رسانه مبتنی بر دانش؛ نیاز به گذر از تولید محتوا به گسترش فناوری

“`html
رسانه در حال حاضر دستخوش یکی از مهمترین تحولات تاریخ خود است. سالها، ارزیابی قدرت رسانهها بر اساس تعداد نشریات، میزان بازدیدکنندگان، تعداد مخاطبان و گستردگی توزیع صورت میگرفت؛ اما امروزه، بخش قابل توجهی از مزیت رقابتی رسانهها در زمینههایی شکل میگیرد که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیم با روزنامهنگاری و تولید محتوا نداشته باشند. این زمینهها شامل توسعه فناوری، تحلیل دادهها، هوش مصنوعی، طراحی محصول، درک رفتار مخاطبان و ایجاد مدلهای درآمدی مبتنی بر دانش است.
این تحول همچنین به تغییر تعریف رسانه منجر میشود. امروز رسانه تنها به مجموعهای از خبرنگاران، نویسندگان، ویراستاران و کانالهای انتشار محدود نمیشود. رسانه آینده به سازمانی نیاز دارد که علاوه بر ایجاد محتوای معتبر، قادر باشد دانش تولید کند، فناوری را گسترش دهد، چالشهای خود را با بهرهگیری از ابزارهای نوآورانه حل کند و از این قابلیتها ارزش اقتصادی پایدار بسازد. بر این اساس، دانشبنیان شدن رسانه باید به عنوان یکی از مسائل راهبردی آینده اقتصاد و فرهنگ کشور مطرح شود و نه صرفاً یک موضوع محدود در سایر سیاستگذاریهای فناوری.
رسانهای که فناوری تولید میکند
توجه به دانشبنیان شدن رسانه نباید تنها محدود به بهکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی، راهاندازی وبسایت یا حضور در شبکههای اجتماعی باشد. رسانه زمانی به کسبوکاری فناورانه تبدیل خواهد شد که تحقیقات و دانش بخشی از سازوکار اصلی تولید ارزش آن باشند؛ بهطوریکه بتواند بر پایه تحقیق و توسعه، تحلیل داده و ایجاد نرمافزار، محصول یا خدماتی پا بگذارد که مزیت رقابتی پایدار برای آن ایجاد کند.
به عنوان مثال، رسانهای که با استفاده از تحلیل داده، رفتار مخاطبان خود را بشناسد و بر اساس آن محصولات محتوایی جدید طراحی کند، به این هدف نزدیکتر شده است. رسانهای که سامانهای اختصاصی برای مدیریت محتوا توسعه میدهد، از پردازش زبان طبیعی برای بهبود جستوجوی اخبار استفاده میکند، ابزارهای اعتبارسنجی اطلاعات را ایجاد میکند یا فناوری بومی برای توزیع هوشمند محتوا طراحی میکند، میتواند از مرزهای مصرفکننده فناوری فراتر رفته و به یک تولیدکننده تبدیل شود.
این تحول همچنین از نظر اقتصادی حائز اهمیت است. رسانهای که تمامی مزایای رقابتیاش به حجم تولید محتوا یا دسترسی به مخاطب وابسته باشد، در برابر تغییرات الگوریتمی پلتفرمها و افزایش هزینههای توزیع، و همچنین ورود ابزارهای خودکار آسیبپذیر است. در مقابل، رسانهای که دانش فنی، دادههای اختصاصی، زیرساختهای قابل توسعه و محصولات فناورانه در اختیار دارد، قابلیت بیشتری برای ایجاد منابع متنوع درآمدی و استقلال اقتصادی خواهد داشت.
هوش مصنوعی و بازتعریف حرفه رسانه
گسترش هوش مصنوعی این ضرورت را تقویت کرده است. ابزارهای هوشمند اکنون قادرند بخشهایی از فرایند ترجمه، پیادهسازی مصاحبه، دستهبندی اطلاعات، تولید محتوای اولیه و تحلیل رفتار مخاطبین را انجام دهند. این قابلیتها منجر به کاهش هزینهها و زمان برخی فعالیتها میشود، اما هم زمان سوالات مهمی را درباره آینده مشاغل رسانهای، کیفیت محتوا، مالکیت دادهها، حقوق مؤلف و اعتبار اطلاعات مطرح میسازد.
در این راستا، رسانههایی که تنها از ابزارهای آماده استفاده میکنند، ممکن است در کوتاهمدت بهرهوری بیشتری بهدست آورند؛ اما مزیت بلندمدت هنگامی حاصل میشود که توانایی انتخاب، بومیسازی، ارزیابی و توسعه فناوری نیز در درون سازمان وجود داشته باشد. چالش اصلی خرید یک ابزار هوش مصنوعی نیست؛ بلکه این است که رسانه تا چه میزان میتواند فناوری را با نیازهای حرفهای، زبان فارسی، ویژگیهای فرهنگی جامعه و مدل کسبوکار خود هماهنگ نماید.
البته فناوری نمیتواند جایگزین قضاوت حرفهای، مسئولیت تحریریه و اعتماد مخاطبان گردد. برعکس، هرچقدر تولید و انتشار محتوا آسانتر شود، ارزش راستیآزمایی، شفافیت و مسئولیتپذیری رسانه افزایش پیدا میکند. از اینرو، توسعه فناوری در رسانه باید همزمان با تدوین استانداردهای حرفهای و اخلاقی پیش برود.
چرا حاکمیت باید به آینده فناورانه رسانه توجه کند؟
نقش حاکمیت در این مسیر تنها به حمایت مالی از چند شرکت یا اعطای عنوان دانشبنیان به برخی کسبوکارها محدود نمیشود. مسأله اصلی ایجاد فضایی است که در آن رسانه بتواند بر روی تحقیق و توسعه سرمایهگذاری نماید، به نیروهای متخصص دسترسی داشته باشد، فناوری خود را توسعه دهد و از محصول نهایی این سرمایهگذاریها درآمد کسب کند.
یکی از موانع اصلی، ساختار اقتصادی بسیاری از رسانهها است. رسانهای که بخش زیادی از منابع خود را صرف هزینههای جاری، حقالزحمه و تأمین هزینههای تولید روزانه محتوا میکند، معمولاً فرصت و توان مالی محدودی برای تشکیل تیم تحقیق و توسعه خواهد داشت.
“`



