بازار سرمایه در تلاش برای همسویی با دلار و طلا / افزایش ناگهانی سودآوری با تک‌نرخی شدن ارز

“`html

رشد نامشخص بازار سهام بدون تحریک تولید پایدار امکان‌پذیر نیست؛

آراد پورکار، کارشناس حوزه بازار سرمایه، در بررسی بازدهی بورس نسبت به بازارهای موازی همچون ارز و طلا، بیان می‌کند که هرچند بازار سهام به معیار یک‌به‌یک بازدهی با این بازارها نزدیک شده است، اما تأخیر قیمتی که در سال‌های اخیر شکل گرفته، می‌تواند بستر ساز سود اضافی برای بورس در آینده باشد.

آراد پورکار کارشناس بازار سرمایه، در گفتگو با بورس نیوز به مقایسه عملکرد بازار سهام با بازارهای رقیب به ویژه ارز و طلا اشاره کرده و اظهار نموده که در حال حاضر بازار سرمایه در مسیر نزدیکی به بازدهی یک‌به‌یک با این دو حوزه قرار دارد، اما همچنان دچار تأخیر قیمتی است که می‌تواند شرایط را برای ایجاد بازده اضافی در آینده مهیا نماید.

 

پایان اختلاف دستوری در نرخ ارز و شروع همگرایی در بازدهی‌ها

 

پورکار ضمن بررسی تفاوت تاریخی میان نرخ دلار آزاد و دلار نیما عنوان کرد: در زمانی که نرخ ارز به‌صورت دستوری بر سودآوری شرکت‌ها تأثیر می‌گذاشت و با فاصله‌ زیادی از دلار آزاد تعیین می‌شد، بازار سهام با یک عقب‌ماندگی نسبت به بازارهای طلا و ارز روبرو شد. وی افزود که این سیاست‌ها عاملی برای کاهش بازده بازار سرمایه در مقایسه با سایر بازارها بوده است.

 

عقب‌ماندگی بازار سرمایه؛ منبعی بالقوه برای سود اضافی

 

این کارشناس اضافه کرد که در حال حاضر بازدهی بازار سهام به طور تقریبی به‌صورت یک‌به‌یک با ارز و طلا در حال حرکت است، اما عقب‌ماندگی موجود از سطوح ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان در سال گذشته به سطوح کنونی، فضایی ایجاد کرده که می‌تواند موجب بازدهی بیشتر برای بازار سرمایه نسبت به ارز و طلا گردد. به باور پورکار، ابتدا این عقب‌ماندگی در قیمت‌ها جبران خواهد شد و سپس بازار دوباره وارد مرحله همگرایی با نرخ ارز خواهد شد.

 

تک‌نرخی شدن ارز؛ جهشی موقتی نه رونقی پایدار

 

پورکار در ادامه با اشاره به تک‌نرخی شدن ارز در مرکز مبادله و تأثیر آن بر سودآوری شرکت‌ها، تأکید کرد که این سیاست بیشتر به عنوان محرکی برای جبران عقب‌ماندگی سودآوری محسوب می‌شود تا به معنای رونق پایدار. وی توضیح داد: اگر این سیاست را در قالب تأثیر بر جبران عقب‌ماندگی دلاری ارزیابی کنیم، می‌توان آن را نتیجۀ مقطعی دانست که در کنار افزایش نرخ دلار و همگرایی سودآوری شرکت‌ها خود را نمایان می‌سازد.

این کارشناس بر این باور است که استفاده از اصطلاح «رونق» برای توصیف این شرایط چندان دقیق نیست؛ زیرا رونق واقعی زمانی رخ می‌دهد که افزایش درآمد، رشد فروش، افزایش تولید و توسعه ظرفیت‌های عملیاتی شرکت‌ها به واقع تحقق یابد؛ موضوعی که با توجه به محدودیت‌های ناشی از تحریمها همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

 

شرط پیشی گرفتن بازار سرمایه نسبت به تورم چه مواردی است؟

 

پورکار در بخش دیگری از اظهارات خود، به پیش‌شرط‌های ضروری برای افزایش رشد بازار سهام نسبت به تورم اشاره کرده و تأکید نمود که این موضوع در گرو فعال شدن بخش تولید است. به اعتقاد وی، شرکت‌ها باید توانایی بیشتری در صادرات داشته باشند، حجم تولید را افزایش دهند و خطوط تولید خود را توسعه دهند و ساختارهای صادرات‌محور خود را تقویت کنند.

 

نقش تسعیر ارز و ساختارهای صادراتی شرکت‌ها

 

این کارشناس بازار سرمایه اضافه کرد که تسهیل در دریافت ارز حاصل از صادرات و بهبود پروسه تسعیر آن نیز از جمله عواملی است که می‌تواند به بهبود عملکرد شرکت‌ها و در نهایت پیشی گرفتن بازده بازار سرمایه از تورم کمک نماید. پورکار خاطرنشان کرد که مجموع این عوامل در صورت تحقق می‌تواند مسیر بازار سرمایه را از رشد صرفاً اسمی به سمت یک رشد واقعی و پایدار دگرگون کند.

پایان مطلب

اشتراک گذاری :

“`

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا