خلق و خواست برای استمرار در این چنبره ارتباطی؛ یادداشتی از سعید ارکان‌زاده

امروز، هشتمین روزی است که تمامی نظام ارتباطات مدرن در ایران به حالت سکوت درآمده است. ارتباطات ایرانیان با جهان نیز به کلی قطع شده و تنها ارتباط ممکن، تماس تلفنی با مبدأ ایران است، در حالی که هر گونه ارتباط دیگر با دنیای خارج ناممکن گردیده است. ما در انزوای مطلقی به سر می‌بریم و زمان خروج از آن مشخص نیست: اینترنت غیرقابل دسترس، خدمات پیامکی متوقف، اپلیکیشن‌های ارتباطی داخلی غیرفعال و حتی کامنت‌گذاری در وب‌سایت‌های خبری مانند زومیت، متوقف شده است. این سطح از محدودیت در ارتباطات فردی و اجتماعی یک جامعه نزدیک به ۹۰ میلیون نفری، بی‌سابقه به نظر می‌رسد.

ما سال‌هاست که بخشی از زندگی‌مان را در دنیای اینترنت سپری کرده‌ایم. نسل جوان از زمان تولد با اینترنت آشنا بوده و از ابزارهای مختلف ارتباطی بهره‌مند شده‌اند. اما افول ناگهانی این امکانات، حس سقوط به عمق چاهی تاریک را به ما القا می‌کند. تا چه زمانی می‌توانیم در این چاه عمیق ارتباطات تاب بیاوریم؟

شبکه داخلی ارتباطات در ایران اما همچنان فعال است. با استفاده از مجموعه‌ای از پیام‌رسان‌های با کیفیت پایین، می‌توانیم برخی اخبار رسمی را دریافت کنیم؛ همان نوع خبرهایی که همواره از تلویزیون منتشر می‌شود. اما به روشنی مشخص است که این ابزارها به هیچ عنوان نیازهای ارتباطی و خبری مخاطبان را برطرف نمی‌کنند.

مخاطب احساس می‌کند در قفسی گرفتار شده و هر چند وقت یک بار، تکه‌های بی‌کیفیت و بی‌مزه‌ای از غذاهای ارتباطی به او داده می‌شود که تنها شکم او را سیر می‌کند، بدون این‌که اشتهای او را تحریک کند یا سودمندی خاصی داشته باشد. محتواهای موجود گاهی مانند آب شور عمل می‌کنند و عطش مخاطب را بیشتر می‌کنند.

از ما خواسته می‌شود در این قفس ارتباطی چه کنیم و تا چه زمانی منتظر بمانیم؟ اگر اینترنت مجدداً برقرار نشود، چه عواقبی در پی خواهد داشت؟ یکی از خبرگزاری‌های رسمی به نقل از افرادی گزارشی ارائه کرده که می‌گویند با وجود امکان رفع نیازهای روزمره از طریق شبکه داخلی، چه نیازی به وصل مجدد اینترنت است.

متاسفانه باید اذعان کرد که در طول سال‌های اخیر، سیاست‌گذاری در حوزه ارتباطات در ایران به مسیری معکوس رفته است. به‌جای آن‌که رسانه‌های سنتی مانند تلویزیون بسترهای دموکراتیک و روش‌های حرفه‌ای کار رسانه را پیگیری کنند، رسانه‌های نوین به گونه‌ای عمل کرده‌اند که شبیه به تلویزیون شده‌اند. اکنون که اینترنت قطع است، پیام‌رسان‌های داخلی درست به شکل تلویزیون عمل می‌کنند: پیام‌هایی از پیش تعیین شده به‌طور یک‌طرفه به مخاطب تحویل می‌شود و چون تمامی راه‌های ارتباطی دیگر مسدود شده است، پذیرش این پیام‌ها به مخاطبان تحمیل می‌شود. هرچند که مخاطبان همواره در برابر این تحمیل‌ها مقاومت کرده‌اند.

حافظ می‌گوید: «مرغ زیرک چون به دام افتد، تحمل بایدش.» ما هم در حال حاضر چاره‌ای جز تحمل نداریم تا زمانی که شرایط ارتباطات بهبود یابد و مجدداً پیامک‌ها برقرار شوند و اینترنت دوباره به کار بیفتد. قطع ارتباطات به شکل کنونی، که هیچ راهی برای ارتباط میان شهروندان باقی نگذاشته است، موجب فلج شدن مخاطبان می‌شود. مردم به شدت منزوی می‌گردند و قادر به دریافت اخبار یکدیگر نیستند و به مرحله‌ای از خشم و سرخوردگی دچار می‌شوند که ممکن است تمام اهداف خود را رها کرده و به این وضعیت تحمیلی تن دهند.

اما باید در دوران انزوای ارتباطی تا بازگشت دوباره ارتباطات، خود و جامعه‌مان را بازسازی کنیم. دل‌سردی به هیچ جایی نخواهد برد. این روزها به وضوح مشاهده می‌شود که افراد دوباره هارددیسک‌های پر از فیلم و سریال خود را بیرون آورده و با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند. کتاب‌ها از قفسه‌ها بیرون آمده و مردم به یکدیگر سر می‌زنند تا درباره رخدادهای روز با هم گفتگو کنند و آن‌ها را تحلیل کنند تا تصویر روشنی از آنچه که گذشته، برایشان شکل بگیرد. گاهی حتی رسانه‌های رسمی را بی‌صدا می‌کنند تا از پیام‌هایی که معتقدند به روحشان آسیب می‌زند، در امان بمانند.

هر زمان که فکر می‌کنیم اوضاع ارتباطات در ایران به بدترین وضعیت خود رسیده، می‌توانیم به نحوه ارتباطات در دهه ۱۳۶۰ فکر کنیم. روزهای دشواری که رسانه‌های رسمی، یعنی مطبوعات و تلویزیون، به تعداد بسیار محدود وجود داشتند و در خدمت یک زاویه خاص قرار داشتند، اما مردم با ابزارهایی از قبیل ویدیو، آتاری و کتاب‌های زیرزمینی در خانه‌های خود دوام آوردند. مردم در دهه ۶۰ زنده ماندند و ما نیز چهار دهه بعد قادر به ایستادگی خواهیم بود.

چیزی که باید مدنظر داشته باشیم این است که نباید اجازه دهیم انزوای ارتباطی و موانع ارتباطات مدرن، تخیل ما را از بین ببرد؛ تخیل فردایی روشن، جامعه‌ای باز با اینترنتی آزاد بدون فیلترشکن‌ها و فیلترینگ‌ها، و تصور اقتصادی دیجیتالی شکوفا که در آن کاربران در صلح با کل جهان ارتباط دارند.

ناامیدی از آنچه که رخ داده و مسیر طی شده، افراطی نیست، بلکه می‌تواند ما را به تفکر وادار کند که چگونه می‌توانیم راه‌های جدیدی را برای پیشبرد ارتباطات روشن و بهبود بخشید.

ما در حال حاضر مسیری طولانی را پیموده‌ایم و تلاش‌های بسیاری برای حفظ منابع ارتباطی‌مان انجام داده‌ایم. اگر ایستادگی ما کاربران وجود نداشت، احتمالاً مدت‌ها پیش اینترنت را از دست داده بودیم، دیش‌های ماهواره شاید بر روی پشت بام‌ها نبودند، مرزهای مجازی دور ایران ممکن بود به طرز نامتعارفی افزایش یابند و نوجوانان ایران به ارزش‌های جهانی دست نیافته بودند.

جامعه انسانی بر پایه تلاش و ایستادگی برای تحقق آرزوها و رسیدن به فردایی روشن شکل‌گرفته است که ناشی از تخیل و عزم است. هیچ راه میانبری وجود ندارد. در این قفس ارتباطی و ته چاه تاریک ارتباطات، باید با دل بستن به تخیل فردای روشن و اراده برای مقابله با موانع، صبوری کنیم تا روزهای آزادی در ارتباطات به واقعیت تبدیل شوند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا