وزیر خارجه ایران: اقدامهای آمریکا نشاندهنده بازگشت به رویکرد قانون جنگل است

وی ادامه داد: امروزه در مقابل واقعیاتی ایستادهایم که نمیتوان به آنها سکوت کرد؛ حقوق بینالملل هدف حملات قرار گرفته است.
وزیر امور خارجه تصریح کرد: اصول بنیادین حقوق بینالملل به شدت تحت حملات بیسابقه قرار دارد. نظام هنجاری که پس از تأسیس ملل متحد شکل گرفت، با وضعیتی آشفته مواجه شده است.
مشروح سخنان وزیر امور خارجه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشمندان و اندیشمندان ارجمند،
خانمها و آقایان!
از شما به گرمی در تهران و در مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران خوشامد میگویم. بسیار خوشحالم که در این کنفرانس با موضوع بسیار حیاتی حقوق بینالملل که تحت تهاجم است، امکان حضور و گفتوگو فراهم شده است.
حقوق بینالملل در معرض حمله؛ آمریکا در جستجوی نظم زورمحور
میهمانان عزیز،
در هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل و در شرایطی که انتظار میرفت بیشتر از هر زمان دیگری شاهد پایبندی به اصول و مبانی حقوق بینالملل به عنوان فضیلتهای جهانی باشیم، متأسفانه شاهد حملاتی گسترده به این اصول از سوی قدرتهای تجدیدنظرطلب هستیم.
امروز در برابر حقیقی قرار داریم که نمیتوان از آن غفلت کرد: حقوق بینالملل تحت حمله قرار دارد. جهان با چالشهای ژرف، روندهای نگرانکننده و تغییرات راهبردی بیسابقه در عرصههای مختلف مواجه شده است.
اصول بنیادین حقوق بینالملل با بیسابقهترین تهدیدات از سوی قدرتهایی مواجه شده که انتظار میرفت به عنوان حافظان نظم بینالملل پس از جنگ جهانی دوم، از آن محافظت نمایند. حتی ساختار هنجاری شناخته شدهی پس از تأسیس ملل متحد در وضعیتی آشفته قرار گرفته است، به گونهای که به جای آنکه «جنگ و خشونت» استثنا و «صلح و همزیستی» قاعده باشد، خشونت و جنگ به یک هنجار جدید در روابط بینالملل تبدیل شده و استفاده از ابزارهای نظامی به قاعدهای برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی برخی کشورها بدل شده است.
وضعیت حاضر نتیجه روندهای ضد حقوق بینالمللی است که به ویژه طی سالهای اخیر توسط آمریکا و برخی متحدانش به نفع نظم غربمحور و با شعار «نظم بینالمللی قاعدهمحور» به جای «نظم بینالمللی قانونمحور» دنبال شده است.
نظم قاعدهمحور در واقع بر اساس نیات، اهداف، برنامهها و منافع زودگذر کشورهای غربی و عمدتاً علیه حقوق بینالملل تفسیر و تعبیر شده و در حالت گزینشیترین شکل ممکن، به عنوان ابزاری در دست برتریطلبی مفتخرانه آمریکا و غرب به کار رفته است.
متأسفانه هشدارها و توصیههای مکرر شخصیتهای بینالمللی و کشورهای مختلف به ویژه در جنوب جهانی برای ضرورت بازگشت به حقوق بینالملل مبتنی بر جهانشمولی، انصاف و نفی زور و تبعیض به گوش نرسیده است، تا جایی که امروز حتی در مورد نظم قاعدهمحور نیز کمتر صحبت میشود و در واقع شاهد تلاش برای شکلگیری «نظم بینالمللی زورمحور» از سوی ایالات متحده و برخی متحدانش هستیم.
از ادعای صلح تا هژمونی آشکار؛ انتقاد از دکترین جدید کاخ سفید
اساتید و محققان ارجمند!
رئیسجمهور ایالات متحده با دکترین «صلح از طریق قدرت» به کاخ سفید آمد. کمکم واضح شد که این دکترین در حقیقت، پروسهای برای یک چارچوب اقدام جدید بود: «هژمونی از طریق زور»، آن هم زور کاملاً آشکار.
آنچه که امروزه از سوی مقامات آمریکایی به صراحت مطرح میشود، از هیچ تفسیری درباره واقعیت باقی نمیگذارد. رئیسجمهور آمریکا به وضوح اعلام میکند که این کشور دیگر نمیخواهد مطابق ملاحظات سیاسی معتبر و در چارچوب حقوق بینالملل عمل کند و تنها هدفش این است که «برنده» باشد. این بیانیه، نشانهای از یک رویکرد هژمونیطلبانه آمریکاست و در واقع بازگشت به عصر قانون جنگل است.
در این بیانیه، وزیر دفاع به وزیراطلاعات تبدیل میشود و آزمایش سلاحهای هستهای دوباره در دستورکار قرار میگیرد. رئیسجمهوری که خود را رئیسجمهور صلح مینامد، به سلیقه و بی هیچ دلیل موجهی به هر جا که خواست حمله میکند، فرمان تخلیه شهرها را صادر میکند، به تسلیم بدون قید و شرط خواسته و تمامی قوانین بینالمللی و حتی تعهدات رؤسای جمهوری پیشین را نادیده گرفته و پاره میکند.
این روند استفاده بیپروا از زور و حملات مکرر به پایههای حقوق بینالملل، اگر قانون جنگل نیست، پس چیست؟ از هر جنبهای که نگاه کنید، این رویه به طور قطع نمیتواند و نباید ادامه یابد.
آمارهایی که به تازگی منتشر شده نشان میدهد که هزینههای نظامی جهان به رقم بیسابقه ۳ تریلیون دلار نزدیک شده و این نشانگر بالاترین رشد در دهههای اخیر است. تنها در سال ۲۰۲۴ به طور میانگین بیش از ۷ درصد بودجه دولتها به نظامیگری اختصاص یافته و برآوردها برای سال ۲۰۲۵ حداقل ۱۰ درصد است. این افزایش شامل تمامی مناطق جغرافیایی جهان است که در نهایت تنها یک نتیجه در پی خواهد داشت: جنگ، خشونت و افزایش تنش. دلیل آن نیز واضح است؛ در جنگلی که آمریکا به وجود آورده، قانونی برای حفاظت وجود ندارد و برای دفاع از خود باید قدرت داشته باشید.
نتیجه این نظامیگری بیوقفه، امروز به بروز گسستهای ژئواستراتژیک بزرگ، افزایش رقابت میان قدرتهای بزرگ، توسعه زرادخانههای هستهای و سلاحهای تهاجمی، تسلیح فنآوریهای صلحآمیز مانند تجهیزات مخابراتی، درگیریهای فراملی میان قدرتهای منطقهای و هرج و مرج گسترده در نظم بینالمللی منجر شده است و در عین حال همگرایی اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی میان کشورها به طرز چشمگیری کاهش یافته و دیپلماسی به حاشیه رانده شده است. حقیقت این است که وقتی رژیم اسرائیل در تاریخ ۲۳ خرداد به دستور و هدایت رئیسجمهور آمریکا به ایران حمله کرد، اولین بمبها به سمت میز مذاکرات ایران و آمریکا پرتاب شد؛ مذاکراتی که پنج دور آن انجام شده و دور ششم برای دو روز بعد یعنی ۲۵ خرداد برنامهریزی شده بود. دیپلماسی، اولین قربانی جنگ ۱۲ روزه بود.
روند خطرناک ضدصلح در منطقه؛ اسرائیل طی دو سال به ۷ کشور حمله کرده است
حاضران گرامی!
منطقه غرب آسیا به عنوان یکی از اصلیترین مناطق بینالمللی، قربانی اصلی این وضعیت تراژیک است و تحولات آن بهطور مستقیم تحت تأثیر روندهای ذکر شده قرار گرفته است. واقعیت این است که تحولات این منطقه، به ویژه در دو سال اخیر، تصویری شفاف از این روندهای خطرناک ضدصلح و ضدحقوق بینالملل هستند.
بر کسی پوشیده نیست که رژیم صهیونیستی به عنوان نماینده ایالات متحده در منطقه غرب آسیا چگونه با حمله به اصلیترین مبانی حقوق بینالملل، جاهطلبیهای نامحدود و خطرناک ژئوپلیتیکی خود را دنبال میکند. این رژیم، با حمایت بیقید و شرط واشنگتن و برخی دولتهای اروپایی، به همراه میلیاردها دلار سلاح و تجهیزات نظامی از ناتو و غرب و با مصونیتی که در مجامع بینالمللی برایش فراهم شده، دست به شدیدترین جنایات ضد بشریت، کشتار، نسلکشی و پاکسازی نژادی میزند و همچنان به این کار ادامه میدهد.
طی دو سال گذشته، این رژیم به ۷ کشور حمله کرده و همچنین در کناره فلسطین، مناطق جدیدی در کشورهای دیگر مانند لبنان و سوریه را به تصرف خود درآورده و با وقاحت از بازنویسی نظم منطقه غرب آسیا و «اسرائیل بزرگ» سخن میگوید. اکنون این واقعیت به اثبات رسیده است که هیچ کشوری از تمایلات نظامی و امنیتی رژیم اسرائیل در ایالت غرب آسیا در امان نیست.
اعتراف آمریکا به هدایت حمله اسرائیل و تلاش برای توقف دیپلماسی
خانمها و آقایان!
رژیم اسرائیل با همین منطق و در قالب توهمات و آرزوهای ژئوپلیتیکی خود، تحت هدایت و دستور ایالات متحده، همانطور که رئیسجمهور آن کشور اخیراً اعتراف کرده است، در نیمه شب ۲۳ خرداد و تنها دو روز پیش از دور ششم مذاکرات هستهای در مسقط، به دیپلماسی و امکان دستیابی به توافق از طریق صلحآمیز حمله کرد.
تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک ایران و به شهادت رساندن تعدادی از غیرنظامیان و ترور فرماندهان در اقامتگاههای مسکونی و هدف قرار دادن تأسیسات صلحآمیز هستهای، نه تنها نقض صریح اصول حقوق بینالملل و بندهای متعدد منشور ملل متحد است، بلکه یک تهاجم بیوقفه به نظام پادمان و عدم اشاعه به شمار میآید.
ایالات متحده در هشتادمین سالگرد فاجعه هیروشیما و ناکازاکی، با انجام حملات تجاوزکارانه و عمیقاً غیرمسئولانه به مراکز هستهای صلحآمیز تحت نظارت آژانس در خاک ایران، جنایت دیگری مرتکب شد و بار دیگر به تهدید اول صلح و امنیت جهانی تبدیل گردید.
جمهوری اسلامی ایران به استناد حق دفاع مشروع از سرزمین و مردم خود در برابر یک تجاوز غیرمجاز، نه تنها متجاوزین را متوقف ساخت، بلکه با ضرباتی مؤثر به متجاوزان نشان داد که اگرچه ملت ایران ملتی صلحطلب است، اما در مواقع بحران تا آخر ایستادگی میکند و متجاوز را به شکست وادار میسازد.
همگان شاهد بودند که چگونه در عرض ۹ روز، پیام «تسلیم بدون قید و شرط» به درخواست برای «آتشبس بیقید و شرط» تغییر پیدا کرد و توهمات اولیه در خصوص ملت و نظام ایران محو گردید.
رویکرد جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یکی از بنیانگذاران ملل متحد همیشه و بهطور کامل منطبق با حقوق بینالملل بوده است. برنامه هستهای ایران در واقع بر اساس حقوق شناختهشده ما در ماده ۴ معاهده NPT استوار است. توسعه فناوری هستهای برای مقاصد صلحآمیز، شامل غنیسازی، حق غیرقابل انتزاع ملت ایران است؛ حقی که هرگز از آن عدول نکردیم. ایران سالها تحت نظر جامعترین نظام راستیآزمایی آژانس قرار داشته است و به تمامی تعهدات فنی خود پایبند بوده است.
پس از توافق هستهای در سال ۲۰۱۵، جمهوری اسلامی ایران بهطور کامل به تعهدات خود بر اساس برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت احترام گذاشته و ۱۵ گزارش متوالی آژانس نیز مؤید این مطلب است. این ایالات متحده بود که بهطور یکجانبه و بدون هیچ دلیلی از این توافق خارج شد، نه ایران. اگر ایالات متحده به تعهدات خود در برجام ادامه میداد، امروز در وضعیت دیگری قرار داشتیم.
پاسخ ایران به تجاوز اسرائیل و ایالات متحده دقیقاً بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد، یعنی «حق ذاتی دفاع مشروع» انجام شد. عملیات دفاعی ما با رعایت اصول ضرورت، تناسب و تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی طراحی شد.
ایران حتی در شرایط حاد تهدید و تجاوز، موازین حقوق بشردوستانه را رعایت کرد. برعکس رژیم اسرائیل که به بهانههای کوچک، صدها غیرنظامی را به قتل میرساند، هیچ یک از اقدامات ایران متوجه مناطق مسکونی یا غیرنظامیان نبود. جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده است که در تمام بحرانها و منازعات از مسیر قانون حرکت میکند؛ در حالی که متجاوزان، منشور ملل متحد، نظام منع اشاعه، اصول انصاف و حتی قواعد آمره حقوق بینالملل را به آسانی زیر پا گذاشتهاند.
جهان در نقطه عطفی میان قانون یا سلطه قرار دارد؛ باید از حقوق بینالملل در برابر قانونشکنی دفاع کنیم
خانمها و آقایان!
حقوق بینالملل، گرچه زیر فشارهای ناعادلانه قرار دارد، اما هنوز زنده است و به شرطی که همه ما از آن دفاع کنیم، میتواند حیاتی بماند. چالشهایی که پیشتر به آنها اشاره کردم، همچنین در خود فرصتهای بزرگتری دارند، از جمله افزایش آگاهی جهانی و منطقهای نسبت به وضعیت خطرناک کنونی، و اراده جهانی برای شمولگرایی، دوری از نظامیگری و همکاری بر اساس منافع مشترک.
همه ما باید به رویکردی برگردیم که به اصول برگشت به دستاوردهای بشری در قانونگرایی، منع زور و تجاوز، و ترویج طبیعت منشور ملل متحد متکی است. اگر امروز جلو روند خطرناک نقض قانون، رفتارهای فراقانونی و استفاده از زور گرفته نشود، ممکن است در آینده شاهد تجارب تلختری از سوی همه باشیم.
جهان و منطقه، امروز در دوراهی انتخاب میان دو گفتمان قرار دارند: گفتمان سلطهطلبی، هژمونی و برتریجویی، استفاده از زور، امنیتیسازی، جنگ و خشونت و بهعبارتی قانون جنگل از یک سو؛ و گفتمان جهانی مبتنی بر قانون و حقوق بینالملل جهانی، برابری خواهی مبتنی بر همگرایی، گفتوگو و صلح در چارچوب جمعی از سوی دیگر. جمهوری اسلامی ایران به راه نخست هیچ اعتقادی نداشته و آماده است با همکاری با کشورهای مسئول و جنوب جهانی، در راستای بازگشت به نظم جهانی به یک نظم جهانی قانونمحور نقش فعالی ایفا نماید.
در فضای پیرامونی، ایران به دنبال تحکیم منطقهای مبتنی بر درک مشترک، دوستی و صلح است. ما به رویکردی شمولگرا به منظور بهرهبرداری از تمامی ظرفیتهای منطقه نیاز داریم. جمهوری اسلامی ایران امنیت کشورهای منطقه را امنیت خود میداند و قصد دارد «اعتماد پایدار» اصولا و محور فضایی جدید در این منطقه باشد. همه ما باید در این منطقه نقشی مثبت ایفا کرده و دکترین جدیدی را برای امنیت، صلح، رفاه و همکاری برقرار کنیم.
ضمن سپاس از همکارانم در مرکز مطالعات، امیدوارم کنفرانس امروز به توسعه مبانی نظری و عملی این گفتمان کمک کند.
از توجه شما سپاسگزارم.


