خصوصیسازی در صنعت خودروسازی؛ نشانههای تغییر مدیریت از طریق اعداد و آمار

طبق گزارشهای نبض بورس، تغییر در ساختار مدیریت صنایع خودروسازی از آن دست مسائلی است که اهمیت آن زمانی بروز پیدا میکند که تأثیرات آن را در عواملی همچون تولید، تعهدات، کیفیت، رضایت مشتری و وضعیت مالی مشاهده کنیم؛ بررسی فعالیتهای اخیر ایرانخودرو نشاندهنده تغییرات معنادار در این زمینهها است.
موضوع خصوصیسازی صنعت خودرو مجدداً به یکی از مباحث کلیدی در اقتصاد ایران تبدیل شده است. اظهارات تازه در خصوص واگذاری سایپا و ادامه اصلاح ساختار مالکیت در خودروسازان بزرگ، این سؤال را به محوریت کشانده است که تغییر مدل مدیریتی این شرکتهای بزرگ تا چه حد میتواند بر عملکرد آنها تأثیرگذار باشد.
در این میان، شاید بهتر باشد به جای قضاوتها تنها بر پایه مالکیت، به سراغ اعداد و آمار عملیاتی برویم؛ اینکه پس از دگرگونی در ساختار مدیریت، چه تغییراتی به لحاظ تولید، تعهدات، کیفیت، مشتری و وضعیت مالی در یک خودروساز بوجود آمده است.
تولید؛ نشانهای از تغییرات در عملکرد
کارنامه سال ۱۴۰۴ ایرانخودرو از تفاوت چشمگیری در روند تولید حکایت دارد. براساس اطلاعات موجود، تولید گروه ایرانخودرو در شرایطی ۴ درصد افزایش یافته که تولید سایر خودروسازان با ۳۶ درصد کاهش مواجه شده است.
همچنین در این دوره، سهم ایرانخودرو از کل تولید خودروهای سواری کشور به ۵۸ درصد رسیده و این شرکت موفق به تحقق ۹۲ درصد از برنامه تولید خود شده است.
اهمیت این ارقام زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم عملکرد یک خودروساز تنها بر اساس تعداد خودروهای تولید شده سنجیده نمیشود و توانایی در مدیریت تعهدات، کیفیت محصولات، توسعه محصولات نوین و وضعیت مالی نیز برمبنای دیگر ارزیابی آن قرار میگیرد.
کاهش تعهدات؛ تحولی مهم در سمت تقاضا
یکی از چشمگیرترین ارقام در گزارش اخیر ایرانخودرو، کاهش حجم تعهدات است.
بر پایه اطلاعات اعلامشده، مجموع تعهدات از ۲۰۸ هزار دستگاه به ۷۵ هزار دستگاه کاهش یافته که معادل ۶۴ درصد کاهش است.
کاهش تعهدات برای یک خودروساز صرفاً یک عدد در گزارش عملکرد نیست، زیرا حجم تعهدات مستقیماً با جریان تولید، برنامه فروش، تحویل خودرو و در نهایت، رضایت مشتری مرتبط است.
در این راستا، کاهش ۶۸ درصدی جرایم تأخیر در تحویل خودرو نسبت به سال ۱۴۰۳ نیز در این کارنامه ذکر شده است.
بدین ترتیب، یکی از محورهای اساسی در ارزیابی تغییرات ساختار مدیریتی این خواهد بود که آیا بنگاه توانسته است تعادلی میان ظرفیت واقعی تولید و تعهدات خود برقرار کند یا خیر.
مشتری؛ از کاهش شکایات تا افزایش رضایت
بخش دیگری از دادههای منتشرشده به حوزه مشتری مربوط میشود.
تعداد شکایات در بخش فروش ۳۴ درصد کاهش داشته و زمان رسیدگی به این شکایات نیز ۴۱ درصد کاهش را نشان میدهد. در عین حال، میزان رضایت مشتریان از محصولات و خدمات به بیش از ۹۲ درصد رسیده است.
این ارقام از جنبهای مهماند که ارزیابی عملکرد یک خودروساز تنها در بُعد کارخانهای و خط تولید خلاصه نمیشود؛ تجربه مشتری در زمان خرید، تحویل خودرو، خدمات پس از فروش و رسیدگی به مشکلات نیز بخش قابل توجهی از عملکرد واقعی شرکت را در بر میگیرد.
علاوه بر این موارد، طبق اطلاعات ارائهشده، بیش از ۶۰ مورد از نواقص مزمن محصولات و قطعات نیز برطرف شده و کاهش مراجعات به شبکه خدمات پس از فروش از دیگر اقدامات اعلامشده است.
خصوصیسازی فقط جابهجایی مالکیت نیست
تجربه خودروسازان بزرگ حاکی از آن است که نمیتوان بحث خصوصیسازی را تنها به جابهجایی سهام محدود کرد. ساختار مدیریتی، روشهای تصمیمگیری، تعامل با زنجیره تأمین، مدیریت هزینهها و سیاستهای توسعه محصول همگی میتوانند بر نتایج اثرگذار باشند.
در مورد ایرانخودرو نیز آنچه در این دوره اهمیت یافته، صرفاً تغییر در ترکیب مدیریتی نیست؛ بلکه همزمان با این تغییر، شاهد تغییراتی در شاخصهای عملیاتی و ساختاری هستیم.
از جمله این تغییرات میتوان به کاهش تعداد شرکتهای زیرمجموعه از ۱۲۲ شرکت به ۹۴ شرکت اشاره کرد. همچنین ۱۹ شرکت در حال تصفیه و ۱۳ شرکت نیز در مسیر ادغام و خاتمه تصفیه هستند.
این نوع اقدامات را میتوان بخشی از تلاش برای چابکسازی ساختار یک بنگاه بزرگ دانست؛ موضوعی که در صورت تداوم، میتواند بر هزینهها و فرآیند تصمیمگیری تأثیرگذار باشد.
محصول جدید؛ بخشی دیگر از معادله
در صنعت خودرو، افزایش تولید تنها در صورتی ارزشمند است که با توسعه محصولات و فناوری همراه باشد.
ایرانخودرو در این مدت به دنبال مجموعهای از پروژههای توسعهای بوده است؛ از جمله طراحی و توسعه موتور ATK NA-P5TU، توسعه و صنعتیسازی گیربکس DCT برای محصولات ۲۰۷، توسعه گیربکس DHT و پروژههای مرتبط با محصولات هیبریدی و فیسلیفت.
در میان این پروژههای اعلامشده، توسعه و تولید انبوه تارا هیبریدی، تولید محصولات بنزینی و پلاگین هیبرید SAFIR، توسعه محصول Cheval و پروژه Envoy نیز گنجانده شده است.
این بخش از کارنامه از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا موفقیت یک خودروساز در بلندمدت تنها به حفظ تیراژ محصولات فعلی وابسته نیست و توانایی در توسعه محصولات و فناوریهای نو نیز باید مورد توجه واقع شود.
از تولید تا سود؛ تغییر در شاخصهای مالی
یکی دیگر از دادههای مهم، رخداد ایرانخودرو از روند چندساله زیاندهی است. براساس اطلاعات اینفوگرافی ارائهشده، شرکت در سال ۱۴۰۴ بعد از ۸ سال موفق به ثبت ۲ هزار میلیارد ریال سود خالص گردیده است. همچنین زمان پرداخت مطالبات تأمینکنندگان نسبت به بهمن ۱۴۰۳ نیز کاهش یافته است.
علاوه بر آن، کاهش ۶۸ درصدی جرایم تأخیر و اقدامات مرتبط با مدیریت زنجیره تأمین و هزینهها نیز در این اطلاعات لحاظ شده است.
برای یک بنگاه بورسی، این بخش از کارنامه دارای اهمیت ویژهای است؛ زیرا در نهایت باید اثر اصلاحات عملیاتی در صورتهای مالی، جریان نقدینگی و توان شرکت برای ایجاد سود پایدار نمایان گردد.
رکورد تولید در سالی متفاوت
در بخش دیگری از کارنامه ارائهشده، ایرانخودرو موفق به ثبت بالاترین میزان تولید از سال ۱۳۹۶ در ۷ اسفند ۱۴۰۴ شده است.
علاوه بر این، رکورد تولید سال ۱۴۰۳ در پایان بهمن ۱۴۰۴ و یک ماه زودتر از پایان سال ثبت شد. اینفوگرافی همچنین به تحویل ۴۲ هزار و ۵۰۰ دستگاه خودرو در زمان دو جنگ تحمیلی اشاره دارد.
این آمار حاکی از آن است که ارزیابی عملکرد خودروسازان نباید تنها با مقایسه یک عدد تولید صورت گیرد و لازم است مجموعهای از شاخصها در نظر گرفته شود.
آیا این مسیر برای سایر خودروسازان قابل تکرار است؟
سؤال اساسی امروز صنعت خودرو شاید همین باشد.
موضوع خصوصیسازی سایپا نیز مجدداً پیشکشیده شده و دولت اعلام کرده که واگذاری این شرکت در آستانه انجام است. در عین حال، گزارشها و نظرات کارشناسان نشان میدهند که ساختار مالکیت و مدیریت خودروسازان دارای پیچیدگیهای خاص خود است و موفقیت خصوصیسازی به تنهایی با تغییر مالکیت تضمین نخواهد شد.
از این رو، موفقیت ایرانخودرو به عنوان یک الگو نمیتواند به راحتی برای تمام خودروسازان قابل استفاده باشد. هر شرکت با ساختار مالکیتی، مالی، عملیاتی و زنجیره تأمین متفاوتی مواجه است و همین تفاوتها میتواند نتایج تغییرات مدیریتی و مالکیتی را متمایز کند.
با این وجود، کارنامه اخیر ایرانخودرو یادآوری میکند که اگر قرار است خصوصیسازی به اهداف خود برسد، آثار آن باید در شاخصهای واقعی بنگاه نمایان شود؛ از تولید و تعهدات گرفته تا کیفیت، رضایت مشتری، توسعه محصول و سودآوری.
در نهایت، موفقیت هر مدل مالکیتی نه به عنوان «دولتی» یا «خصوصی» سنجیده میشود، بلکه با عملکردی ارزیابی میشود که برای مشتری، سهامدار، تأمینکنندگان و خود صنعت خودرو قابل رؤیت باشد.



