ضرورت طراحی طرحهای عمرانی در قالب توسعه منطقهای و همکاری با بخش خصوصی

طبق گزارشی از خبرگزاری مهر و به نقل از سازمان برنامه و بودجه کشور، پیادهسازی طرحهای توسعهای در هر ناحیه به مثابه ماشینی برای پیشرفت آن حوزه عمل میکند و پروژههای عمرانی از گذشته به عنوان عامل محرک توسعه منطقهای در کشورهای مختلف شناخته شدهاند.
این پروژهها با هدف شکلدهی یا تکمیل زیرساختهای ضروری نظیر شبکههای حملونقل، انرژی، آب و ارتباطات، بستری را برای رشد اقتصادی و افزایش سطح رفاه اجتماعی فراهم میآورند.
بازنگری در موقعیت جغرافیایی اقتصادی کشور با پروژههای عمرانی
ویژگی این پروژهها عموماً بلندمدت، پرهزینه و استراتژیک است و در صورت اجرای صحیح بر اساس مطالعات کارشناسی و توجه به نیازهای محلی، قادرند بهطور مستقیم و غیرمستقیم به تولید درآمد، ایجاد شغل و بهبود کیفیت زندگی فعالیت کنند.
پروژههای عمرانی نه تنها به کاستن هزینههای مبادله و تسهیل جابهجایی کالاها، خدمات و نیروی کار کمک میکنند، بلکه میتوانند نقشه جغرافیایی اقتصادی کشور را نیز بازنگری نمایند و مناطق حاشیهای و توسعهنیافته را به شبکه اصلی فعالیتهای اقتصادی متصل سازند.
این ارتباط، برای سرمایهگذاران بخش خصوصی جذابیت ایجاد کرده، ریسک سرمایهگذاری در مناطق جدید را کم کرده و منجر به پخش بهتر سرمایه در مناطق مختلف میشود. نتیجه این فرایند، ایجاد تعادل بیشتر در توسعه منطقهای و فراهمآوردن زمینهای منصفانهتر برای رشد همهجانبه است.
تاثیر اقتصادی پروژههای عمرانی در سه بُعد کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت
تأثیرات اقتصادی پروژههای عمرانی را میتوان در سه لایه مختلف مشاهده کرد: نخست، تأثیر فوری اقتصادی که ناشی از اشتغالزایی و مصرف مواد اولیه در زمان اجراست؛ دوم، تأثیر میانمدت شامل افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای تولید؛ و سوم، تأثیر بلندمدت که در نهایت به ارتقای قابلیت رقابتپذیری منطقه و توانایی جذب صنایع و خدمات نوآورانه منجر میشود.
با این حال، تجارب چند دهه اخیر نشان دادهاند که صرفاً ایجاد زیرساختها کافی نیست و موفقیت یک پروژه عمرانی به پیوستگی آن با چرخه فعال اقتصادی منطقه، مشارکت بخش خصوصی و پایداری زیستمحیطی بستگی دارد.
چالشهایی چون اجرای پروژهها بدون بررسی دقیق نیازهای محلی، انتخاب مکان بر اساس شاخصهای غیرکارشناسی یا عدم کامل کردن زنجیره ارزش پس از بهرهبرداری، به بروز مشکلاتی منجر شده که گاهی باعث میشود این پروژهها به ظرفیتهای کماستفاده یا بیاستفاده تبدیل شوند.
از طرف دیگر، تحولات سریع فناوری و مدلهای اقتصادی موجب تغییر ماهیت طرحهای عمرانی به شیوه سنتی خود شدهاند.
در گذشته، ساخت بزرگراه یا سد واقعاً میتوانست به عنوان محرک اصلی توسعه همهجانبه یک منطقه عمل کند؛ اما اکنون بدون تکمیل همزمان زیرساختهای نرمافزاری نظیر ارتباطات دیجیتال، توسعه سرمایه انسانی و سیستمهای مدیریتی کارآمد، تأثیر این پروژهها محدود خواهد شد.
آیا نقش تاریخی پروژههای عمرانی بهعنوان «لوکوموتیو پیشرفت» به پایان رسیده است؟
این حقیقت به هیچ عنوان نمایانگر پایان نقش تاریخی پروژههای عمرانی بهعنوان «لوکوموتیو پیشرفت» نیست؛ بلکه بیانگر آن است که تعریف لوکوموتیو توسعه تغییر کرده و اکنون به ترکیبی از زیرساختهای فنی، اجتماعی و دانشبنیان تبدیل شده است.
در نتیجه، پروژههای عمرانی همچنان میتوانند به عنوان محرک توسعه در مناطق عمل کنند، به شرطی که طراحی آنها در بستر سیاستهای توسعه منطقهای هوشمند، همافزایی میانبخشی و مشارکت فعال بخش خصوصی قرار گیرد.
اجرای پروژههای عمرانی در چنین چارچوبی قادر است علاوه بر تأمین زیرساختهای اولیه، حلقههای تکمیلی توسعه شامل آموزش، نوآوری، بازارهای رقابتی و حفاظت از محیطزیست را نیز پشتیبانی کند.
تجربیات کشورهای موفق در توسعه منطقهای نیز نشان میدهد که سرمایهگذاری دولتی اولیه در زیرساختها، اگر همراه با سیاستهای جذب سرمایه از بخش خصوصی و حمایت از کارآفرینی محلی باشد، میتواند نقطه عطفی برای جهش اقتصادی در مناطق و کاهش نابرابریهای جغرافیایی باشد.
بنابراین، پاسخ به این سؤال که «آیا پروژههای عمرانی هنوز هم به عنوان لوکوموتیو پیشرفت در هر منطقه به شمار میآیند؟» این است که بله؛ اما با این تأکید که این لوکوموتیو اکنون فقط در مسیرهایی موفق به رسیدن به مقصد میشود که ریلهای آن با نیازهای واقعی، ظرفیتهای محلی، فناوریهای نوین و همکاری همه ذینفعان توسعه همخوانی داشته باشد.



