توافق تنها کافی نیست؛ اقتصاد نیازمند راهکارهای جدید برای دلار است / هشدار متخصصان در مورد خطرات «نظام ارزی چندنرخی»

“`html
اصغر سمیعی، تحلیلگر متخصص در حوزه بازار ارز، به بررسی وضعیت فعلی بازار ارز و طلا پرداخته است
بهطورکلی، بازارهای ارز و طلا در سطح جهانی تحت تأثیر نوسانات و ناپایداریها قرار دارند که در بسیاری از موارد، این نوسانات بهصورت عمدی ایجاد میشود. در حقیقت، گروهی از سودجویان میتوانند با گردهمایی و تشکیل کارتلها و تراستها، به دنبال بهانههایی بگردند تا به اهداف خود دست یابند.
بهعنوان مثال، اعتصاب کارگران در یک معدن طلا بهقدری میتواند بهانهای برای دگرگونی ناگهانی در قیمت اونس در بورسهای جهانی باشد، یا کاهش ۰٫۲۵ درصدی نرخ بهره یک ارز نیز میتواند عاملی در جهت نوسان منفی آن در بازارهای جهانی باشد. همچنین، همانطور که در روزهای اخیر مشاهده شد، بسته شدن موقت تنگه هرمز منجر به افزایش قیمت نفت گردید.
در بازار ایران، در صورتی که تمایل به بازی با قیمت ارز وجود داشته باشد، عواملی نظیر مذاکرات، توافقات یا عدم توافق میتواند مسبب نوسانات شود؛ به این معنا که این موضوعات بهانههایی برای نوسانسازی در بازار بهحساب میآیند.
این قبیل اقدامات عمدتاً از سوی سودجویان اجرا میشود و در این میان، افکار عمومی نیز تحت تأثیر فضای روانی ایجاد شده، به این روند دامن میزنند. در حالی که کارشناسان و فعالان بازار، آن را امری کاملاً عادی و رایج تلقی مینمایند.
نوسانگیران برای دستیابی به سود، بهگونهای خود را ملزم میدانند تا همواره بهانههایی برای ایجاد بینظمی در بازار پیدا کنند و حتی اگر چنین بهانهای موجود نباشد، آن را ایجاد میکنند. در این زمینه، بحث بر سر وجدان یا اخلاقی بودن چنین رفتارهایی نیست بلکه چالش اصلی، شیوههای مقابله با این معضل است. برخی بر این باورند که با دستگیری عدهای از دلالان یا فعالان بازار میتوان به رفع مشکل پرداخت، در حالی که برخی دیگر معتقدند با نصیحت و هشدار میتوان از این رفتار جلوگیری کرد؛ اما تجربیات گذشته نشان داده که این رویکردها اثرگذار نیستند. البته قانون مسئولیتهایی را برای بانک مرکزی تعیین کرده و یکی از وظایف کلیدی بانکهای مرکزی در سطح جهانی، کنترل نوسانات مضر بازار است.
زمانی که قیمت ارز یا هر کالا بهطور واقعی و واحد تعیین شده باشد، میتوان به راحتی از بروز نوسانات و بینظمیها جلوگیری کرد و در این حالت، هیچ خبری نه مثبت و نه منفی نمیتواند هیجانی در بازار ایجاد نماید. تحت این شرایط، هیچ دلال، شرکتی، نهادی یا حتی دولتی نمیتواند بازار را دچار ناآرامی کند و اگر در مقطعی هم چنین بینظمیای رخ دهد، بانک مرکزی با دخالت بهموقع و تنظیم قاعده عرضه و تقاضا، باید تعادل را برقرار نماید.
شرط تحقق چنین وضعیتی، واقعی بودن و یکنواختی قیمتها است؛ در غیر این صورت، اگر شکاف میان دو کفه ترازو بسیار بزرگ باشد، دیگر امکان نگهداشتن آن با مداخلات جزئی وجود نخواهد داشت و ممکن است برای ایجاد تعادل، دخالتهای گستردهتری نیاز باشد.
انتظار میرود که مقامهای اقتصادی کشور، بدون اتکا به نتایج توافقات اخیر، هرچه سریعتر نسبت به از بین بردن چندنرخی بودن ارز و حرکت به سمت واقعی و یکنواخت شدن قیمت ارز اقدام نمایند تا از آسیبهای بیشتر اقتصاد به دست سودجویان ناآگاه و نیز افراد آگاه و معاند جلوگیری شود.
برای تعیین قیمتهای واقعی ارز نیز روشهای علمی وجود دارد که مقامهای اقتصادی کشور که همگی از اساتید دانشگاه هستند به خوبی از آن مطلعاند.
برآورد شخصی من از نرخ واقعی ارز، با توجه به کمبود اطلاعات شفاف درباره داراییها و تواناییهای بانک مرکزی، با رقم حداقل ۱۴۰ هزار تومان برای ابتدای سال جاری برآورد میشود.
این قیمتها میتواند به دو طریق دچار تغییر شود؛ یا از طریق واقعی مانند تنظیم نرخ تورم، نرخ بهره، نرخ بیکاری و کاهش کسری بودجه، یا از مسیر غیرواقعی شامل ایجاد جو روانی سودجویانه یا سادهدلانه، تزریقهای مازاد یا کمتر از تقاضا، و همچنین اعمال محدودیتهای ضدتولیدی در واردات مواد اولیه و ایجاد موانع در مسیر صادرات کشور.
گرچه هرگونه توافقی که منجر به رفع تحریمها، آزادسازی سرمایههای کشور، ممانعت از جنگ و کاهش خصومتها در عرصه بینالملل باشد، عملی مثبت و خوشایند است، اما اگر در نظر گرفته شود که تنها توافق یا قراردادهای دوستی با آمریکا یا سایر کشورها میتوانند بهتنهایی اقتصاد را سامان دهند، این نوع نگاه، سادهلوحانه یا عوامفریبانه خواهد بود.
قبل از خوشبینی نسبت به توافق باید به این مسائل توجه کرد که آیا نرخ تورم و بهره کشور به سطح کشورهای با ارزهای قوی نزدیک میشود؟ آیا چندنرخی بودن ارز و عواقب ناشی از آن از بین خواهد رفت؟ آیا قیمت حاملهای انرژی بهطور واقعی تعیین میشود؟ و آیا فضایی رقابتی برای کسبوکارها ایجاد میشود؟
۲۲۳۲۲۴
“`



