اروپا به ساخت برج نمیپردازد، اما نه به علتهایی که شما در نظر دارید

این استراتژی بهطور مشهود در پنج شهر که پیشتر اشاره شد و بیش از دو سوم آسمانخراشهای قاره را به خود اختصاص دادهاند، قابل مشاهده است: بهعنوان مثال، پاریس با توسعه منطقهی «لادفانس» (La Défense) در سمت غرب شهر، جزیرهای مدرن و پر از برجهای سر به فلک کشیده را خلق کرده که خط افق آن از کنار طاق پیروزی به وضوح قابل مشاهده است، هرچند که درطرف دیگر رود سن واقع شده است.
مناطقی مانند «لادفانس» در پاریس و «کنری وارف» در لندن بهعنوان آزمایشگاههایی برای مدرنیزاسیون بررسی شدهاند.
لندن در گام اول، یک ناحیهی قدیمی و متروکه با نام «کنری وارف» را به یک هستهی مالی مدرن و پرشکوه تبدیل کرد. سپس به مرکز تاریخی مالی خود (مشهور به سیتی لندن) نیز اجازهی ساخت و ساز عمودی داد، اما تحت قوانینی بسیار سختگیرانه بهگونهای که هیچ برج نمیتوانست چشمانداز کلیسای جامع سنت پل را مسدود کند.
فرانکفورت تمامی برجهای بانکی خود را در یک ناحیه خاص تجمیع کرد و به همین دلیل لقب «ماینهتن» (Mainhattan) را به خود گرفت که ترکیبی از نام رودخانه ماین و شهر منهتن است. مسکو نیز با توسعه مرکز تجارت بینالمللی خود («مسکو-سیتی») و استانبول با تمرکز برجهای خود در نواحی تجاری تازهتری مثل لونت، به این مسیر ادامه داده است.
این تحولات نه صرفاً پذیریش غیرانتقادی، بلکه نتیجهای متفکرانه و سازشی دقیق بود که به دنبال برقراری تعادل میان «نیازهای اقتصاد جهانی» و «تعهد عمیق به حفاظت از میراث فرهنگی» بوده است.
نگاه اروپا به موفقیت شهری: کمتر ساخت، بهتر زندگی
در حالی که این پنج کلانشهر مالی با احتیاط به ایجاد ساختارهای عمودی پرداختهاند، اکثریت شهرهای کوچکتر و متوسط اروپایی مسیر کاملاً متفاوتی را دنبال کردهاند.
شهرهایی که شاهد رشد اقتصادی متعادلی بودهاند، به جای رقابت بر سر ساخت بلندترین برجها، تصمیم به متمرکز شدن بر حفظ محیط زیست، ایجاد فضاهای سبز و ارتقاء سطح زندگی شهروندان گرفتهاند؛ این رویکرد، مدلی جایگزین برای تعریف «موفقیت شهری» است که ارتفاع را با کیفیت زندگی تعویض نموده است.
اگر به رتبهبندیهای جهانی توجه کنید، ملاحظه خواهید کرد که شهرهای اروپایی در اسکاندیناوی (مانند کپنهاگ و اسلو) و اروپای مرکزی (همچون وین، زوریخ و آمستردام) در سالهای اخیر همواره در زمینه «پایداری»، «شادکامی» و «قابلیت زیست» در ردههای بالایی قرار داشتهاند.


