در روز جهانی ایمنی عصای سفید، به فعالان حوزه فناوری ایران می‌گوییم: ما هنوز در انتظار محصولات‌تان هستیم

در سال ۱۳۹۵، در نمایشگاه الکامپ، فرصتی فراهم شد تا با جمعی از مدیران و متخصصان حوزه فناوری در خصوص دسترسی‌پذیری کالاهای خود برای کاربران نابینا گفت‌وگو کنم. در آن زمان، مبحث دسترسی‌پذیری برای اکثر حضار آشنایی چندانی نداشت و گاهی لازم می‌شد قبل از شروع هر صحبت، توضیح دهم که یک شخص نابینا چگونه به رایانه و اینترنت دسترسی پیدا می‌کند و اهمیت طراحی وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها در تسهیل یا دشواری استقلال وی چیست.

اکنون یک دهه از آن زمان سپری شده است. اکوسیستم فناوری در ایران به شدت گسترش یافته و محصولات دیجیتال در زندگی روزمره به نقش مهمتری تبدیل شده‌اند. همچنین، ابزارهای کمک‌کنی برای نابینایان نیز دچار تحولاتی شگرف شده‌اند. خوشبختانه امروزه موضوع دسترسی‌پذیری برای بخشی از فعالان این حوزه دیگر ناشناخته نیست. با این حال، هنوز فواصل قابل توجهی میان قابلیت‌هایی که فناوری می‌تواند برای افزایش استقلال نابینایان فراهم کند و تجربیات واقعی آنان از خدمات دیجیتال وجود دارد.

امروزه بخش عمده‌ای از زندگی ما در دنیای دیجیتال سپری می‌شود. از خدمات بانکی و خرید آنلاین تا آموزش، اشتغال، حمل‌ونقل و برقراری ارتباطات اجتماعی، بسیاری از فعالیت‌هایی که تا دیروز نیاز به حضور فیزیکی داشتند، اکنون از طریق وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها قابل انجام‌اند. این تغییر و تحول می‌توانست بزرگترین فرصت برای استقلال فردی نابینایان باشد و آن‌ها را از نیاز به وابستگی به دیگران رها کند.

اما متأسفانه، نه همه این درها به روی ما بازند. زمانی که یک خدمت دیجیتال برای کسانی که بینا نیستند طراحی نشده باشد، چالش فراتر از دشواری کار با یک اپلیکیشن خواهد بود. ممکن است یک فرد نابینا نتواند به تنهایی امور بانکی خود را مدیریت کند، تقاضای شغلی ارسال کند، از خدمات آموزشی بهره‌برداری کند یا خریدهای روزانه‌اش را به انجام برساند. در این شرایط، فناوری که قرار بود وابستگی را کاهش دهد، گاهی به‌جای آن، شکل تازه‌ای از وابستگی به‌وجود می‌آورد.

اهمیت این موضوع خصوصاً زمانی رو به افزایش است که خدمات دیجیتال به‌تدریج جایگزین روش‌های سنتی ارائه خدمات شوند. وقتی که انجام کاری به یک سامانه آنلاین محدود می‌شود، عدم دسترسی‌پذیری آن به معنای نقصی در تجربه کاربری نیست؛ بلکه به معنی محروم شدن بخش‌هایی از شهروندان از دسترسی مساوی به آن خدمات است.

دسترسی‌پذیری دیجیتال تنها لطفی به نابینایان نیست؛ بلکه یک حق بنیادی شهروندی برای نائل شدن به خدمات و فرصت‌های برابر است.

این حق را نمی‌توان تنها با توجه به تعداد کاربران نابینا یا سهم آن‌ها در بازار ارزیابی کرد. همان‌گونه که انتظار نمی‌رود مناسب‌سازی یک ساختمان تنها زمانی صورت گیرد که تعداد بازدیدکنندگان دارای معلولیت از حد معین بیشتری عبور کند، دسترسی‌پذیری خدمات دیجیتال نیز نباید تحت‌تأثیر تعداد کاربران دارای معلولیت قرار گیرد.

از سوی دیگر، دسترسی‌پذیری فقط برطرف کردن محدودیت‌ها نیست؛ بلکه به معنای ایجاد فرصت‌های جدید نیز است. هر محصول دسترس‌پذیر می‌تواند امکان مشارکت اقتصادی و اجتماعی بیشتری را فراهم کند. یک کاربر نابینا ممکن است بتواند بدون اتکا به دیگران خرید کند، کسب‌وکاری را راه‌اندازی کند، خدماتی ارائه دهد یا شغف جدیدی را شناسایی کند. این‌ها نه تنها بهبود در تجربه استفاده از یک محصول هستند، بلکه دستاوردهایی کلیدی برای ارتقای کیفیت زندگی محسوب می‌شوند.

خوشبختانه در سال‌های اخیر، نشانه‌های امیدبخش از تغییر نگرش نسبت به دسترسی‌پذیری در اکوسیستم فناوری ایران مشاهده می‌شود. اگر در گذشته، بخش اعظم گفتگوهای ما با شرکت‌های فناوری صرف توضیح چگونگی استفاده نابینایان از اینترنت می‌شد، اکنون در برخی از تیم‌های محصولات، مباحثات مربوط به جزئیات تجربه کاربری، شناسایی موانع و یافتن راه‌حل‌های عملی در حال افزایش است.

چندی پیش، در مصاحبه‌ای با مدیرمسئول زومیت، از او پرسیدم که چه شد تصمیم گرفتند به موضوع دسترسی‌پذیری وب‌سایتشان توجه ویژه‌تری نمایند. پاسخی که داد برای من جالب بود. او شرح داد که پس از یکی از به‌روزرسانی‌های سایت، ایمیلی از یک کاربر نابینا دریافت کردند که در آن به مشکلات ایجاد شده برای کاربران صفحه‌خوان اعتراض کرده بود. به‌نظر می‌رسید که آن به‌روزرسانی، استفاده از زومیت را برای این گروه از کاربران به شدت دشوار ساخته بود.

نکته جالب‌تر این بود که تا پیش از دریافت آن ایمیل، اعضای تیم نمی‌دانستند که کاربران نابینا از وب‌سایت آن‌ها استفاده می‌کنند. همان بازخورد باعث شد موضوع را به صورت جدی پیگیری کنند و در طی چند ماه برای شناسایی و حل موانع دسترسی‌پذیری اقدام کنند.

به نظر من، مهم‌ترین بخش این داستان نه مشکلات آن به‌روزرسانی بود، و نه حتی اصلاحات بعدی که انجام شدند؛ بلکه تغییر تفکر سازندگان محصول بود. کاربرانی که تا آن لحظه در تصمیمات طراحی نادیده گرفته می‌شدند، به یکی از دغدغه‌های اصلی تیم تبدیل شدند.

این تجربه برای بسیاری از شرکت‌های فناوری ایران درس مهمی دارد: نادیده‌گرفتن کاربران به معنای عدم وجود آن‌ها نیست. ممکن است در حال حاضر نیز افرادی در تلاش باشند تا از محصولات ما بهره ببرند، اما چون در تحقیقات کاربری، آزمون‌های محصول و تصمیم‌گیری‌های طراحی حضور نداشته‌اند، از نیازها و چالش‌های آن‌ها بی‌خبر مانده باشیم.

چند نفر از کاربران ما اکنون پشت درهایی مانده‌اند که حتی از بسته بودن آن‌ها بی‌خبر هستیم؟

البته، برای شنیدن صدای این کاربران، نیازی به صبر برای یک به‌روزرسانی نامناسب نیست که دسترسی آن‌ها به محصول را آسیب بزند. می‌توانیم پیش از آن، به سراغ آن‌ها برویم و از تجاربشان برای بهبود محصولات استفاده کنیم.

در این راستا، رعایت استانداردهای فنی دسترسی‌پذیری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، اما فقط کافی نیست. استانداردهایی مانند WCAG مبنای ارزشمندی برای طراحی و توسعه محصولات دسترس‌پذیر فراهم می‌کنند، اما رعایت صرف آن‌ها تضمینی برای آسانی و تفهیم محصول برای تمامی کاربران نیست. شناخت تجربه واقعی کاربران باید مکمل ضروری این استانداردها باشد.

جامعه نابینایان در ایران نیز برای چنین همکاری‌ای آماده است. میان ما کارشناسان فناوری، کاربران حرفه‌ای ابزارهای کمکی و افرادی وجود دارند که سال‌های طولانی تجربه استفاده از محصولات دیجیتال را دارند و مشتاق‌اند دانش و تجربیات خود را در اختیار تیم‌های طراح قرار دهند.

ما تنها نمی‌خواهیم مصرف‌کنندگان محصولاتی باشیم که برای ما طراحی شده‌اند. بلکه تمایل داریم در فرآیند شکل‌گیری محصولاتی که جزء جدایی‌ناپذیر زندگی‌مان خواهند بود، سهمی داشته باشیم.

طبیعتاً دسترس‌پذیر کردن محصولات موجود همیشه به آسانی و با هزینه کم صورت نمی‌گیرد. برخی اصلاحات ممکن است نیازمند تغییرات بنیادین در طراحی یا معماری محصول باشند. اما این چالش‌ها نباید بهانه‌ای برای به تأخیر انداختن دائمی موضوع شوند. نکته حائز اهمیت این است که دسترسی‌پذیری به بخشی از روند متعارف طراحی، توسعه و ارزیابی محصولات تبدیل شود، نه موضوعی که فقط در مواقع خاص به یادش بیفتیم.

روز جهانی ایمنی عصای سفید فرصتی مناسب برای یادآوری حقوق نابینایان است، اما تحقق این حقوق به تصمیم‌هایی نیاز دارد که باید در همه روزهای سال اتخاذ شوند؛ تصمیماتی که باید در اتاق‌های طراحی محصول، جلسات برنامه‌ریزی توسعه و اولویت‌بندی‌های کسب‌وکار انجام گیرد.

دعوت من از فعالان اکوسیستم فناوری ایران روشن است: با کاربران نابینا گفتگو کنید، آن‌ها را در طراحی و ارزیابی محصولاتتان دخیل کنید و دسترسی‌پذیری را جزء جدایی‌ناپذیر از کیفیت محصول تلقی کنید.

ما نیز مشتریان، کاربران، همکاران و شهروندان همین جامعه هستیم. ما نیز به محصولاتی که شما خلق می‌کنید نیاز داریم و می‌خواهیم از فرصت‌هایی که فناوری ایجاد کرده، به اندازه کافی بهره‌مند شویم.

ما انتظار نداریم که برای ما درِ جداگانه‌ای بسازید. کافیست هنگام طراحی درهای دنیای دیجیتال، به این فکر کنید که همه باید از آن‌ها بگذرند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا