اشتباهات متداول در تعامل با افراد نابینا و شیوههای صحیح برخورد

“`html
تصور کنید که فردی نابینا با عصای سفیدی در کنار خیابان ایستاده است. ناگهان، یک رهگذر که قصد کمک دارد، بازوی او را میگیرد و او را به سوی دیگر خیابان هدایت میکند؛ بدون اینکه متوجه شود فرد ممکن است در حال انتظار برای دوستش باشد و قصد عبور نداشته باشد. این سناریو، نمونهای از اقداماتی است که با نیت خیر انجام میشوند، اما ممکن است استقلال، تمرکز و حتی ایمنی افراد نابینا را به خطر بیندازند.
بسیاری از ما در مواجهه با افراد نابینا دچار سردرگمی میشویم. آیا باید برای کمک پیش قدم شویم؟ آیا استفاده از کلماتی مانند «ببین» مناسب است؟ در هنگام عبور از پلهها چگونه باید فرد را هدایت کنیم؟ آیا گرفتن عصای سفید او برای کمک به عبور از موانع مناسب است؟
پاسخ به این سوالات همیشه به آسانی قابل تصور نیست.
بر اساس توصیههای بنیاد آمریکایی نابینایان (AFB) و مؤسسه ملی سلطنتی نابینایان بریتانیا (RNIB)، بسیاری از مشکلات ارتباطی میتوانند با یک اقدام ساده پیشگیری شوند: پیش از ارائه یاری، از خود فرد بپرسیم که چه کمکی نیاز دارد.
در گزارشی که مؤسسه RNIB در سال ۲۰۲۴ منتشر کرده، ۶۰ درصد از شرکتکنندگان بینا در یک نظرسنجی اعلام کردهاند که در هنگام نزدیک شدن به افراد نابینا یا کمبینا به منظور ارائه کمک، احساس ناامیدی یا عذاب میکنند. چنین تردیدی ممکن است باعث شود عدهای از ارائه کمک خودداری کنند و نیز بخشی دیگر بدون مشورت با فرد، مستقیماً اقدام نمایند.
به همین مناسبت، در تاریخ ۱۵ اکتبر (۲۳ مهر)، روز جهانی عصای سفید، نگاهی به ۱۰ اشتباه رایج در برخورد با افراد نابینا و کمبینا انداختهایم؛ رفتارهایی که به سادگی با چند تغییر اصلاح پذیر هستند.
۱. بدون اجازه دست فرد نابینا را میگیریم
وقتی فرد نابینایی در یک محیط شلوغ در حال حرکت است، یکی از اولین واکنشهای ما ممکن است گرفتن دست یا بازوی او برای هدایت او باشد. اما این اقدام ناگهانی و غافلگیرکننده میتواند تعادل او را به هم بریزد یا باعث گم کردن مسیرش شود.
اگر قصد کمک دارید، ابتدا با او گفتگو کرده و پیشنهاد خود را مطرح کنید. در صورتی که او تمایل به دریافت کمک داشته باشد، معمولاً بهتر است بازوی خود را در اختیار او قرار دهید تا او کمی بالاتر از آرنج شما را بگیرد و با شما حرکت کند. این روش که به عنوان راهنمای بینا (Sighted Guide) شناخته میشود، به راهنما اجازه میدهد که کمی جلوتر از فرد نابینا حرکت کند و او میتواند از حرکات بدن او، تغییر مسیر و سرعت راهرفتن را درک کند.
نکته مهم این است که فرد نابینا باید خود بازوی راهنما را بگیرد، نه اینکه راهنما او را بکشد یا هل بدهد. البته روش همراهی باید با ترجیحات و نیازهای خاص فرد هماهنگ باشد.
۲. تصور میکنیم هر فرد نابینایی به کمک نیاز دارد
داشتن عصای سفید به معنای نیاز به کمک نیست. بسیاری از افراد نابینا با آموزشهای لازم و استفاده از ابزارهای کمکحرکتی، مسیرهای روزانه را بهتنهایی طی میکنند. اما بعضی اوقات افراد با دیدن عصای سفید بلافاصله برای ارائه کمک اقدام میکنند؛ حتی زمانی که خود فرد به خوبی از پس کار برمیآید.
روش بهتری این است که با یک جمله ساده مثل «سلام، آیا کمکی از دست من برمیآید؟» پیشنهاد خود را ارائه دهیم. اگر پاسخ منفی باشد، نیازی به اصرار نیست. ممکن است فرد مسیر را بشناسد، در حال تمرین مهارتهای جهتیابی باشد یا تمایل به حرکت مستقل داشته باشد.
باید به خاطر داشته باشیم که ارائه کمک احترامآمیز است؛ اما پذیرش این کمک باید انتخاب خود فرد باشد.
۳. بهجای فرد نابینا، با همراهش صحبت میکنیم
فرض کنید فرد نابینایی به رستوران رفته است و همراهی دارد. پیشخدمت بهجای اینکه مستقیماً از خود او بپرسد چه چیزی میخواهد، به همراهش میگوید: «ایشون چی میل دارند؟» چنین رفتاری شاید ناشی از ناآگاهی باشد، اما فرد نابینا را از گفتوگویی که بایستی مستقیماً به او مربوط باشد، کنار میگذارد.
نابینایی هیچگونه تأثیری بر توانایی شنیدن، بیان یا اتخاذ تصمیمات ندارد. بنابراین در هنگام مکالمه، باید بهطور مستقیم فرد نابینا را مورد خطاب قرار دهیم، نه همراه یا نگهبان او. این موضوع در محیطهای درمانی، بانکها و ادارات از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ جایی که تصمیمگیریها ممکن است با اطلاعات خصوصی، بهداشتی یا مالی مرتبط باشد.
اگر شخصی نیاز به کمک برای پاسخدادن یا تبادل نظر داشته باشد، میتواند خودش این موضوع را اعلام کند.
۴. برای نشاندادن مسیر میگوییم «اونجاست!»
عباراتی مانند «برو آنطرف» یا «در رو به رویته» معمولاً به همراه اشارههای دستی یا نگاهی ارائه میشوند. اما بدون اطلاعات دقیق و معین، ممکن است برای فرد نابینا مفید نباشند.
بهتر است هنگام هدایت با استفاده از جهات مشخص و نشانههای قابل تمایز عمل کنیم. به عنوان مثال، بهجای اینکه بگوییم «آسانسور آن طرف است»، میتوانیم بگوییم: «حدود پنج متر بهطور مستقیم برو، سپس به راست بپیچ. آسانسور در کنار دومین در قرار دارد.»
همچنین جهت چپ و راست باید از نقطه نظرات فردی که راهنمایی میشود، بیان شود. اگر مسیر شامل پله، پیچ یا موانعی باشد، بهتر است آنها را نیز توضیح دهیم. البته نیازی نیست تمام جزئیات محیط را پشت سرهم بیان کنیم؛ اطلاعات باید مرتبط، واضح و متناسب با نیاز شخص باشد.
۵. عصای سفید یا وسایل فرد را بدون اطلاع جابهجا میکنیم
عصای سفید یکی از ابزارهای کلیدی برای جهتیابی افراد نابینا است. جابهجاکردن آن بدون هماهنگی، حتی برای مرتبسازی محیط، ممکن است دسترسی فرد به وسیله کمکحرکتیاش را دشوار کند. این قاعده همچنین در مورد اشیاء روزمره نیز صدق میکند. افراد ممکن است محل کیف، لیوان، تلفن یا وسایل دیگر خود را بدانند و بر اساس موقعیت اعلامشده از آنها استفاده کنند. اگر این موارد را بدون اعلام قبلی جابهجا کنیم، پیدا کردن دوباره آنها میتواند زمانبر و دشوار باشد.
بهتر است پیش از تغییر محل اشیاء، موضوع را با فرد در میان بگذاریم و در صورت جابهجایی، موقعیت جدید آنها را بهطور دقیق مشخص کنیم. همچنین باید از قراردادن اشیاء اضافی در مسیرهای رفتوآمد پرهیز کنیم؛ بهخصوص اشیایی نظیر صندلی، سطل زباله یا تابلوهای تبلیغاتی که ممکن است مسیر را مسدود کنند.
۶. هنگام همراهی، وجود پلهها و موانع را اعلام نمیکنیم
فرد نابینایی را تصور کنید که بازوی شما را گرفته و در حال عبور از یک راهرو است. اگر به چند پله برسید و بدون اطلاع به پایین بروید، با اینکه تغییر در حرکات بدنی شما ممکن است به فرد نابینا سرنخهایی بدهد، اما اعلام موانع مهم به او به او این فرصت را میدهد که برای تغییر مسیر یا تغییر ارتفاع آماده شود.
هنگام نزدیکشدن به پله، میتوانید بگویید: «چند پله به سمت پایین داریم» یا «از اینجا پلهها آغاز میشوند.» همچنین برای عبور از درهای باریک نیز بهتر است وضعیت مسیر را توضیح داده و در صورت لزوم از شیوه مناسب راهنمایی استفاده کنید.
اگر قرار است فرد روی صندلی بنشیند، بهجای هلدادن او به سمت صندلی، میتوانید با اجازهاش دست او را روی پشتی صندلی قرار دهید تا جایگاه آن را شناسایی کند و خودش بنشیند.
۷. بدون اطلاع، گفتوگو را ترک میکنیم
در حال صحبت با فرد نابینایی هستید و ناگهان برای پاسخدادن به شخص دیگری از محل دور میشوید. اگر چیزی نگویید، ممکن است طرف مقابل متوجه رفتن شما نشده و همچنان به گفتگو ادامه دهد. برای جلوگیری از این وضعیت، کافی است هنگام ترک مکالمه اعلام کنید که در حال رفتن هستید.
در محیطهای شلوغ و یا هنگام ملاقات با فردی که ممکن است صدای شما را نشناسد، همچنین بهتر است خودتان را معرفی کنید. مثلاً میتوانید بگویید: «سلام، من علی هستم. دیروز در جلسه با هم صحبت کردیم.» در گفتگوهای گروهی نیز، اگر مشخص نیست جمله از طرف چه کسی است، بیان نام فرد کمککننده است.
این رفتارهای ساده میتوانند به پیشرفت ارتباطات کمک کنند.
۸. از گفتن کلماتی مانند «ببین» و «نگاه کن» خودداری میکنیم
گاهی افراد بینا در صحبت با فرد نابینا تلاش میکنند تا از کلمات و عبارات مربوط به بینایی مانند «ببین» یا «دیدی چی شد» پرهیز کنند. حتی ممکن است پس از مطرح کردن چنین عباراتی، بلافاصله عذرخواهی کنند.
اما این حساسیتها معمولاً ضروری نیست. واژههای مرتبط با دید در زبان روزمره معانی مختلفی دارند و همواره به تجربه مستقیم بینایی اشاره نمیکنند.
بنیاد آمریکایی نابینایان پیشنهاد میکند که در روابط با افراد نابینا بهطور طبیعی صحبت کنیم و از واژگان رایج نترسیم. برای مثال، پرسیدن دربارهی دیدن یک فیلم معین لزوماً نامناسب نیست؛ فرد نابینا ممکن است فیلمها را از طریق صدا، دیالوگها و توضیحات صوتی دنبال کند.
البته مانند هر نوع ارتباط دیگری، اگر فردی تمایل به استفاده از زبانی خاص داشته باشد، بهتر است به آن شرایط احترام بگذاریم.
۹. بدون اجازه، سگ راهنما را نوازش میکنیم
سگهای راهنما برای کمک به افراد نابینا در تصمیمگیری و عبور از موانع آموزش دیدهاند. در زمانیکه سگ در حال خدمت دائماً متمرکز بر وظایفش است. صدا زدن، نوازش کردن یا دادن خوراکی به سگ بدون کسب اجازه میتواند تمرکز او را بر روی وظیفهاش مختل کند.
بنابراین حتی اگر سگ آرام و مهربان به نظر بیاید، نباید بدون هماهنگی با صاحبش به او نزدیک شویم یا حواس او را پرت کنیم.
اگر نیاز به تعامل با سگ دارید، ابتدا از فردی که او را همراهی میکند، سؤال کنید. همچنین هنگام گفتگو با فردی که سگ راهنما دارد، باید توجه خود را به فرد اولیه معطوف کنید و نه حیوان.
۱۰. تصور میکنیم همه افراد نابینا به خط بریل نیاز دارند
خط بریل یکی از ابزارهای کلیدی برای خواندن و نوشتن افراد نابینا است، اما همه افراد نابینا از آن استفاده نمیکنند. برخی افراد به یادگیری بریل پرداختهاند و برخی دیگر استفاده از صفحهخوان، فایل صوتی یا فناوریهای دیگر را ترجیح میدهند. افراد کمبینا نیز ممکن است با بزرگ کردن نوشتهها یا تنظیم کنتراست صفحه، قادر به مطالعه متن باشند.
بنابراین وقتی قرار است فرم، منو یا سندی را در اختیار فرد نابینا قرار دهیم، نباید بدون پرسیدن نظر او روش انتقال اطلاعات را مشخص کنیم. برای مثال، میتوانیم بپرسیم: «آیا ترجیح میدهید اطلاعات را بهصورت فایل دیجیتال دریافت کنید یا روش دیگری برای شما مناسبتر است؟» این انتخاب بهویژه در محیطهای درمانی و اداری اهمیت ویژهتری دارد؛ زیرا دسترسی مستقل به اطلاعات میتواند به حفظ حریم شخصی افراد کمک شایانی نماید.
احترام به استقلال، مهمتر از کمککردن بدون درخواست است
برقراری رفتار مناسب با افراد نابینا به مجموعهای از تشریفات پیچیده نیازی ندارد. بسیاری از نکاتی که نهادهای تخصصی ذکر میکنند بر اصولی استوار است که در رابطه با هر فرد دیگری نیز باید رعایت شود: احترام به حریم خصوصی، حق انتخاب و استقلال.
باید به یاد داشت که نابینایی یک تجربه یکسان برای همه افراد نیست. فردی که از زمان تولد نابینا بوده، ممکن است رویکردهای متفاوتی برای جهتیابی نسبت به فردی که در بزرگسالی بینایی خود را از دست داده، داشته باشد. افراد کمبینا نیز بر اساس میزان بینایی باقیمانده و شرایط محیطی، نیازهای متفاوتی دارند.
روز ۱۵ اکتبر، روز جهانی عصای سفید، یادآور اهمیت استقلال و حق حضور برابر در جامعه برای افراد نابینا است. این آزادی نه تنها به مهارتهای فردی مرتبط است، بلکه طراحی مناسب پیادهروها، دسترسپذیری خدمات عمومی، رعایت مسیرهای عبور و افزایش آگاهی عمومی نیز در این زمینه تأثیر دارند.
گاهی کمک مؤثر به فرد نابینا، در واقع مشارکت در عبور از خیابان است و در مواقعی دیگر، کافی است که ما مسیر پیادهرو را مسدود نکنیم، از جابهجاکردن وسایل او اجتناب کنیم یا اطلاعات مورد نیاز او را به دقت بیان کنیم. نکته کلیدی این است که بهجای تصمیمگیری بهجای فرد نابینا، از خود او بپرسیم چه کمکی را میخواهد.
“`



