اینترنت قطع میشود، اما چه بر سر اعتماد و امنیت روانی جامعه خواهد آمد؟

بسیار زود یا دیر، محدودیتهای اینترنتی از میان خواهد رفت، اما آنچه به جای میماند، آسیب به اعتماد عمومی و احساس امنیت روانی جامعه است که به سادگی اصلاحپذیر نخواهد بود.
به نقل از فاطمه زهرا جامی در روزنامه اعتماد از ایسنا: برای حدود یک هفته، اقتصاد ایران به نوعی خواب نیمهعمیق فرو رفته است، خوابی که با قطع اینترنت آغاز شد. پیش از وقوع این بحران، وضعیت اقتصادی چندان امیدوارکننده نبود. نرخ بالای تورم از یک سو و افت پیوسته ارزش پول ملی از سوی دیگر، مشکلات زیادی را برای بازار فراهم آورد. اعتراضات اصناف به وضعیت نابسامان ارزی و افزایش تورم آغاز شد. دولت پزشکیان از همان ساعات اولیه تلاش کرد که این اعتراضات را به رسمیت بشناسد و گامهایی در جهت رفع درخواستهای فعالان اقتصادی بردارد. اما صدای اصناف با نارضایتیهای عمومی مردم در شرایط دشوار اقتصادی پیوند خورد.
خشونتهایی که پس از این اعتراضات بروز کرد، سبب شد اینترنت قطع شود و بنابراین، مسیرهای ارتباطی فعالان اقتصادی و عموم افراد با جهان خارج مسدود گردید. حتی ارتباطات داخلی نیز به کمترین حد ممکن کاهش یافت.
اگر نگاهی به هفته گذشته بیندازم، عمق مکالمات، بهترین و بدترین لحظات، سخنان، صداها، انسانها و مسیرها، همه چیز به نوعی مبهم و کدر به نظر میرسد. گویا مه غلیظی همه جا را فراگرفته است. تمایل دارم از دنیای بیرونی خبر دار شوم، اما اطلاعات و تصاویری که به دست میآورم، ناقص و ناکافی است. درست همانند اطلس راهیابی که صفحات آن پاره شده و در میانهی راه نمیدانی باید به راست بپیچی یا به چپ.
فکرهای مختلفی در ذهنم پرسه میزنند: حال دوستانم چطور است؟ امتحانات دانشگاه به چه شکل برگزار خواهد شد؟ در صورت حضوری بودن، همه جزوههایم در گروه است و قادر به دانلود آنها نیستم. اوضاع کارم چه خواهد شد؟ آیا به خاطر ارتباطم با شبکههای اجتماعی از نیاز به من کاسته شده است؟ میم که فریلنسر است، اکنون چگونه درآمد دارد؟ کلاسهای آنلاین سین چه سرنوشتی خواهند داشت؟ چطور میتوانم نوبت دکتر را بگیریم؟ وضعیت آنلاین شاپ الف چه خواهد شد؟ و چگونه میتوانم از حال «ف» که به خارج رفته مطلع شوم؟ و… نقطهگذاری میکنم.
پاسخ به این سوالات به واژهای به نام «امنیت ملی» باز میگردد و سوال اینجاست، پس آینده امنیت روانی ما چه خواهد شد؟ آیا احساس امنیت روانی جامعه و اعتماد متقابل میان مردم و حکومت، جزو مولفههای حیاتی امنیت ملی نیست؟
اینترنت برای ما صرفاً یک ابزار کاربری نیست، بلکه دانشگاهی است، فضایی برای ابراز وجود، منبع تفریح، محیط کار و پل ارتباطی ما با جهان خارج، اما اکنون، ما به مدت ۱۲ روز است که در بیخبری و تعلیق به سر میبریم.
دوازده روز محدودیت اینترنت به معنای از بین رفتن امنیت روانی جامعه، کاهش امید و انگیزه، آشفتگی در زندگی روزمره شهروندان، قطع دسترسی افراد به کیف پولها و داراییهای دیجیتال، بیاعتمادی به کسب و کارهای دیجیتال و به تبع آن کاهش انگیزه برای کارآفرینان، سرمایهگذاران و متخصصان این حوزه، افزایش نرخ بیکاری، افزایش مهاجرت و گسترش استفاده از ابزارهای ناامن و به تبع آن کاهش امنیت دادهها و بیاعتمادی به دولت و سیستمهای اطلاعاتی است و این تنها بخشی از پیامدهای جبرانناپذیر چنین اقداماتی به شمار میآید.
به نظر من، امسال را میتوان سال قطع اینترنت و حوادث غیرمترقبه نامید، چراکه در مدت زمانی کمتر از ۷ ماه، شاهد دو بار محدودیت اینترنتی بودیم. دیر یا زود این محدودیتها از میان برداشته خواهد شد، اما آنچه باقی میماند، آسیب به اعتماد و روان جامعه است که سهلانگارانه قابل جبران نیست و بدون تعیین واضح مولفههای شرایطی که منجر به قطع و محدودیت اینترنت میشود، این رویداد بهراحتی پیشبینیپذیر نخواهد بود.
در این روزها که هیچ چیز به روال عادی نیست، ما مردم عادی در بین محنتهایمان، در جستوجوی اینترنت هستیم، چرا که در قرن بیستویکم از امکان کبوترنامهرسان و دود بیخبر هستیم.
منبع : ایسنا – فاطمه زهرا جامی در روزنامه اعتماد



