آیا کمبود گاز در سال جاری، صنعت را تحت تأثیر قرار میدهد یا زندگی خانگی را به چالش میکشد

بر اساس گزارشی که در روزنامه اطلاعات از خبرآنلاین منتشر شده، موضوع محدودیت گاز معمولاً به یک تضاد ساده میان نیازهای خانگی و صنعتی کشیده میشود: آیا باید به منازل گاز رسانی شود یا به کارخانهها؟ اما در واقع، این مسئله به مراتب پیچیدهتر است. اولویت تأمین گاز برای مصارف خانگی در روزهای سردی که در پیش است، در این میان جای بحث ندارد. سوال اصلی این است که با وجود اطلاع از کمبود گاز در زمستان، مدیریت این کمبود بر اساس چه اصولی انجام میشود و بار این هزینه چگونه بین بخشهای مختلف اقتصاد تقسیم خواهد شد؟
ناترازی گاز در سالهای اخیر به یک معضل ریشهای در نظام انرژی کشور تبدیل گشته است. محدود کردن مصرف صنایع در فصول سرد شاید در کوتاهمدت بخشی از فشار بر شبکه را کاهش دهد، اما این اقدام به تنهایی نمیتواند حلالمسائل باشد. همچنین این نکته را نباید فراموش کرد که مصرف گاز در صنایع مختلف یکسان نیست و هزینه ناشی از محدودیت نیز برای همه بنگاهها یکسان نخواهد بود.
در برخی از صنایع، گاز عمدتاً به عنوان سوخت عمل میکند و برخی واحدها دارای قابلیت استفاده از سوختهای جایگزین میباشند. اما در بخش عمدهای از صنعت پتروشیمی، به ویژه در واحدهای تولید متانول، آمونیاک و اوره، گاز طبیعی به عنوان خوراک اصلی محسوب میشود. واحدی که از متان برای تولید محصولات خود استفاده میکند، نمیتواند به راحتی و با یک تصمیم اداری، خوراک خود را با نوع دیگری از محصول جایگزین کند.
بنابراین، قرار دادن تمامی صنایع تحت یک جدول عمومی محدودیت، ممکن است از نظر اجرایی آسان بهنظر برسد، اما از دیدگاه فنی و اقتصادی لزوماً تصمیم صحیحی نیست. باید عوامل متعددی از قبیل نوع مصرف گاز، سهم خوراک، حداقل بار عملیاتی، امکان استفاده از سوختهای جایگزین و هزینههای ناشی از توقف و راهاندازی مجدد در تعیین محدودیتها در نظر گرفته شود.
توقف یک مجتمع پتروشیمی به هیچ وجه معادل خاموش کردن یک خط تولید ساده نیست. کاهش خوراک، ایمنسازی تجهیزات و بازگشت واحد به فعالیت، نیازمند زمان و هزینه است. بعضی مواقع یک محدودیت ناگهانی و کوتاهمدت میتواند اختلال بیشتری از کاهش تولیدهایی که از قبل اعلام شده، ایجاد کند.
اما در صورتی که یک مجتمع پتروشیمی از قبل مطلع باشد که خوراکش برای یک بازه زمانی مشخص دو هفته بعد کاهش خواهد یافت، میتواند به خوبی برنامههای تولید، تعمیرات، موجودی و تعهدات فروش خود را تنظیم نماید. اما زمانی که محدودیت بهطور ناگهانی اعلام و بلافاصله اجرایی میشود، هزینه ضرر تولید فقط مربوط به روزهای از دست رفته نیست؛ بلکه بر برنامهریزی بنگاه و تعهدات تجاری آن نیز تأثیر منفی خواهد گذاشت.
این چالش بهویژه در عرصه تجارت بینالملل و در روابط با خریداران خارجی جدیتر میشود. خریداران خارجی قراردادهای خود را بر اساس مشکلات شبکه گاز ایران تنظیم نمیکنند. برای آنها، مقدار، کیفیت و زمان تحویل اهمیت دارد. اگر تولیدکننده ایرانی قادر به ایجاد اطمینان برای تحویل بهموقع نباشد، خریدار ممکن است خواهان تخفیف بیشتری گردد، حجم خرید خود را کاهش دهد یا به تأمینکننده دیگری مراجعه کند. در بازار رقابتی، قیمت پایین تنها مزیت نیست؛ قابلیت اتکا به فروشنده نیز بخشی از مزیت در رقابت بهحساب میآید.
بنابراین، خسارت ناشی از محدودیت گاز نمیتواند صرفاً با ارزش تولید از دست رفته در آن روز محاسبه شود. بخشی از هزینهها بعدها در قالب تخفیفهای بیشتر، اختلال در قراردادها یا از دست رفتن بخشی از بازار بروز خواهد کرد؛ هزینههایی که ممکن است در آمار روزانه ناترازی دیده نشوند، اما برای صادرکنندگان کاملاً ملموس هستند.
البته صنعت نیز نمیتواند تمام مسئولیت مشکلات را به دوش شبکه گاز بیندازد. پتروشیمیها باید به کاهش شدت مصرف انرژی، اصلاح فرآیندها و پروژههای بهینهسازی توجه نمایند. اما این سرمایهگذاریها نیازمند وجود امکان محاسبات اقتصادی درست هستند. وقتی که قیمت خوراک، مقررات و نحوه انتفاع بنگاه از صرفهجویی مرتباً دستخوش تغییر میشود، تصمیمگیری برای سرمایهگذاریهای بلندمدت هم به چالشی دشوار تبدیل میشود. اگر از صنعت انتظار کاهش مصرف داریم، باید بخشی از مزایای اقتصادی ناشی از این صرفهجویی نیز به خود بنگاه اختصاص یابد.
در بخش خانگی نیز نمیتوان سیاستهای انرژی را فقط با توصیه به صرفهجویی محدود کرد. تأمین نیازهای ضروری خانوارها باید مورد حمایت قرار گیرد، اما باید بین مصرف عادی و مصرف بسیار بالاتر از الگو تمایز قائل شد. اقدامات اصلاح تجهیزات فرسوده، افزایش بهرهوری ساختمانها و ایجاد انگیزههای اقتصادی برای کاهش مصرف، بخشی از راهحل این معضل به شمار میآید.
انتظاری واقعبینانه برای زمستان پیش رو این است که ناترازی چندساله گاز بهطور ناگهانی حل نخواهد شد. آنچه صنعت در کوتاهمدت به آن نیاز دارد، برنامهای روشن است. باید پیش از رسیدن به اوج مصرف، مشخص شود که در هر سطح از کسری شبکه چه محدوديتهایی باید اعمال گردد، کدام صنایع گزینه استفاده از سوختهای جایگزین را دارند، حداقل خوراک فنی واحدهای فرایندی چگونه حفظ خواهد شد و محدودیتها به چه صورت و با چه زمانی اطلاعرسانی خواهد شد.
گرمایش مردم باید حفظ گردد؛ در این زمینه هیچ شکی وجود ندارد. اما هنر سیاستگذاری این است که این هدف با حداقل آسیب ممکن به تولید، صادرات و زنجیره صنعتی تحقق یابد. اگر پاسخ به مشکل هر ساله کمبود گاز تنها به انتقال بار ناترازی به صنایع محدود شود، مسئله همچنان حل نشده است؛ فقط محل پرداخت هزینه آن عوض شده است.
کمبود گاز در زمستان ممکن است اجتنابناپذیر باشد؛ اما غافلگیر کردن صنعت با آن، اجتنابناپذیر نیست.
17302



