هوش مصنوعی و آزمون اینشتین؛ آیا AGI کشفیات علمی میکند؟

نتیجه پژوهشگران را غافلگیر کرد. مدل بهجای رسیدن به یک قانون عمومی، برای هر منظومه قاعدهای جداگانه ساخت. ماشین پیشبینی مدارها را آموخته بود، اما پشت این پیشبینیها یک توضیح مشترک برای حرکت همهی سیارهها وجود نداشت.
مدلها اغلب نقشهبرداران خوبی هستند، اما ساختار کلی شهر را درک نمیکنند
تفاوت توضیح مشترک و قاعدهی جداگانه را میتوانیم به دو نوع نقشه تشبیه کنیم. نقشهی اول فقط مسیرهایی را که قبلاً طی کردهایم بهخاطر میسپارد و بر اساس همان تجربه، پیچ بعدی را حدس میزند. نقشهی دوم ساختار شهر را به ما نشان میدهد؛ به همین دلیل حتی در خیابانی که قبلاً ندیدهایم هم میتوانیم مسیرمان را پیدا کنیم. مدل سیارهها بیشتر شبیه نقشهی اول عمل میکرد.
آزمایش وفا و همکارانش نشان داد پیشبینی دقیق و فهمیدن یک قانون، با هم فاصله دارند. مدل میتواند با الگویی آماری پاسخ دقیقی بدهد، درحالیکه فهم علمی به قانونی عمومی و قابلانتقال نیاز دارد. اما دستاوردهای تازهی هوش مصنوعی در ریاضیات نشان میدهد ماجرا به همین سادگی هم تمام نمیشود.
جرقههای نوآوری ترکیبی؛ حل معماهای ریاضی بدون تغییر چارچوب جهان
ماه می ۲۰۲۶ یک مدل داخلی OpenAI با یافتن مثال نقضی برای حدسی ۸۰ساله، ریاضیدانان را غافلگیر کرد. پل اردوش در سال ۱۹۴۶ پرسیده بود اگر تعدادی نقطه روی صفحه بگذاریم، چند جفت از آنها میتوانند دقیقاً یک واحد با یکدیگر فاصله داشته باشند؟
اردوش حدس میزد تعداد چنین جفتهایی فقط اندکی سریعتر از تعداد نقاط رشد میکند. مدل OpenAI آرایشی پیدا کرد که از مرز پیشبینیشده عبور میکرد و همان یک آرایش حدس را رد کرد. گروهی از ریاضیدانان برجسته بعداً استدلال را بررسی کردند و نسخهای کوتاهتر و قابلفهم برای انسان نوشتند.
مولینیتن دستاورد مدل را پیشرفتی مفهومی و واقعی میخواند. ماشین چند ایده از شاخههای مختلف ریاضیات را به هم وصل کرد و به ترکیبی رسید که پژوهشگران پیشتر ندیده بودند. وقتی ریاضیدانان راهحل را بازسازی کردند، دیدند ابزارهای اصلی راهحل سابقه دارند. خلاقیت مدل در شیوهی پیوند دادن همان ابزارها بود.
شکستن حدسهای ریاضی اثبات کرد ماشینها خلاقاند، اما تا سطح اینشتین فاصله دارند
بااینحال فاصلهی چنین کاری با جهش اینشتین هنوز زیاد است. مدل از ایدههای شناختهشده ترکیب جدیدی ساخت، اما نسبیت عام چارچوب توضیح جهان را تغییر داد؛ از فضا و زمان گرفته تا معنای گرانش. البته مرز میان ترکیب و ابداع همیشه روشن نیست. دانشمندان انسانی هم تقریباً همیشه از دانستهها و مسئلهها و ابزارهای نسلهای قبل شروع میکنند.
ریاضیات مزیت بزرگی برای سنجش خروجیهای ماشین دارد، چون نتیجههایش را میتوان دقیق بررسی کرد. یک مثال نقض یا حدس را رد میکند یا استدلالش جایی دچار مشکل میشود و پژوهشگران میتوانند مسیر اثبات را قدمبهقدم بررسی کنند.
در حوزهی فیزیک کار سختتر میشود، زیرا گاهی دو نظریه دادههای موجود را یکسان توضیح میدهند و تفاوتشان فقط با آزمایشی آشکار میشود که ساختن ابزارش سالها طول میکشد.
اما پیش از رسیدن به چنین آزمایشی، پژوهشگران با مشکل بنیادیتری روبهرو هستند. آنها باید مدلی بسازند که واقعاً فقط دانش یک دورهی تاریخی مشخص را در اختیار داشته باشد. همین شرط، اجرای آزمون اینشتین را بسیار سخت میکند.



