مایکروسافت و بحران ویزای H-1B و اقامت دائم آمریکا

پژوهشگران و اقتصاددانان از سالها پیش در مورد مهاجرت نیروی کار و تأثیری که بر کارگران و متخصصان داخلی دارند، بحث میکنند. تا اینجا دو گروه روبهروی هم ایستادهاند و اتفاقاً هر طرف شواهد محکمی روی میزشان دارند.
بیایید ابتدا نظر افرادی را مرور کنیم که با ونس همعقیدهاند. جان باوند، اقتصاددان دانشگاه میشیگان، همراه دو همکارش بازار کار فناوری آمریکا را در سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۱ مدل کرد و نتیجه گرفت که در غیاب مهاجران ماهر، دستمزد دانشمندان کامپیوتر آمریکایی در سال ۲۰۰۱ بین ۲٫۶ تا ۵٫۱ درصد و اشتغالشان بین ۶٫۱ تا ۱۰٫۸ درصد بالاتر میرود.
مطالعه دیگری با دادههای محرمانهی وزارت خزانهداری، شرکتهایی را که در قرعهکشی H-1B برنده شدند با بازندهها مقایسه کرد و یافتههایش برای مدافعان H-1B تلخ بود. در این مطالعه، اشتغال کل شرکت با ویزای تازه تقریباً ثابت ماند، H-1B جای بخشی از کارگران دیگر را گرفت، سود شرکت بالا رفت و ثبت اختراع هم تغییر معناداری نداشت. پژوهشگران در عین حال شواهدی محدود از افزایش سود شرکتها یافتند.
ازسویدیگر برخی شواهد نیز حق را به مایکروسافت میدهند؛برای مثال همان مدل باوند نشان داد رفاه کلی آمریکاییها با این مهاجرت بالا رفته؛ مصرفکنندهها و شرکتها برنده شدهاند و بخشی از برنامهنویسان ضرر کردهاند.
پژوهش فدرال رزرو ریچموند هم با همان روش مقایسه برندهها و بازندههای قرعهکشی، به نتیجهی معکوس رسید. این تحقیقات نشان میداد شرکتهای برنده اشتغال و درآمدشان را گسترش دادهاند، بیآنکه جای فارغالتحصیلان دانشگاهی آمریکایی را بگیرند.
پژوهشگران دانشگاه نورثوسترن هم در دفاتری که H-1B بیشتری استخدام کرده بودند، دستمزدها را بدون تغییر یافتند. آکادمی ملی علوم آمریکا هم در گزارش ۲۰۱۷ خود جمعبندی کرد که چند مطالعه اثر مثبت مهاجرت ماهر را بر دستمزد و اشتغال آمریکاییها نشان دادهاند.
مدافعان H-1B همچنین یادآوری میکنند شرکتهایی که با محدودیت ویزا روبهرو میشوند، بهجای استخدام آمریکاییها، بخشی از کارشان را به کانادا و هند منتقل میکنند. یعنی بستن در، گاهی شغل را بهجای آمریکا به آنسوی مرز میفرستد.
وقتی دقیقتر نگاه کنیم، دو دنیای متفاوت را پشت اسم H-1B میبینیم. دنیای اول، غولهایی مثل مایکروسافت هستند که فارغالتحصیلان دانشگاههای آمریکا را با دستمزد بالا استخدام میکنند. دنیای دوم، شرکتهای برونسپاری هستند که نیرو را عمدتاً اجاره میدهند، مانند شرکت برق سدرن کالیفرنیا ادیسون.
به گزارش مؤسسه سیاست اقتصادی (EPI)، شرکت برونسپاریای که کار فناوری اطلاعات ادیسون را گرفت، به کارمندان H-1B خودش ۳۶ تا ۴۱ درصد کمتر از کارمندان آمریکایی ادیسون میپرداخت. صحبتهای ونس درباره شکاف ۴۸ هزار دلاری هم دقیقاً به همین دنیای دوم مربوط میشود.
حالا اگر به فهرست پنجشنبه برگردیم، در مییابیم شش شرکت از هشت شرکت، از دنیای دوماند و دو شرکت دیگر، یعنی مایکروسافت و ادوبی، از دنیای اول. بخش بزرگی از هیاهو و اختلافنظرهای فعلی به این واقعیت برمیگردد که دولت آمریکا هر دو دنیا را با یک ترازو میسنجد.
مدال و تعلیق، هر دو با هم
شاید تناقض پنجشنبه، یعنی تعلیق صبح مایکروسافت و مدال عصر نادلا، دقیقترین تصویر سیاست مهاجرت امروز آمریکا باشد. دولت ترامپ به نوآوری شرکتهایی مثل مایکروسافت افتخار میکند، اما به افرادی که بخشی از همین نوآوری را میسازند، به دیده تردید مینگرد.
پاسخ این سؤال که آیا مهاجران و دانشجویان خارجی کار آمریکاییها را میگیرند یا نه، چندان ساده نیست. شواهد میگویند در بخش برونسپاری، نگرانی ونس پایه محکمی دارد؛ ولی در شرکتهایی که فارغالتحصیلان دانشگاههای آمریکا را با دستمزد بالا جذب میکنند، تصویر بهسمت دیدگاه مایکروسافت میچرخد.
برای دانشجوی خارجی که امروز در دانشگاهی در بوستون یا کالیفرنیا درس میخواند، تصمیمهای سیاستمداران به نگرانی مشخصی ختم میشوند. آیا او پس از فارغالتحصیلی هنوز میتواند در آمریکا کار پیدا کند و زندگیاش را در این کشور ادامه دهد؟ عبور از پلی که سالها از دانشگاه به بازار کار و از آنجا به اقامت دائم میرسید، احتمالاً هزینههای سنگینتری میطلبد و قیمت نهاییاش فعلاً در هالهای از ابهام قرار دارد.



