نکتههای پنهان در افزایش ۳۵ هزارتومانی قیمت دلار / بغزیان: ارائه دلار ۲۵۹ هزارتومانی دولتی، علامتی نگرانکننده از گرانی است / سیاستهای بانک مرکزی مشکلات جدی به همراه دارد

براساس گزارش خبرآنلاین، نوسانات اخیر در نرخ دلار دوباره این سؤال را به وجود آورده که چقدر سیاستهای ارزی کشور قادر به کنترل تغییرات در بازار است و چه عواملی موجب این جهش ناگهانی در قیمت ارز شده است. از تاریخ پنجم مهرماه، قیمت دلار از حدود ۲۳۳ هزار تومان افزایش یافته و به بیش از ۲۶۸ هزار تومان رسیده است؛ افزایشی که به عقیده آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه تهران، نیازمند تبیین شفاف از سوی بانک مرکزی است.
این تحلیلگر اقتصادی بر این باور است که بانک مرکزی باید توضیح دهد، در مدت زمان میان پنجم مهرماه تا کنون، چه تغییراتی اتفاق افتاده که قیمت دلار شاهد افزایش تقریباً ۳۵ هزار تومانی بوده است.
بغزیان تصریح میکند که بانک مرکزی نمیتواند اعلام کند که در برابر این موضوع غافلگیر شده است. به عنوان نهاد مرجع در رأس سیاستهای پولی، بانک مرکزی باید از میزان ذخایر ارزی، وضعیت منابع ارزی، مقدار ارزی که صادرکنندگان در بازار عرضه میکنند، و تقاضای موجود در بازار آگاه باشد.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: حجم خرید ارز توسط مردم از صرافیها چقدر است؟ به نظر میرسد که تعداد کمی از صرافیها قادر به معامله بیشتر از ۱۰۰ هزار دلار در هفته هستند. بنابراین، بانک مرکزی باید تصویر واضحتری از جریانهای اصلی تقاضا و عرضه ارز داشته باشد.
او میافزاید که افزایش تنشها و سختگیریهای تحریمی به طور طبیعی میتواند به انتظاراتی برای افزایش نرخ ارز دامن بزند؛ اما مهمتر از این، نقش سیاست گذار در هدایت ارزش پول ملی از دیدگاه او حائز اهمیت است.
او به این سوال میپردازد که آیا ارزش پول ملی باید تحت تأثیر تتر قرار گیرد؟ اگر اینگونه است که بازار تتر قابل کنترل است و بانک مرکزی نیز بخشی از منابع ارزی را در اختیار دارد، پس باید در مورد وظیفه بانک مرکزی در کنترل ارزش پول ملی شفافسازی صورت گیرد.
بانک مرکزی میبایست درخصوص افزایش ۳۵ هزار تومانی دلار شفافسازی کند
این کارشناس به جهش قیمت ارز از پنجم مهر تاکنون اشاره کرده و تأکید میکند که باید دلایل این تغییر مشخص شود. او همچنین تصریح میکند که آیا مشکلاتی در عرضه ارز توسط صادرکنندگان وجود دارد یا ناکامی در عرضه به نحو دیگری در حال وقوع است.
بغزیان خاطرنشان میسازد که هرگونه افزایش حدود ۳۵ هزار تومانی قیمت دلار در یک زمان محدود باید دلایل مشخص و قابل قبولی داشته باشد که این تغییر را توجیه کند. او همچنین بر لزوم شفافیت بانک مرکزی در این موضوع تأکید دارد.
وی در ادامه با اشاره به تجربیات گذشته در زمینه ارز ترجیحی میگوید: در موقعیتهای مشابهی، اگر رانت وجود داشت، مدیریت آن باید به کمک سازوکارهای نظارتی انجام میشد و نه اینکه به سبب وجود چنین رانتهایی، وضعیت معیشت مردم دچار نوسانات گردد.
بغزیان ادامه میدهد که شرایط کنونی نسبت به گذشته حتی بیشتر غیرشفاف شده است. او در مورد افزایش قیمت دارو و اتخاذ سیاستهای حمایتی دولت میگوید که اگرچه دولت ادعا میکند برای دارو بودجه اختصاص میدهد، اما قیمت دارو به شدت بالا رفته و مسئله کالابرگ نیز به افزایش چند صد هزار تومانی حمایتها اشاره میکند در شرایطی که هزینههای زندگی چند میلیون تومان گرانتر شده است.
این استاد دانشگاه تأکید میکند که بانک مرکزی باید از نهادهای اصلی باشد که در مورد وضعیت کنونی مورد سؤال قرار گیرد و در صورتی که نمیتواند دلیلی مشخص برای جهش نرخ ارز ارائه دهد یا همچنان در جستجوی ریشه این موضوع است، باید در سیاستهای ارزی خود تجدیدنظر کند.
بغزیان: قیمت ۲۵۸ یا ۲۵۹ هزار تومانی ارز، نشانهای از گرانی به بازار میدهد و این به معنای عدم کاهش قیمت دلار است
بغزیان در مورد عرضه ارز از قیمتهای محدوده ۲۵۸ تا ۲۵۹ هزار تومان اظهار میکند که این نوع مداخله در بازار لزوماً موجب جذب تقاضای موجود به سمت بانک مرکزی نخواهد شد.
او میگوید افرادی که برای حفظ قدرت خرید به بازار ارز مراجعه میکنند، لزوماً با ارائه چنین نرخهایی ترغیب به خرید از بانک مرکزی نمیشوند.
به گفته وی، این نرخها در واقع پیامهایی به بازار ارائه میکند؛ به این معنا که سیاستگذار نرخ را تا سطح ۲۵۸ یا ۲۵۹ هزار تومان پذیرفته و به نظر نمیرسد که انتظار کاهشی برای قیمت ارز داشته باشد.
این استاد دانشگاه مشکلات اعتماد را نیز مطرح کرده و میگوید هنگامی که فردی از بازار ارز خرید میکند، ممکن است معامله او به شکل رسمی ثبت نشود، در حالی که خرید ارز از بانک میتواند اطلاعاتی ایجاد کند که در آینده مورد بررسیهای مالیاتی قرار گیرد. به اعتقاد او، این مسئله میتواند بر رفتار خریداران تأثیرگذار باشد.
بغزیان خاطرنشان میکند: این نوع ارزپاشیها فایدهای نخواهد داشت. با تخصیص یک میلیارد دلار به نرخ ۲۵۸ هزار تومان، بعید است خریدار خاصی پیدا شود. اگر هدف تأمین تقاضای حفظ قدرت خرید است، باید شرایطی ایجاد شود که این افراد به سمت بازار رسمی جذب شوند.
«این اقدام بسیار نادرست است»
این اقتصاددان با انتقاد از قیمت تعیین شده برای عرضه ارز بیان میکند: من متعجبم. اگر یک خودروساز نیز خودروی خود را با قیمتی نزدیک به نرخ بازار ارائه دهد، این به معنای ادامه گرانی است و ممکن است مشتریان کاهش یابند.
او ادامه میدهد: به نظر من، این کار بسیار نادرست است و نرخ ۲۵۸ یا ۲۵۹ هزار تومانی نادرست و زیانبار است. رئیس کل بانک مرکزی باید به طور شفاف هدف خود از این سیاست را مشخص کند و توضیحاتی درباره وضعیت موجود ارائه نماید.
بغزیان بر این باور است که قیمت ارز تنها توسط خردهفروشان تعیین نمیشود، بلکه عرضه و تقاضای بزرگترها هستند که جهتگیری بازار را مشخص میکنند و لذا سیاستگذار باید تمرکز بیشتری بر روی جریانهای اصلی بازار داشته باشد.
هشدار نسبت به تأثیر افزایش نرخ ارز بر تورم
بغزیان در ادامه به روند کنونی قیمت ارز اشاره کرده و بیان میکند، دلار ممکن است بعد از رسیدن به سطح ۳۰۰ هزار تومان با موانعی مواجه شود، اما به نظر او ادامه این وضعیت بدون تمایل یا پذیرش از سوی سیاستگذار امکانپذیر نیست.
او هشدار میدهد که افزایش نرخ ارز در نهایت فشار تورمی را افزایش خواهد داد.
این کارشناس اقتصادی همچنین با اشاره به شرایط جنگی کشور، بر لزوم هماهنگسازی سیاستهای وارداتی و ارزی با این وضعیت تأکید میکند. به گفته وی، در کشورهایی که درگیر جنگ هستند، سیاستگذار برای حفظ ثبات اجتماعی و کنترل فشار اقتصادی، در مدیریت ارزش پول ملی و واردات دخالت میکند.
بغزیان تأکید میکند که در شرایط کنونی باید تعیین تکلیف شود که آیا سیاستگذار برای مقابله با عوامل اختلالزا در بازار ارز اقدام میکند یا اینکه افزایش نرخ ارز را به عنوان راهی برای جبران کسری بودجه پذیرفته است. او همچنین بیان میکند که اگر فرض دوم درست باشد، نگرانیها نسبت به پیامدهای ناشی از افزایش نرخ ارز بیشتر خواهد شد.
این اقتصاددان در انتقاد از نحوه مدیریت واردات کالاهای مصرفی اظهار میدارد که به جای ممنوعیت، باید از ابزار تعرفه برای کنترل واردات استفاده شود تا کالاهای لوکس به صورت آزاد وارد شوند. به اعتقاد بغزیان، در شرایطی که فشار اقتصادی بر خانوادهها افزایش یافته است، ادامه واردات کالاهای لوکس با روشهای ارزی موجود میتواند نابرابری اقتصادی را تشدید کند.
بغزیان تأکید میکند که نبود تضاد در تورم کشورهای جنگزدهای مانند روسیه و اوکراین که به طور مشابه با ایران رو به توسعه هستند به سیاستهای ارزی این کشورها مرتبط است که از ارائه ارز برای هر کالای غیرضروری و لوکسی اجتناب میکنند. اما در ایران اینگونه عمل نشده و سیاستگذار تمایل دارد تا ثروتمندان جامعه را به هر طریق ممکن راحت بگذارد. این رویکرد در سیاستگذاری، مانع از ایجاد تغییرات اساسی در شرایط جنگ و تحریم فعلی شده و به نظر نمیرسد این وضعیت تا زمان کاهش تنشها تغییر کند.
۲۲۳۲۲۹



