چرا چین و هند با وجود جمعیت بالا در جام جهانی فوتبال به موفقیت نرسیده‌اند

سونیل چتری در ژوئن ۲۰۲۴ پیراهن تیم ملی هند را برای همیشه کنار گذاشت. او طی نزدیک به دو دهه، نماینده‌ای ثابت برای «لازمی‌ترین نیاز» این کشور در خط حمله بوده و حالا نامش در ذهن هواداران با یک رکورد روشن گره خورده است: بیش از هر بازیکن دیگری برای هند گلزده. این خداحافظی به‌طور طبیعی انتظارِ یک چرخش تاریخی را به همراه داشت؛ یعنی همان لحظه‌ای که یک مهاجم جوان‌تر، مهارت و قدرت گلزنی را از دست‌های قهرمان قدیمی تحویل بگیرد و هند بدون اتکا به چهره‌های تثبیت‌شده، مسیرش را در بازی‌های دشوار ادامه دهد.

مربی هند مجبور شد کاپیتان سابق را بعد از بازنشستگی به تیم ملی برگرداند

اما تنها نه ماه بعد، سرمربی هند دوباره او را پای تصمیم آورد و خواستار برگشتش شد. چتری هم این بار بدون طول‌دادن تردیدها به میدان بازگشت و در همان مسابقه نخست، بار دیگر دروازه‌ها را لرزاند. نتیجه هم مثل یک پایان خوشِ کوتاه‌مدت بود: هند مالدیو را با نتیجه سه بر صفر کنار زد و پس از ۴۸۹ روز، طعم شیرین پیروزی را دوباره چشید.

با این اتفاق، پرسش تازه‌ای در ذهن تحلیلگران شکل گرفت: چرا سیستم فوتبال هند طی سال‌ها توانسته بود تنها به یک مهاجم مطمئن بسنده کند، اما برای ادامه مسیرش، جانشین مطمئنی را پرورش نداد؟ و اگر واقعاً قرار باشد از یک مقطع سخت عبور کرد، چرا ساده‌ترین راه در بازگشت دوباره همان قهرمانِ آشنا دیده شده است؟

شاید مقایسه با ستاره‌هایی مثل کریستیانو رونالدو و لیونل مسی وسوسه‌کننده باشد؛ هر دو سال‌های طولانی برای تیم ملی خود بازی کردند. با این حال، پرتغال و آرژانتین در همان بازه زمانی، ده‌ها بازیکن آماده و شاغل در لیگ‌های بزرگ را به جریان بازی وارد کردند و حضور ستاره قدیمی عملاً مانع رشد نسل تازه نشد؛ یعنی بین «تجربه» و «تولید نسل» تعادل حفظ شد.

دروازه‌های بسته؛ بن‌بست پاسپورت‌ها و میان‌برهای تقلبی

در فوتبال امروز، تیم ملی الزاماً در همان جغرافیایی ساخته نمی‌شود که نامش روی پرچم کشور آمده است. بر اساس گزارشی از فایننشال‌تایمز، بیش از ۷۲ درصد بازیکنانی که در جام جهانی ۲۰۲۶ در ترکیب تیم‌های ملی حاضر خواهند بود، در باشگاه‌هایی بیرون از کشور تیم ملی‌شان بازی می‌کنند. حتی ابعاد این موضوع گسترده‌تر است: حدود یک‌چهارم از این بازیکنان در کشوری غیر از سرزمین تیم ملی‌شان متولد شده‌اند!

بخش قابل توجهی از این مسیر، از آکادمی‌های مجهز و معتبر اروپا شروع می‌شود؛ جایی که بازیکن‌ها هر هفته در رقابتی جدی و سطح‌بالا فرصت بازی پیدا می‌کنند و سپس، در نهایت، برای تیم ملیِ سرزمین پدر یا مادرشان وارد عرصه می‌شوند. به همین دلیل است که کشورهای کوچک‌تر هم—مثل کیپ‌ورد و کوراسائو—توانسته‌اند با تکیه بر همین استراتژی، راهی به سمت رشد پیدا کنند و برای چالش‌های بین‌المللی آماده باشند.

روبرتو لوپس، مدافع تیم، نمونه‌ای روشن از همین منطق است: او در دوبلین متولد شد؛ پدرش اهل کیپ‌ورد بود و مادرش ریشه ایرلندی داشت. او فوتبال را در ساختارهای آشنای ایرلند یاد گرفت، اما کیپ‌ورد وقتی با چنین سرمایه‌ای روبه‌رو شد، به جای اینکه «محل تولد» را سد بداند، آن را تبدیل به پیوندی کاربردی کرد. پس چرا در چین و هند—دو کشور با بزرگ‌ترین جوامع دیاسپورا در سراسر جهان—چنین پتانسیل‌هایی همیشه به شکل کامل فعال نمی‌شود و از بازیکنانِ در دسترسشان به بهترین شکل بهره گرفته نمی‌گردد؟

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا