نقد سیاستهای پراکنده بانک مرکزی در کنترل قیمت ارز/ مدیریت بازار تنها با آگاهی از اخبار امکانپذیر نیست

روزنامه اطلاعات به نقل از رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرد که برای مدیریت بازار ارز بهطور بهموقع اقدام خواهیم کرد. اما آنچه در روزهای اخیر از این نهاد مالی مشاهده شده، به جز فروش ارز به هر کد ملی (که به آن میتوان ارزپاشی نامنظم و ایجاد دلالی گفت) نبوده است.
قیمت دلار آمریکا که پنج روز پیش طبق اطلاعات صرافیهای معتبر سیستم بانکی ۱۹۵ هزار تومان اعلام شده بود، روز گذشته به ۲۱۹ هزار تومان افزایش یافت. به این ترتیب، بانک مرکزی حتی قادر به مدیریت قیمت ارزی که خودش عرضه میکند نیز نبوده است.
علاوه بر وضعیت بلاتکلیف مدیریت بازار ارز، فشار ناشی از افزایش بیرویه نرخ تورم بر معیشت خانوارها نیز قابل تأمل است. قیمت بسیاری از کالاها و خدمات به واسطه افزایش مستمر نرخ ارز در حال بالا رفتن است، در حالی که توان خرید مصرفکنندگان، بهویژه اقشار آسیبپذیر، در همین حالت ثابت باقی مانده و از این روند نابرابر عقبنشینی کرده است.
گزارش اخیر مرکز آمار نشان میدهد که نرخ تورم کالاهای خوراکی و آشامیدنی، که عمده نیازهای سبد مصرفی خانوارها را تشکیل میدهد، در ماه گذشته نسبت به سال قبل بهطور قابل توجهی ۱۲۸ درصد افزایش یافته است. اما آیا واقعاً قدرت خرید این محصولات در خانوارهای ایرانی به همان نسبت ارتقا یافته است؟
شنیدنیتر اینکه در حالی که قیمت جهانی طلا به طور چشمگیری کاهش یافته است، بازار داخلی مواد طلایی و انواع سکههای طلا به حالت افزایشی درآمده که نشاندهنده ناترازیهای موجود در اقتصاد داخلی، مانند تورم مزمن، رشد نقدینگی و اختلالات در شبکه بانکی است. بهنظر میرسد که به همین دلیل، مداخلات کنونی بانک مرکزی و سیاستهای مقطعی از قبیل تزریق ارز به جامعه یا برخورد با دلالان در تنظیم بازار، نتایج مطلوبی به همراه نداشته و اثرات آن ناچیز است.
این دست تدابیر مدیریتی به دلیل سرکوب کردن دستوری نرخ در برابر متغیرهای بنیادی، نه تنها پایدار نیست، بلکه چرخهای از «تثبیت و افزایش» را تشدید نموده و بازار طلا را بهسمت حباب رفتاری سوق میدهد.
کسریهای ساختاری، افزایش نقدینگی، ناترازی در شبکه بانکی، تورم پایدار و ناآرامیهای اقتصادی و سیاسی علاوه بر همواره بر ارزش پول ملی فشار وارد میکنند. مشکل اساسی زمانی نمایان میشود که سیاستگذاران تلاش کنند نرخ ارز را بهطور دستوری برای مدتی طولانی پایین نگه دارند، در حالی که متغیرهای بنیادی اقتصاد همچنان در حال تغییر و تحول هستند. در چنین وضعیتی، ممکن است بازار برای مدتی آرام بنظر برسد، اما فشارهای انباشته در نهایت خود را در قالب یک جهش قدرتمندتر نمایان میسازد.
کنترل واقعی بازار ارز، نه تنها با خبرسازی و اقداماتی مقطعی محقق نخواهد شد. بانک مرکزی برای دستیابی به موفقیت لازم است که مجموعهای هماهنگ از سیاستها را اتخاذ کند: مهار قوی رشد نقدینگی، اصلاح وضعیت بانکهای ناسالم، کاهش ناترازیها، افزایش شفافیت، تقویت اعتماد عمومی، مدیریت انتظارات تورمی و طراحی یک سیاست ارزی باورپذیر و عملی.
بانک مرکزی تنها زمانی قادر خواهد بود که نرخ ارز و بهتبع آن بازار طلا و سکه را بهصورت مداوم کنترل کند که به جای مقابله با عوارض، به ریشههای اصلی عدمثبات اقتصادی بپردازد. اقتصادی که با انواع بیماریهای مزمن ساختاری روبهرو است، با تدابیر دستوری به ثبات پایدار نخواهد رسید؛ ثبات حقیقی نتیجه تغییرات واقعی در ساختار اقتصادی است.
17302



