«بیماری نفتی ایران» به زودی به‌عنوان موضوعی درسی در سطح جهانی معرفی می‌شود / ایران در دام «چاله اقتصادی» گرفتار آمده است / افزایش قیمت انرژی اثرات معکوس به دنبال دارد

“`html

امیرعباس آذرم‌وند: مدت‌هاست که اقتصاد ایران با چالش‌هایی جدی و ارثی مانند تورم فزاینده، تضعیف قدرت خرید، کسری بودجه، عدم توازن‌های اقتصادی و افزایش هزینه‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کند. درباره علل و راهکارهای خروج از این مشکلات، نظرات مختلفی وجود دارد. در میان این نظرات، برخی از کارشناسان تأکید دارند که برای تحلیل وضعیت کنونی اقتصاد ایران، باید به تصمیمات و تغییرات اساسی بازگشت که در دو دهه گذشته در نحوه مدیریت اقتصادی و به‌ویژه سیاست‌های مرتبط با نفت و انرژی به وقوع پیوسته است.

همت قلی زاده، تحلیلگر اقتصاد انرژی، یکی از این کارشناسان است که به شدت بر این باور است که بخش عمده‌ای از وضعیت کنونی اقتصاد ایران به تحولات سال ۱۳۸۶ و تغییر معادلات اقتصادی ناشی از رابطه مالی نفت، دولت و ملت ارتباط دارد. او در این مصاحبه با تحلیل انتقادی از سیاست‌های قیمت‌گذاری انرژی، نحوه تخصیص درآمدهای نفتی و تبعات این سیاست‌ها، درباره تأثیرات آنها بر تورم، بودجه، تولید، فقر و قدرت خرید اقشار جامعه صحبت می‌کند.

قلی زاده بر این اعتقاد است که در صورت عدم بازنگری و اصلاح رابطه ایران با نفت و انرژی، مشکلات موجود نه‌تنها حل نخواهد شد، بلکه احتمالاً ابعاد گسترده‌تری خواهد یافت. در این مصاحبه می‌کوشیم تصوری از نظر او درباره آنچه پس از سال ۱۳۸۶ بر اقتصاد ایران گذشته و نیز افق پیش‌روی اقتصاد کشور را ترسیم کنیم:

در سال ۸۶ چه رخدادی اتفاق افتاد که هنوز ساختار اقتصادی ایران را تحت تأثیر قرار داده و تورم را به سطوح بی‌سابقه‌ای رسانده است؟ 

این سوال بنیادین است و به اعتقاد من، ریشه مشکلاتی که تمامی دولت‌ها از سال ۸۶ به بعد با آن مواجه شده‌اند، به همین نقطه برمی‌گردد. به نظر می‌رسد که از سال ۸۶ سیاست‌گذاری‌های ما به عرصه بازی اعداد وارد شد و این‌طور تصور کنید که یک گلوله برف کوچک را رها کرده‌ایم که حالا به بهمنی بزرگ تبدیل گردیده است. در سال ۸۶، تحولی رخ داد که ما بارها درباره آن بحث کرده‌ایم. بیایید سال ۸۶ را مرور کنیم. از زمان احمد شاه قاجار تا دوره پهلوی و سپس جمهوری اسلامی، به مدت ۱۰۰ سال، از ۱۲۸۶ تا ۱۳۸۶، نفت ایران برای صنایع به‌صورت رایگان در اختیار قرار داشت. اما در سال ۸۶، جملات فنی در قانون بودجه گنجانده شد که بسیاری از افراد به‌راحتی از آن عبور کردند. به بهانه‌ی افزایش کارایی انرژی و مدیریت مصرف و کاهش کسری بودجه، یک رویداد اساسی در حال شکل‌گیری بود. من این وضعیت را سیاه‌چاله اقتصادی می‌نامم که موجب لایه‌لایه کردن بدنه اقتصاد ما شد. برای درک ریشه‌های تورم کنونی، نیازمندیم به گذشته برگردیم. تصور می‌کنم تمامی دولت‌ها خواستار کاهش تورم بودند، اما در این امر ناموفق بودند. نفت ملی تا آن زمان به‌صورت رایگان بود و ما یک میلیارد بشکه نفتی را که در داخل مصرف می‌کردیم، بدون هزینه دریافت می‌کردیم. آن سال، روش قیمت‌گذاری تغییر کرد و معادله اقتصادی که به مدت ۱۰۰ سال برقرار بود، به هم ریخت. ما یک میلیارد بشکه نفت خام را به پالایشگاه‌ها ارسال می‌کردیم.

یک میلیارد بشکه در سال؟

بله، ما در هر سال حدود یک میلیارد بشکه نفت خام به پالایشگاه‌ها وارد می‌کردیم. در سال ۸۶، همچنین روزانه دو میلیون بشکه نفت صادر می‌کردیم که در این صحبت‌ها فعلاً به آن نمی‌پردازم. بیماری هلندی به دلیل اختلال در صادرات پیش می‌آید، اما ما به نوعی بیماری نفتی دچار شده‌ایم که تجربیات مشابهی در دنیا نداشته است و به زودی قطعا در دانشگاه‌ها تدریس خواهد شد. اینجا یک میلیارد بشکه نفت به‌صورت رایگان به پالایشگاه‌ها انتقال می‌یافت. این ایده پیش از این در کشور وجود داشت، اما به دلیل پیامدهای سخت آن، دولت‌ها به آن تن نداده بودند. این نابرابری در طبقات اجتماعی، ناشی از همین روند است که دولت‌ها آگاه بودند. از سال ۸۶ قیمت هر بشکه به نرخ جهانی حدود ۸۰ دلار رسید. یعنی نفت با این قیمت به پالایشگاه‌ها تحویل داده شد و از این نقطه به بعد، قیمت‌ها افزایش یافت. آقای شریعتی، نماینده کمیسیون انرژی مجلس، اخیراً نرخ تولید هر لیتر بنزین را در ایکس بدون احتساب نفت ۲۰ هزار تومان اعلام کرده است، در حالی که این واقعیت ندارد.

حقیقتا قیمت تولید هر لیتر بنزین در کشور چه میزان است؟

قیمت هر لیتر حدود ۵ هزار تومان است که این نرخ در سایت کدال قابل مشاهده می‌باشد.

پس آیا ادعای این‌که قیمت هر لیتر بنزین ۲۰ یا ۵۰ هزار تومان است، بی‌اساس نیست؟

دقیقاً همین‌طور است. من این مورد را حتی در شبکه‌های اجتماعی نیز مطرح کردم. ما در شرایطی هستیم که باید رفتارهای خود را با وضعیت روز وفق دهیم. رفتار در زمان جنگ با دوران صلح تفاوت دارد و باید این سیاست‌های لجوجانه را رها کنیم. مردم امروز خود نوعی حکمرانی به‌انجام می‌رسانند؛ چرا که این سطح از تورم و به‌ویژه استمرار طولانی آن، بسیار نگران‌کننده است. ما امروزه در میان دو رقمی‌ترین تورم‌ها در جهان قرار داریم و در حالی که میانگین تورم سالانه کشورهای دیگر ۴ تا ۵ درصد است، ما به ۹ درصد تورم ماهانه رسیده‌ایم. این تغییر توزیع ثروت از جیب مردم و طبقات فرودست به سود افراد مرفه و الیگارش‌ها، آثار روشنی در آمارها داشته است. در طبقات پایین‌تر، تورم بیشتر است. بر اساس گزارش تورم مرداد ماه مرکز آمار، نرخ تورم خوراکی برای جامعه روستایی به ۱۳۸ درصد رسیده است و این برابری توزیع ثروت نیز به فقر از پیش موجود دامن زده است.

آیا به این ترتیب جهانی شدن قیمت انرژی در داخل منجر به افزایش فقر شده است؟

پس از چالش‌های متعدد، مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی منتشر کرد. جامعه را به درصدی تقسیم کرده و مشخص شد که الگوی مصرف انرژی در تمام طبقات تقریباً یکسان است و حتی فقرا بیشتر مصرف می‌کنند. طوفان اقتصادی ما در واقع از همین زوایه قیمت انرژی شکل می‌گیرد و اگر دولت‌ها به درستی این موضوع را درک نکنند، بحران‌ها همواره افزایش خواهند یافت. در دولت سیزدهم، رکوردهای تورمی شکسته شده و در حال حاضر نیز تورم بالا است. اگر ما به درستی مشکل را درک نکنیم، حل آن ممکن نیست. در سال ۸۶، سدی شکست. در آن زمان دلار به قیمت هزار تومان بود و ما بودجه‌ای ۶۰ همتی داشتیم، اما به ناگاه ۴۰ همت به آن افزوده شد. قانونی به‌وجود آمد که این حجم بالای بودجه را به وجود آورد. ما با یک تورم شرعی مواجه هستیم و اگر قانون تغییر نکند، روند فزاینده تورم همچنان ادامه خواهد یافت. میانگین هزینه تولید هر لیتر فرآورده در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۸۵ رشد ۲۵۲ هزار درصدی داشته است. به عبارتی، میانگین تولید فرآورده ۱۳ تومان بوده و حالا به ۳۰ هزار تومان رسیده است. این رقم به‌هیچ‌وجه نشان‌دهنده تورم بقیه بخش‌ها نیست.

آیا به همین دلیل شما معتقدید که سیاه چاله‌ای در اقتصاد ما شکل گرفته است؟

بله، درست است. این وضعیت مانند مثلث برمودا است، یک سیاه چاله‌ای که اگر ما ریشه مشکلات را در سال ۸۶ درک نکنیم، کشور دچار فروپاشی خواهد شد. اقتصاد ما می‌تواند به بن‌بست برسد. از نشانه‌های استهلاک سرمایه در انسان‌ها شاهدیم. مردم حتی نمی‌توانند دندان‌های خود را درمان کنند. با حدود هزینه‌های هنگفتی که در دهه ۷۰ برای کاهش کمبود شیر مصروف شد و در قوانین برنامه چهارم آمده که باید به دانش‌آموزان روستایی شیر ارائه شود تا پوکی استخوان حل شود، اکنون خبر می‌رسد که مصرف لبنیات به ۶۰ درصد کاهش یافته است. نگاهی به خودروهای مردم در خیابان‌ها بیندازید، چراغ ماشین‌هایشان سوخته و توانایی تعمیر آن را هم ندارند. از اینکه نرخ رشد استهلاک از تشکیل سرمایه پیشی گرفته یک بحث است. ما دو ردیف دیوار بنا می‌کنیم، اما سه ردیف می‌ریزد. اکنون انسان دچار استهلاک شده است. در گذشته کارهای زیادی برای کاهش فقر انجام شد و میلیاردها دلار هزینه شد، ولی حالا در گزارش‌های محرمانه و غیرمحرمانه بیان شده که حداقل یک‌سوم مردم ایران زیر خط فقر مطلق قرار دارند و به معنای دیگر، نمی‌توانند حداقل کالری مورد نیاز خود را تأمین کنند. این نمودار از سال ۸۶ تا کنون به‌طور پیوسته رو به افزایش بوده است.

آیا بقای یک‌سوم مردم ایران با چالش مواجه شده است؟

بله، بقاء این افراد و این سرزمین در خطری جدی قرار دارد.

به تازگی آقای مسعود نیلی نیز اشاره کردند که از سال ۸۶ به بعد، اقتصاد با مشکلاتی مواجه شد و البته افزود نمی‌داند دقیقاً چه رخ داده است. خصوصی‌سازی از همان سال به اوج رسید. نقش خصوصی‌سازی در وضعیت کنونی چقدر است؟

امروز مطالعات رسمی در دانشگاه‌های کشور نشان می‌دهد که هیچ‌یک از وعده‌های جذاب سال ۸۶ محقق نشده است. ابتدا دولت و کارکنان را بدنام کردند. سپس مردم را به مصرف‌گرایی متهم کردند و این نوع گفتار در جامعه ریشه دوانید و افکار عمومی را جهت‌دهی کرد. مدعی شدند که اقتصاد دولتی دچار فساد و اختلاس است، در حالی که دولت‌ها با رأی مردم به قدرت می‌رسند و به مردم تعهداتی دارند. میزان فساد پس از سال ۸۶، به‌مراتب بیشتر از پیش از آن باقیمانده است. قبل از آن نهایتاً فساد در بانک صادرات وجود داشت، اما اکنون دکل‌ها گم می‌شوند و فسادهای ۶۰ همتی شکل می‌گیرد. نگاهی به سخنان آقای نیلی، به عنوان یک اقتصاددان با اعتبار که مسئولیت‌هایی در کشور داشته، چیزهای مثبتی را مطرح می‌کنند. ایشان سه بار بیان کردند که از سال ۸۶ تمام نمودارهای اقتصادی کشور ما به سمت مخالف حرکت کردند و اکنون می‌گویند که نمی‌دانند چه مظاهری شاهد بوده‌ایم. نفتی که ثروت خدادادی ماست، از طریق تبدیل آن در قانون بودجه ۱۳۸۶ به قیمت جهانی، کانون ناامنی‌های اقتصادی را تشکیل داد. ما در ۸۶ دو تحولی اساسی داشتیم که یکی از آن‌ها این تغییر بود و دیگری انحلال سازمان برنامه و بودجه این کشور. وضعیت به گونه‌ای پیش رفته که وقتی صورت حساب‌ها را می‌خوانید، فرآورده‌های خاص پالایشی به نرخ دلار، از صادرات بیشتر برای مردم ایران گران‌تر تمام می‌شوند.

آیا صادرات به داخل انجام شده است؟ بله، به‌طور رسمی این اتفاق رخ داده است. غیرقابل باور است که با یک مکانیسم قانونی و با اتکا به قانون، یک سیاست مخاطره‌آمیز در برابر ملت و تولید کشور اتخاذ شده باشد. اقتصاد ما از سال ۸۶ به شکل معناداری در رکود قرار گرفته است. از سال ۸۶ تا اکنون، میانگین رشد اقتصادی ما در حدود ۰.۱ تا ۰.۲ درصد بوده است، در حالی که باید رشد ۸ درصدی را هدف‌گذاری می‌کردیم. پیش از این، رشد اقتصادی ما ۵ درصد بوده است. در دولت خاتمی، ما با تورم ۱۵ درصدی مواجه بودیم، اما اکنون تورم ۱۳۸ درصدی خوراکی‌ها را مشاهده می‌کنیم. این نوع تورم تخریب و اثرات بیشتری دارد از یک بمب اتم. زیرا بمب یک بار باعث تخریب می‌شود و تمام می‌شود، اما تورم مانند یک سرطان، به‌آهستگی اقتصاد را از درون نابود می‌کند و ممکن است سال‌ها طول بکشد که متوجه پیامدهای آن شویم. در شرایط کنونی، حتی ارز پولی در جنگ نیز ممکن است در مقاطعی افزایش یابد.

آیا تورم روسیه نیز بالا نیست؟ بله، تورم در این کشور تحت کنترل است. حتی در تجربیات ما نیز در جنگ هشت ساله با وجود وضعیتی پرتنش و نقاط ضعف ناشی از تغییر نظام سیاسی، ما تورم ۶.۴ درصدی را تجربه کردیم. در جنگ با عراق، مردم به گونه‌ای به جبهه کمک می‌کردند که در حال حاضر، مردم رو به گدایی آورده‌اند و امروز به‌وضوح شاهد نابودی طبقه متوسط هستیم و تبعات آن به‌زودی معین خواهد شد. ما نسلی بودیم که در مناطق دورافتاده زندگی کردیم و پزشکان هندی در کشور ما فعالیت می‌کردند. من در دوران سربازی، گرانترین لپ‌تاپ بازار را خریدم، اما اکنون پس از ۲۲ سال کار، قادر به تغییر گوشی خود نیستم و وضعیت بقیه مردم نیز همین‌طور است. مصرف خوراکی‌ها همچون گوشت، مرغ و برنج ۵۰ تا ۶۰ درصد کاهش یافته است. حقیقت تلخی که در میدان وجود دارد، این است که مردم حتی نمی‌توانند گوشت تهیه کنند و دیر یا زود، این وضعیت تنش اجتماعی قابل توجهی را به‌وجود خواهد آورد. در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴، دو روز قبل از وقوع حوادث تلخ دی‌ماه، گفته‌ام که کشور به اتاق گاز شبیه است و امروز نیز بر همین نکته تأکید می‌کنم. اکنون اتاق فکر جمهوری اسلامی ایران باید تصمیماتی را اتخاذ کند. نهاد دولت از امروز ناتوان شده و نمی‌تواند کار چندانی انجام دهد.

آیا حجم دولت در ایران بزرگ نیست؟ خیر، بزرگ نیست. اگر به عمق مسئله ورود کنیم، متوجه این امر خواهیم شد.

بخش دوم این گفتگو به زودی منتشر خواهد شد.

۲۲۳۲۲۹

“`

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا