلات مالی، گرانی بوده و شعار این سناریوی مکرر «نیاز به کنترل مصرف و کاهش پرداخت یارانهها به گروههای درآمدی بالا» نامگذاری شده است. با این حال، تجربیات گذشته نشان داده است که هرگاه دولتها تصمیم به افزایش قیمت سوخت داشتهاند، موضوع تاثیر دهکهای مرفه و استفاده بالای آنها از سوخت، بیان شده است، اما در حقیقت این اقشار کم درآمد هستند که بیشتر از افزایش قیمت بنزین آسیب میبینند و بار فشار ناگهانی تورم را به دوش میکشند.
در این مورد نیز ماجرا به همان شیوه پیشین که بر سر دهکهای بالای درآمدی و دریافت یارانه بیشترشان در مقایسه با اقشار کم درآمد بحث میشود، آغاز شده تا با افزایش قیمت بنزین، چارهای برای جبران کسری منابع بودجه دولت پیدا شود.
یکی دیگر از دلایلی که در این روزها برای توجیه گرانی بنزین بیان میشود، ناترازی بین عرضه و تقاضا است. میانگین مصرف روزانه بنزین در کشور به ۱۴۰ میلیون لیتر رسیده، در حالی که میزان تولید روزانه آن حدود ۱۱۰ میلیون لیتر است. همچنین گفته میشود قیمت این کالا در ایران نسبت به سایر نقاط دنیا بسیار کمتر است.
در این خصوص باید توجه داشت که بخش عمدهی ناترازی میان عرضه و تقاضای بنزین در ایران ناشی از مصرف بالای سوخت توسط خودروهای داخلی و ضعف قابل توجه حملونقل عمومی است و به هیچ عنوان مصرفکنندگان عادی در این زمینه نقشی ندارند که بار نتایج افزایش قیمت بر دوش آنان قرار گیرد.
علاوه بر این، میانگین دستمزد در دیگر کشورها (با فرض قیمت ۱۹۰ هزار تومانی برای هر دلار آمریکا) تقریباً چهار برابر درآمد مردم ایران است و به همین دلیل است که این کشورها بنزین را با قیمت بالاتری در مقایسه با ایران خریداری میکنند.
شرایط عمومی کشور و همچنین وجود انتظارات تورمی بالا موجب شده است که قیمت بنزین تاثیر زیادی بر نرخ تورم داشته باشد و آن را بیشتر تشدید کند.
به این دلیل، راهکارهای قیمتی باید بهعنوان آخرین گزینه برای کاهش یا حل مشکل ناترازی بنزین مورد بررسی قرار گیرند و گزینههای خلاقانه دیگری نیز در این زمینه موجود است.
برای مثال، در زمان اوج مصرف بنزین که معمولاً فصل تابستان است، میتوان سهمیه سوم را برای کارتهای هوشمند جایگاهداران کاهش داد تا رانندگان خود را به گونهای تنظیم کنند که مصرف آنها از سطح معین فراتر نرود.
بهعلاوه، دولت باید به سرعت اقدام به متنوع کردن سبد سوخت خودروها نماید و میزان تولید و یا واردات خودروهای دوگانه سوز و برقی را با کاهش تعرفه، افزایش دهد. وزارت نفت برآورد کرده که در حال حاضر میتوان با گسترش استفاده از CNG حداقل ۳۵ میلیون لیتر از مصرف بنزین روزانه کاست. با این وجود، اقدام مؤثری در راستای استفاده کامل از این ظرفیت انجام نشده است.
از همه مهمتر، اگر چالش کمبود بنزین واقعاً دغدغه دولت است، چرا خودروسازان داخلی متعهد به کاهش تولید خودروهای پرمصرف و حرکت به سمت تولید خودروهای برقی نمیشوند؟ کشور ترکیه به واسطه همین استراتژی، میزان مصرف بنزین را به ۵۰ میلیون لیتر در روز محدود کرده و از خودروهای برقی بیشتری در ناوگان خود بهرهبرداری میکند. هشدار آقای پزشکیان به خودروسازان در این مورد بهجاست و انتظار میرود که مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، چه نیازی به یکسانسازی سهمیه سوخت خودروها در تمامی شهرها وجود دارد؟ آیا تردد مردم در کلانشهرهایی چون تهران، کرج یا مشهد با شبکه پیچیده معابر پُرترافیک همانند شهرهای کوچک استانهای کم جمعیت است؟ روشن است که استفاده مردم از خودرو در کلانشهرها به مراتب بالاتر از شهرهای کوچک است و به همین دلیل، میزان سهمیه سوخت خودروها باید متناسب با این واقعیت تعدیل شود تا در مجموع، مصرف روزانه بنزین در کشور کاهش یابد.
بنابراین، بهنظر میرسد دولت باید پیش از اتخاذ هر گونه راهکار قیمتی برای کاهش ناترازی مصرف بنزین، بهطور جدی دهها گزینه غیرقیمتی موجود را مورد بررسی قرار دهد و سپس تبعات تورمی و اجتماعی ناشی از افزایش قیمت این کالای حساس را بر دوش مردم و کشور نگذارد.
17302



