حوزه تغییرات اختیارات؛ تا چه حد می‌توانند مدیران بورس اختیار عمل داشته باشند

در حالی‌که شایعاتی مبنی بر تغییر ریاست سازمان بورس مطرح شد و به سرعت تکذیب گردید، سؤال اصلی حول دامنه واقعی اختیارات مدیران این سازمان می‌چرخد. مدیرانی که طی سال‌های اخیر عموماً در یک چهارچوب محدود، از تغییر دامنه نوسان تا توقف نمادها تصمیم‌گیری کرده‌اند، در حالی که سیاست‌های کلان اقتصادی فراتر از حوزه اختیار آن‌ها تعریف می‌شود.

در روزهای اخیر شایعاتی در مورد تغییر رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار در برخی رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر شد. در این گمانه‌زنی‌ها عنوان می‌شد که حجت‌اله صیدی، رئیس فعلی سازمان بورس به بانک ملی منتقل خواهد شد و نام‌هایی همچون مصطفی امید قائمی به عنوان جانشین او در دایره بازار سرمایه مطرح شده بودند.

رحمت‌اله صادقیان ـ عضو شورای عالی بورس ـ اما این تغییر و تحول را شایعه‌ای بی‌پایه و اساس دانست و تصریح کرد: اصلاح رئیس سازمان بورس در دستور کار شورای‌عالی بورس نیست و اخبار منتشره صرفاً شایعات نامعتبر است.

صیدی در میانه مهرماه با اشاره به این که بورس باید به یک بازار ۴۰۰ میلیارد دلاری تبدیل شود، اعلام کرد: این بازار با قدرت از چالش‌هایی که پس از جنگ ۱۲ روزه به وجود آمد عبور کرد. عملکرد سهامداران، بسیاری از نهادهای مالی و بخش مهمی از کارگزاران در این مسیر قابل قبول بود. اکنون بازار در حال طی کردن مراحل تثبیت تعادل خود است و به زودی دوره رونقش آغاز خواهد شد.

گرچه گاهی مدیران بورسی تلاش می‌کنند که دوره‌های موفقیت بازار سرمایه را به خود نسبت دهند، اما واقعیت ها نشان می‌دهد بورس، چه در ایران و چه در سطح جهانی، به شدت تحت تأثیر تحولات سیاسی قرار دارد؛ به طوری که به دنبال آغاز جنگ روسیه و اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، بازارهای بورس جهانی با ریزش مواجه شدند و در عوض، قیمت اونس جهانی به روند افزایشی دست یافت.

بیشتر بخوانید

اختیارات واقعی مدیران بورسی تا حد تغییر دامنه نوسان محدود می‌شود که معمولاً در سال‌های اخیر بین ۲ تا ۶ درصد نوسان داشته و تزریق ۶۰ همت به این بازار در تیرماه امسال نیز نتوانسته تأثیری بر رشد پایدار آن بگذارد.

البته واکنش بازارهای سهام جهانی پس از وقوع جنگ اوکراین تا حدی ضعیف‌تر شد و از سوی دیگر، عمل‌کرد شاخص‌های بازارهای سهام کشورهای همسایه و کشورهایی که خواستار پایان جنگ بودند، نیز به میزان بیشتری افت کرد. به عبارت دیگر، بازارهای سهام این کشورهای تحت تأثیر، شاهد کاهش بیشتری بودند.

در ایران نیز، پیش از جنگ ۱۲ روزه و حمله اسرائیل به کشور، بازار سرمایه روند صعودی خوبی را آغاز کرده بود و شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران در اردیبهشت ماه به حدود ۳.۲ میلیون واحد رسید. با وقوع جنگ در خرداد ماه، بازار به مدت تقریباً سه ماه وضعیت نزولی را تجربه کرد و دوباره از اوایل مهرماه تحت تأثیر شایعات مربوط به فعال‌سازی مکانیسم ماشه، برخلاف پیش‌بینی‌ها، وارد فاز افزایشی شد.

برخی از فعالان بازار سرمایه، دلایل صعود بورس در هفته‌های اخیر را ناشی از کاهش تنش‌های منطقه‌ای، آتش‌بس در غزه و سیگنال‌های عدم تمایل آمریکا و اسرائیل به جنگ با ایران می‌دانند. بنابراین نمی‌توان نوسانات بازار بورس را به آسانی به عملکرد مدیریتی مرتبط کرد. حتی برخی از اقتصاددانان عقیده دارند که تزریق نامنظم سرمایه به بورس، از جمله پرداخت ۶۰ همت به این بازار در تیرماه جاری، تنها تأثیرات کوتاه‌مدت دارد و قادر نیست روندی پایدار را برای بازار ایجاد کند.

یکی از مسائلی که در اختیار مدیران بورس است، تغییر دامنه نوسان بورس می‌باشد، که طی سال‌های اخیر معمولاً بین ۲ تا ۶ درصد نوسان داشته و از تاریخ ۲۱ مهر سال گذشته از ۲ درصد به ۳ درصد افزایش یافته است.

اما اختیارات مدیران سازمان بورس به این مورد ختم نمی‌شود. آن‌ها در چارچوب مصوبات شورای عالی بورس می‌توانند در زمینه‌های نظارت بر ناشران و کارگزاران، توقف یا بازگشایی نمادها، تدوین و اصلاح دستورالعمل‌های معاملاتی، صدور یا لغو مجوز نهادهای مالی، تعیین ضوابط پذیرش شرکت‌ها و پیگیری تخلفات بازار سرمایه تصمیم‌گیری نمایند.

با این حال، بخش قابل توجهی از سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی در زمینه‌هایی چون نرخ سود بانکی، سیاست‌های ارزی، انتشار اوراق بدهی و حتی روند خصوصی‌سازی فراتر از اختیارات مدیران بورس قرار دارد و همین امر موجب شده است که اثرگذاری واقعی آن‌ها بر وضعیت بازار محدود بماند.

در مقابل، در بورس‌های پیشرفته جهانی، مدیران ارشد عمدتاً نقش توسعه‌دهنده بازار، جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی، بهبود زیرساخت‌های فناوری و ارتقاء شفافیت اطلاعات را بر عهده دارند و اغلب از مداخلات مستقیم دولت‌ها در تصمیم‌گیری‌های بازار به دور هستند.

برخی کارشناسان که به عملکرد صیدی ایراد می‌گیرند، بر این باورند که آنچه امروز مشهود است، بیشتر بازی با اعداد و پرداختن به موضوعات حاشیه‌ای است. به عنوان مثال، گفته می‌شود که حجم معاملات در بورس کالا رو به رشد است و این نشان‌دهنده عملکرد مثبت است، در حالی‌که سؤال اصلی این است که چرا سیاست‌گذار با عرضه خودرو در بورس کالا مخالفت کرده است. وقتی مسائل اصلی به طور شفاف مطرح نمی‌شوند و توجه فقط به حواشی معطوف می‌شود، اعتماد عمومی آسیب می‌بیند.

علیرغم این شرایط، بازار سرمایه از پنجم مهرماه روند صعودی به خود گرفته و دوباره کانال‌هایی که طی چهار ماه گذشته از دست رفته بود را به دست آورده است. بورس به تازگی به کانال ۳ میلیون واحد رسیده و تنها دو کانال با رکورد ۳.۲ میلیون واحد پیش از جنگ ۱۲ روزه فاصله دارد.

در هشت روز کاری اخیر، بازار سرمایه تحت تأثیر نوسانات قرار داشته و در روز چهارشنبه با ۲۷ هزار واحد افزایش، به رقم سه میلیون و ۷۹ هزار واحد رسیده است.

در حالی که فضای بازار در تیر و مرداد به نسبت سرد بود، از ابتدای مهر شاهد جهش معناداری در ارزش معاملات خرد بوده‌ایم. میانگین روزانه معاملات خرد سهام در شهریور امسال به ۵٬۵۰۰ میلیارد تومان رسید، اما این رقم در مهر به بیش از دو برابر به ۱۱٬۵۰۰ میلیارد تومان افزایش یافته و این عدد پس از اردیبهشت‌ماه به بالاترین سطح میانگین ماهانه معاملات در سال جاری تبدیل شده است.

کارشناسان بر این باورند که ثبات سیاسی، بهبود گزارش‌های فصلی شرکت‌ها، دو برابر شدن ارزش معاملات نسبت به ماه قبل و ورود دوباره نقدینگی حقیقی پس از مدت‌ها خروج سرمایه، می‌تواند نشانه‌هایی از آغاز یک موج جدید صعودی در بورس باشد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا