نه به منظور زندگی، نه برای شهرت؛ بشر باید به سمت مریخ سفر کند تا راز حیات بیگانه را کشف کند

اصلیترین دلیل برای اعزام انسان به سیاره مریخ، نه بهمنظور نشان دادن شجاعت یا کسب افتخار، و نه به جهت ساختن پناهگاههایی برای نجات نسل بشر است. هدف اصلی پاسخی قاطع به این سوال مهم و چالشبرانگیز میباشد: آیا در حال حاضر در سیاره سرخ نشانههای حیات وجود دارد یا اینکه در گذشته الگوهای زیستی در آن حیات داشتهاند؟
تحقیقات برای یافتن حیات فرازمینی در مریخ بهعنوان هدف اصلی سفر به این سیاره، نتیجه گزارشی است که به تازگی توسط آکادمیهای ملی علوم، مهندسی و پزشکی ایالات متحده منتشر شده است. این سند، تصویری بلندپروازانه و بسیار علمی برای ماموریتهای انسانی به مریخ ارائه میدهد، که در آن جستوجوی نشانههای حیات فرازمینی بهعنوان راهنما و هدف محوری تمام فعالیتها مشخص شده است.
داوا نیومن، مهندس هوافضا و یکی از رؤسای کمیته تدوین گزارش، اظهار میکند: «زمانی که فضانوردان ما پای بر مریخ بگذارند، یکی از بزرگترین لحظات تاریخ بشریت رقم خواهد خورد. کشف حیات موجود یا منقرضشده در مریخ، به معنای کشفی خواهد بود که قرن آینده را تحت تأثیر قرار میدهد.»
اگر حیات فعلی یا منقرضشدهای در مریخ کشف شود، آن وقت قرن آینده دستخوش تحولات عظیمی خواهد شد
این گزارش بهطور خاص برای پر کردن فاصله عمیق بین بخش علمی ناسا و برنامه جاهطلبانه پروازهای انسانی این آژانس طراحی شده است تا هر دو را تحت یک پرچم مشترک همسو کند. لیندی الکینز تانتون، یکی دیگر از رؤسای مشترک و دانشمند برجسته سیارهشناسی، بر این باور است که یادگیری چگونگی ترکیب این دو حوزه برای آینده بهعنوان گونهای میانسیارهای حیاتی است.
این گزارش همچنین به رتبهبندی چهار کمپین اکتشافی بالقوه پرداخته است. طرحی که بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده، پیشنهاد میکند فضانوردان بر روی یک منطقه اکتشافی به وسعت ۱۰۰ کیلومتر تمرکز کنند. هرچند که تاکنون محل دقیق آن انتخاب نشده، اما باید منطقهای با تنوع زمینشناسی بالا و غنی از یخهای نزدیک به سطح باشد تا احتمال یافتن نشانههای حیات در آن افزایش یابد. این پروژه از سه مرحله تشکیل شده است:
- اقامت اولیه به مدت ۳۰ روز مریخی، که هر روز آن حدود ۳۷ دقیقه بیشتر از روز معمولی است.
- ارسال یک محموله پشتیبانی غیرمأموریتی.
- و در نهایت، مأموریت طولانی و چالشبرانگیز به مدت ۳۰۰ روز مریخی.
برخی از ایدههای مطرحشده حتی بسیار جسورانهتر هستند. دو کمپین دیگر پیشنهاد میدهند که دکلهای حفاری در سطح مریخ ساخته و راهاندازی شوند. یکی از این طرحها حتی قصد دارد تا عمق پنج کیلومتری حفاری کند تا به لایههایی دست یابد که شاید آب مایع و نشانههای حیات در آنها موجود باشد. تمام این طرحها بر «همکاری انسان و عامل هوشمند» تاکید دارند و شامل یک آزمایشگاه مجهز برای تحلیل فوری نمونهها در سطح مریخ هستند.
با این حال، این گزارش ۲۴۰ صفحهای با تمامی جزئیات خود، از پاسخ به چندین پرسش کلیدی طفره رفته است. این گزارش مناطق فرود مشخصی را ارائه نمیدهد، پروتکلهای حفظ سلامت و ایمنی فضانوردان را بهروشنی بیان نمیکند و بهویژه، هیچ راهکار مشخصی برای حفاظت سیارهای ارائه نمیدهد.
حفاظت سیارهای به معنای جلوگیری از آلودگی بیولوژیکی متقابل بین زمین و مریخ است. در واقع، الزامات کنونی ناسا فرود انسان در هر نقطهای از مریخ که احتمال وجود آب مایع در آن باشد را به صراحت ممنوع میکند؛ چالشی که این گزارش هیچ راهحلی برای آن ارائه نمیدهد.
ناسا بهوضوح توضیح نمیدهد که چگونه این ایدههای بزرگ در عمل محقق خواهند شد
جیم گرین، دانشمند ارشد سابق ناسا، بر این باور است که این ابهامات تنها ریشه علمی ندارند. بودجه ناسا همیشه تحت تأثیر سیاستهای مختلف بوده و با تغییر دولتها و کنگره دچار تغییرات قابل توجهی میشود. او میافزاید: «به سبب کاهش شتاب برنامه اکتشاف رباتیک، ما بهاندازه کافی در مورد مریخ اطلاعات نداریم تا بتوانیم با اطمینان کامل مکانی برای فرود تعیین کنیم.»
گزارش به وضوح اعلام نمیکند که این ایدههای بزرگ چگونه باید به مرحله اجرا برسند. همچنین اشارهای به زمانبندی دقیق یا نوع موشکها و فضاپیماهای مورد نیاز صورت نگرفته و تنها به استراتژی کلی «ماه تا مریخ» ناسا، که شامل برنامه آرتمیس میباشد، بسنده شده است.
با این حال، نیومن در دفاع از این رویکرد اظهار میکند: «وظیفه ما تعیین این مسأله بود که چه کارهای علمی باید بهواسطه انسانها انجام شود. اگر خود را به فناوریهای فعلی محدود میکردیم، هرگز نمیتوانستیم برنامههای مناسبی برای آینده طراحی کنیم.»
بهرغم تمام تحلیلها، یک نکته بهوضوح مشخص است. الکینز تانتون میگوید که ماه همچنان بهعنوان مقصد بعدی فضانوردان باقی میماند و سفر به سیاره سرخ بهطور مستحکم وابسته به آینده است. او بیان می کند: «ما بهسرعت به مریخ نمیرسیم.»


