تضمین ثبات قیمتها از طریق نظارت مستمر بانک مرکزی بر فعالیتهای بانکی

به نقل از خبرنگار مهر، در ماههای اخیر، بانک مرکزی بهطور خاص تمرکز بیشتری بر فعالیتهای نظارتی خود در شبکه بانکی انجام داده است؛ بازاری که بهطور مستقیم بر تامین نقدینگی، نرخهای کوتاهمدت و رفتار اعتباری بانکها تأثیرگذار است و کوچکترین اختلالی در آن ممکن است به سرعت بر سایر بخشهای اقتصادی تأثیر بگذارد. در این راستا، نظارت مستمر بر عملکرد بانکها نه تنها اقدامی کنترلی به شمار میآید، بلکه بخشی از سیاستهای پیشنهادی برای حفظ ثبات مالی، جلوگیری از بروز انحراف در خلق پول و کنترل ریسکهای انباشته در ترازنامه شبکه بانکی محسوب میشود.
اهمیت این نظارت در شرایطی بیشتر نمایان میشود که بازار پول بهعنوان یکی از حساسترین اجزای ساختار مالی کشور، تحت تأثیر عواملی نظیر کسری نقدینگی بانکها، عدم توازن در داراییها و بدهیها، رقابت برای جذب سپرده و فشارهای مالی قرار دارد. بانک مرکزی با استفاده از ابزارهای نظارتی و انتظامی سعی دارد رفتار بانکها را در چارچوب مقررات احتیاطی نگهداری کند؛ بهطوریکه هم از افزایش غیرمنضبط ریسکها جلوگیری شود و هم احتمال انتقال تنشهای ناشی از بانکهای ضعیف به کل شبکه کاهش یابد.
نظارت بر ناترازی و انضباط بانکی
یکی از ابعاد کلیدی این رویکرد، توجه به موضوع ناترازی بانکهاست؛ امری که در چند سال اخیر تبدیل به یکی از چالشهای مهم نظام پولی گردیده است. ناترازی زمانی به وجود میآید که یک بانک در ساختار منابع و مصارف خود، فاصله قابل توجهی از استانداردهای مالی سالم داشته باشد و برای جبران این کاستی به ابزارهای پرهزینه یا رفتارهای پرریسک روی آورد. در چنین شرایطی، نظارت مداوم بانک مرکزی میتواند از تشدید مشکلات جلوگیری کرده و بانک را به سوی اصلاح ساختار هدایت کند.
از دیدگاه سیاستگذار پولی، بانکها تنها مؤسسات مالی عادی به شمار نمیروند؛ زیرا به لحاظ نقش آنها در خلق پول، انجام پرداختها و تامین مالی اقتصاد، هرگونه کاستی در عملکرد آنها به منزله ایجاد ریسک سیستمی تلقی میشود. به همین دلیل، بانک مرکزی علاوه بر پایش ترازنامهها و نسبتهای نظارتی، بر رعایت ضوابط قانونی در خصوص رشد داراییها، کیفیت مطالبات، کفایت سرمایه و نحوه استفاده از منابع نیز تأکید دارد. این رویکرد بهویژه برای بانکهایی که تحت فشار اضافهبرداشت یا اتکای بیش از حد به منابع پرهزینه قرار دارند، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
علاوه بر این، انضباط بانکی صرفاً از طریق توجیه یا محدودیت ایجاد نمیشود، بلکه نیازمند شفافسازی اطلاعات، گزارشدهی مرتب و هماهنگی بین نهاد ناظر و بانکهاست. هرچقدر اطلاعات بانکی بهطور دقیق و بهموقع در اختیار سیاستگذار قرار گیرد، احتمال واکنش سریعتر به نشانههای بحران نیز افزایش مییابد. بنابراین، نظارت مستمر بانک مرکزی باید بهعنوان بخشی از مکانیزم پیشگیرانه برای مدیریت ریسک تلقی شود و نه اقدامی مقطعی یا صرفاً واکنشی.
بازار پول و پیامدهای سیاستی
بازار پول به دلیل ارتباط تنگاتنگش با نرخ سود، تقاضای ذخایر و رفتار بانکها در جذب و تخصیص منابع، یکی از اصلیترین کانالهای انتقال سیاست پولی محسوب میشود. اگر عملکرد بانکها در این بازار از مسیرهای استاندارد منحرف شود، کارآیی ابزارهای سیاستی نیز کاهش خواهد یافت. به همین دلیل، بانک مرکزی ناگزیر است که علاوه بر تنظیم متغیرهای پولی، بر کیفیت رفتار بانکها نیز نظارت کرده تا سیگنالهای سیاستی بهدرستی به اقتصاد منتقل گردد.
در عمل، هر نوع رقابت ناپسند میان بانکها برای جذب منابع میتواند موجب افزایش هزینههای تامین مالی و فشار اضافی بر شبکه بانکی و در پی آن بر بنگاههای اقتصادی گردد. از سوی دیگر، اگر بانکها به منابع کوتاهمدت اتکا کرده و به پذیرفتن تعهدات بلندمدت بپردازند، ریسک سررسید و ریسک نقدینگی افزایش خواهد یافت و بازار پول را در برابر نوسانات بیرونی آسیبپذیرتر میکند. در این لحظه، اهمیت نظارت مستمر مشخص میشود؛ بدان معنی که سیاستگذار باید قبل از تبدیل مشکلات به بحران، نشانهها را شناسایی کرده و درخواست اصلاحات نماید.
در این میان، تأکید بانک مرکزی بر رفتار بانکها در بازار پول را میتوان بهعنوان پاسخی به نیاز به ایجاد ثبات و پیشبینیپذیری در فضای مالی کشور تفسیر کرد. چنین ثباتی همچنین برای بازارهای دیگر از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا هرگونه اختلال در شبکه بانکی میتواند بر نرخ ارز، بازار بدهی، تامین مالی تولید و حتی رفتار سپردهگذاران تأثیر بگذارد. در این دیدگاه، نظارت بر بانکها تنها یک موضوع درونسیستمی نیست، بلکه بخشی از مدیریت کلان اقتصاد به شمار میرود.
افق اصلاح و سلامت مالی
ادامه این رویکرد نظارتی در صورتی به موفقیت خواهد رسید که با اصلاحات ساختاری در نظام بانکی همراه باشد. بانک مرکزی هرچقدر هم دارای ابزارهای نظارتی و مداخله باشد، بدون بهبود حکمرانی بانکی، افزایش شفافیت در صورتهای مالی و تقویت سرمایه بانکها، امکان کنترل پایدار ریسکها محدود خواهد بود. بنابراین، تداوم نظارت باید همزمان با الزام به اصلاح ساختار، ارتقای پاسخگویی مدیران بانکی و کاهش وابستگی به شیوههای پرهزینه تامین منابع مدنظر قرار گیرد.
از نظر اقتصادی، بازار پول زمانی کارآمد خواهد بود که بانکها در چارچوب قواعد روشن و قابل ارزیابی فعالیت کنند. این وضعیت هم به نفع سپردهگذاران، هم به نفع سیاستگذار و هم به نفع بخش واقعی اقتصاد میباشد، چرا که برای تامین مالی پایدار به یک شبکه بانکی سالم نیاز است. به همین دلیل، تداوم نظارت بانک مرکزی بر عملکرد بانکها را باید نه تنها یک مداخله محدود، بلکه بخشی از معماری حفظ سلامت مالی و کنترل ریسک در اقتصاد محسوب کرد.
در نهایت، پیام روشن سیاستگذار پولی این است که بازار پول باید به ثبات اقتصادی خدمت کرده و از تولید ریسک دورینماید. استمرار نظارت، اگر به همراه ابزارهای اصلاحی و انضباطی باشد، میتواند به کاهش ناترازیها، کنترل رفتارهای پرریسک و تقویت اعتماد عمومی نسبت به شبکه بانکی منجر شود؛ نتیجهای که برای اقتصاد ایران، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت دارد.



