عملکرد یکساله حجت‌الله صیدی در سازمان بورس

طبق گزارشات نبض بورس، اکنون یک سال از زمانی که حجت‌الله صیدی در سمت ریاست سازمان بورس و اوراق بهادار قرار گرفته، می‌گذرد. انتصاب او در شرایطی انجام شد که بازار سرمایه با مشکلات جدی از جمله بحران بی‌اعتمادی و کاهش شدید نقدینگی مواجه بود. صیدی وعده‌های مطرحی نظیر «بازسازی اعتماد سهامداران»، «افزایش دسترسی به نقدینگی» و «اصلاح ساختار نظارتی» را ارائه داد و کار خود را آغاز کرد. در حال حاضر، پس از یک سال، فعالان بازار در جستجوی پاسخ به این سوال هستند که آیا این وعده‌ها به واقعیت پیوسته و آینده بورس تحت مدیریت او به چه سمت و سویی خواهد رفت؟

چالش‌های کلیدی بازار سرمایه در دوران صیدی

۱. کاهش شدید شاخص و نوسانات غیرقابل پیش‌بینی
در سال ابتدایی ریاست صیدی، بورس نتوانسته است ثبات و تطابق لازم را فراهم کند. شاخص کل چندین بار با افت‌های چشمگیر روبه‌رو شده و حمایت‌های موقتی نیز نتوانسته‌اند از تداوم این روند کاهشی جلوگیری کنند. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که سیاست‌های اعمالی سازمان در زمینه دامنه نوسان و حجم مبنا، نقش به‌سزایی در افزایش بی‌اعتمادی ایفا کرده است.

۲. ادامه روند خروج سرمایه حقیقی‌ها
بازگرداندن نقدینگی سرمایه‌گذاران خرد یکی از وعده‌های اصلی صیدی بود؛ با این حال، آمارها نشان‌ دهنده تداوم خروج سرمایه حقیقی‌ها و تمایل بسیاری از افراد به انتقال دارایی‌های خود به بازارهای موازی همچون طلا و ارز است.

۳. ابهام در سیاست‌های حمایتی
سازمان بورس بارها از «برنامه‌های حمایتی» صحبت کرده، اما این حمایت‌ها اغلب محدود به اطلاعیه‌های عمومی باقی مانده و تأثیر محسوس و قابل ملاحظه‌ای در معاملات مشاهده نمی‌شود. نبود سیاست‌های پایدار، موجب افزایش بی‌اعتمادی میان سهامداران خرد شده است.

وعده‌هایی که به سرانجام نرسیدند

  • اصلاح دامنه نوسان و حجم مبنا: با وجود تأکید بر نیاز به تغییر در این سازوکارها، هنوز هیچ اقدام جدی در این زمینه صورت نگرفته است.

  • توسعه ابزارهای مالی نوین: روند معرفی ابزارهایی مثل مشتقات یا اوراق جدید به‌طرز قابل ملاحظه‌ای کند بوده و کمک چندانی به تنوع در سرمایه‌گذاری نکرده است.

  • شفافیت اطلاعاتی ناشران: هنوز برخی شرکت‌ها اطلاعات را به‌خوبی و به‌موقع ارائه نمی‌دهند و نظارت سازمان بر آن‌ها ناکافی به نظر می‌رسد.

  • بازگرداندن اعتماد سهامداران خرد: این مورد شاید بزرگ‌ترین ناکامی صیدی باشد؛ زیرا هنوز اعتماد از دست رفته به جوهره خود برنگشته است.

اقدامات مفید، هرچند محدود

به‌رغم نقدها، نمی‌توان برخی اقدامات سازنده سازمان بورس را در زمان مدیریت صیدی نادیده گرفت:

  • الزام ناشران به ارائه سریع‌تر صورت‌های مالی حسابرسی‌شده

  • شروع تعاملات جدی‌تر با بانک مرکزی و وزارت اقتصاد برای همگون‌سازی سیاست‌های مالی و سرمایه‌گذاری

  • تلاش برای تقویت نقش بازار سرمایه در تأمین مالی تولید و پروژه‌های بزرگ

این تلاش‌ها نشان‌دهنده حرکت سازمان بورس به سمت اصلاحات ساختاری است، ولی نتایج آن هنوز در بازار مشخص نشده است.

عملکرد یک‌ساله حجت‌الله صیدی در بورس

شفافیت و نظارت

  • تأکید بر تجزیه و تحلیل دقیق‌تر شرکت‌ها

  • توجه به اصول حاکمیت شرکتی

  • الزام ناشران به شفاف‌سازی سریع و به موقع

اصلاح مقررات بازار

  • طرح بازنگری در دامنه نوسان و حجم مبنا

  • بررسی راهکارهای آسان‌تر در عرضه‌های اولیه

  • تلاش برای گسترش ابزارهای نوین مالی

حمایت از سهامداران

  • وعده افزایش نقدشوندگی در بازار

  • تلاش برای جبران خسارت سهامداران حقیقی در قالب سیاست‌های حمایتی

  • پیشرفت سامانه‌های اطلاع‌رسانی به منظور افزایش شفافیت

تأمین مالی بنگاه‌ها

  • تأکید بر نقش بورس در تأمین مالی شرکت‌های کوچک و متوسط

  • تلاش برای هدایت سرمایه‌ها به سوی تولید و پروژه‌های توسعه‌ای

چالش‌ها

  • کاهش و نوسان شاخص کل در دوره‌های مختلف

  • خروج برخی سرمایه‌های حقیقی از بازار

  • تأخیر در تحقق برخی وعده‌های اصلاحی

 

نگاه کارشناسان به عملکرد صیدی

بسیاری از تحلیل‌گران بازار بر این باورند که مشکل اصلی سازمان بورس در دوران مدیریت صیدی نبود شفافیت و اتخاذ تصمیمات بدون برنامه‌ریزی بوده است. به اعتقاد آنان، در حالتی که بازار به ثبات و سیاست‌های دائمی نیاز داشته، تصمیمات ناگهانی و گاه دستوری تنها به بی‌اعتمادی بیشتر دامن زده است.

برخی دیگر نیز اظهار می‌کنند که صیدی فرصتی ویژه داشت تا از تجارب تلخ سال‌های گذشته برای بازگرداندن اعتماد عمومی بهره‌برداری کند، اما به جای تمرکز بر اصلاحات بنیادی، بیشتر به مدیریت فوری شاخص‌ها پرداخته است.

آینده بورس در سال دوم مدیریت صیدی

کارنامه یک‌ساله حجت‌الله صیدی نشان‌دهنده فاصله قابل توجه بین شعارها و واقعیت‌ها در بازار سرمایه است. اگرچه اقدامات محدودی در جهت افزایش شفافیت و بهبود تعاملات نهادی صورت گرفته، اما کمبود نقدشوندگی، ادامه خروج سرمایه حقیقی، و ناتوانی در تحقق وعده‌های کلیدی باعث شده است که عملکرد او بیشتر مورد انتقاد قرار گیرد. فعالان بازار امیدوارند که در سال دوم مدیریت صیدی، سازمان بورس به جای تمرکز بر شعارهای عمومی، حرکت‌های اصلاحی و تصمیمات عملی برای بازگرداندن اعتماد و سرمایه‌های از دست رفته را در اولویت قرار دهد.

اکنون سوال اصلی فعالان بازار این است که آیا سازمان بورس در سال دوم مدیریت صیدی به سمت اصلاحات واقعی پیش خواهد رفت یا این‌که بازار همچنان با تصمیمات مقطعی و بی‌ثباتی مواجه خواهد ماند؟

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا