پورمحمدی: اقدامات مؤثری برای روبه‌رو شدن با تحریم‌ها طراحی کرده‌ایم

“`html

طبق گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سازمان برنامه و بودجه کشور، سیدحمید پورمحمدی در گفتگویی با عنوان «تجربه جنگ ۲» به این نکته اشاره کرد که در زمان خروج نخستین ترامپ از برجام، تجارب مفیدی به دست آوردیم و نگران بودیم که ورود دوباره او به عرصه سیاسی ممکن است سبب بروز برخی بحران‌ها در کشور شود.

پورمحمدی افزود: حدود دو ماه پیش از پایان سال ۱۴۰۳ به این نتیجه رسیدیم که با تحریم‌های شدید و چالش‌های جدی از جانب ایالات متحده مواجه خواهیم شد. به همین دلیل در سازمان برنامه و بودجه اقدام به طراحی یک برنامه مقابله‌ای برای مقابله فعال با این تحریم‌ها کردیم. گرچه به وقوع جنگ فکر نمی‌کردیم، اما پیش‌بینی می‌کردیم که بدترین نوع تحریم‌ها بر ما اعمال خواهد شد و راهی برای جلوگیری از صادرات نفت ما خواهند یافت. به همین جهت، نخستین مشکلاتی که با آن مواجه خواهیم شد، مربوط به تأمین کالاهای اساسی و دارو خواهد بود.

رئیس سازمان برنامه و بودجه همچنین به این نکته اشاره کرد که گزارشی در این خصوص برای رئیس‌جمهور تهیه گردید و ایشان نیز این گزارش را به مقام معظم رهبری ارائه کردند. ایشان تشخیص دادند که ذخایر داروی ما و کالاهای اساسی کافی نیست و در نتیجه دستور دادند تا ذخایر آنها تقویت گردد. منابعی از صندوق توسعه ملی برای این منظور به دولت تخصیص داده شد، زیرا دولت با محدودیت‌هایی مواجه بود و بر این اساس مجبور به استفاده از صندوق توسعه ملی برای تأمین کالاهای اساسی و دارو بودیم.

دوراندیشی رهبر شهید نسبت به سیاست‌های منطقه‌ای و توجه به تأمین دارو و معیشت مردم

معاون رئیس‌جمهور به یادآور شد که در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۴ به ابتکار شهید سرلشکر باقری، تعدادی از فرماندهان و چند نفر از دولت به دستور مقام معظم رهبری فراخوانده شدند. نگهداری مقام معظم رهبری در این جلسه به شدت بر من تاثیر گذاشت. بدون اتلاف یک ثانیه، پس از سلام و احوالپرسی مختصر، ایشان به بیان نظرات خود پرداختند. ایشان فرمودند که امسال سال حساسی برای ما و منطقه خواهد بود و باید خود را برای مواجهه با شرایط دشوار آماده کنیم. با ورود مجدد آقای ترامپ، توازن سیاست‌های منطقه‌ای بر هم می‌ریزد و ما مسئولیم که به فکر کشور خود باشیم و به کسی اعتماد نکنیم.

وی افزود: اولین موضوعی که رهبر شهید در آن جلسه به آن اشاره کردند، معیشت مردم و توجه به داروهایی بود که برای اقشار ضعیف لازم است. ایشان دولت را مورد خطاب قرار دادند و من فرصت خواستم و خدمت ایشان عرض کردم که خوشبختانه با اذن جناب‌عالی، ذخایر دارویی و تأمین کالاهای اساسی ما در وضعیت مطلوبی قرار دارد و بسته‌ای نیز برای مواجه با مشکلات اقتصادی تهیه کرده‌ایم. ایشان با لطف خود ابراز کردند که خوب است این مقوله را با فرماندهان و شورای امنیت ملی نیز در میان بگذاریم و در صورت وجود نکاتی، آنها را نیز بیان کنند.

احترام رهبر شهید به رئیس‌جمهور و توصیه به آمادگی برای شهادت مسئولان

رئیس سازمان برنامه و بودجه همچنین گفت: در آن جلسه مشاهده کردم که رهبر شهید به شدت به رئیس‌جمهور، دکتر پزشکیان، احترام می‌گذارند. حداقل دو بار ایشان تاکید کردند که رئیس این جلسه آقای دکتر پزشکیان هستند و به دلیل میزبانی، من جلسه را اداره می‌کنم. در پایان جلسه، نگاهی به چهره اعضا کردند و با تبسمی فرمودند که اولین اقدام دشمن ترور این جمع است و شما باید خود را برای شهادت نیز آماده کنید. برای من این موضوع بسیار عجیب بود.

پورمحمدی تصریح کرد: این احتمالاً به این معنا بود که تقریباً سه‌چهارم آن جمع به شهادت رسیدند. در آن جلسه رؤسای قوا، فرماندهان و چند نفر از دبیران سابق شورای عالی امنیت ملی، از جمله شهید لاریجانی و شهید شمخانی، حضور داشتند. از طرف دولت نیز به جز آقای رئیس‌جمهور، وزیر کشور، آقای عراقچی، من و وزیر اطلاعات حاضر بودند. دو روز بعد، به تدبیر شهید باقری جلسه‌ای در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برگزار شد که عمده فرماندهان در آن شرکت داشتند.

بسته اقتصادی با رنگ و بوی جنگ

وی اذعان کرد: من در آن جلسه، بسته اقتصادی را ارائه دادم. اعضای حاضر نظراتی دادند و این بسته که به تدریج تحت تأثیر تهدید و تشدید تحریم‌ها و همچنین با در نظر گرفتن فرمایشات مقام معظم رهبری، با حال و هوای جنگ هم همراه شد. وقتی شنیدم که فرمودند «خود را برای شهادت آماده کنید»، این احساس به من دست داد که احتمالاً گروهی قصد داشتند تا در داخل کشور، فرماندهان را ترور کنند، اما در ذهنم به وقوع جنگ بزرگ و فراگیر نرسید. برای من بیشتر به طرح خرابکاری و بی‌ثباتی در امور اجرایی، امنیتی و دفاعی کشور به نظر می‌رسید. با این حال، این هشدار به گونه‌ای بود که می‌بایست برای آن آماده می‌شدیم.

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی خاطرنشان کرد: برنامه اقتصادی به گونه‌ای طراحی شده بود که در صورت وقوع جنگ، اگر گاز و برق کشور هدف قرار گیرد، باید مشخص کنیم که نانوایی‌ها که مصرف گاز دارند را چگونه اداره کنیم؟ یا فردی که در یک برج ۳۰ طبقه زندگی می‌کند، در صورت قطعی برق چگونه می‌تواند رفت و آمد کند؟ آب به وسیله فشار برق بالا می‌رود، پس چطور می‌توانیم آب را تأمین کنیم؟ اگر بنادر ما با مشکل مواجه گردند، چطور می‌توانیم کالا را به مقصد برسانیم؟ این مسائل به وضوح وجود داشت. به جز بحث ذخایر، نیاز بود که دولت در مواقع حساس چه اقداماتی انجام دهد، بنابراین ارائه‌ای تهیه کردم.

پورمحمدی ادامه داد: افرادی مانند شهید لاریجانی و شهید باقری و برخی دیگر نظرات حائز اهمیتی داشتند، از جمله این‌که این تدابیر را در سه حوزه بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت دسته‌بندی کنید. ما نیز این کار را انجام دادیم. به تدریج خود را برای شرایط تقریباً دشواری آماده می‌کردیم و آن طرح را با اعضای دولت نیز به اشتراک گذاشتیم.

انتظاری برای جنگ نداشتیم، اما به سمت شرایط طوفانی حرکت می‌کردیم

وی در پاسخ به این سؤال که آیا دولت از نظر نظامی تغییراتی ایجاد کرده بود، بیان کرد: از ابتدای سال در بحران بودیم و فضای نیمه‌جنگی حاکم بود، اما ما پس از جنگ هشت‌ساله هیچ تجربه‌ای برای یک جنگ عظیم و مهیب نداشتیم. نمی‌توانم بگویم که همه در ذهن خود جنگی مشابه آنچه اتفاق افتاد را تصور می‌کردند، اما حس می‌کردیم که به سمتی در حال حرکت هستیم که در این امواج و دریای طوفانی قرار خواهیم گرفت. به عنوان مثال، مسئولیت داشتم که به دقت روی منابع کشور نظارت کنم و صرفه‌جویی ویژه‌ای داشته‌باشم تا منابع هدر نرود. حوزه جهاد کشاورزی از جهت تأمین کالاها بر عهده داشت. اگر منظورم این بود که پیش‌بینی می‌کردیم در روزهای آینده جنگ خواهد شد، خیر؛ اما از آغاز سال حس می‌شد که به سمت ورود به دریای طوفانی می‌رویم.

ساعات اعلام اخبار شهادت فرماندهان، از سیاه‌ترین ساعات بود

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در توصیف آغاز جنگ ۱۲ روزه از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ گفت: نزدیک به ساعت ۳ صبح خواب بودم که دخترم در زد و مرا بیدار کرد. دختر دیگرم برایم پیام داده بود که اسرائیل حمله کرده است. تلویزیون را روشن کردم و متوجه شدم که خبر درست است. یکی پس از دیگری خبر می‌رسید که فرماندهان مجروح شدند. این یکی از سیاه‌ترین ساعت‌هایی بود که خبر مجروحیت سردار سلامی و سردار حاجی‌زاده را می‌شنیدم. دعا می‌کردم که ای کاش این اخبار صحت نداشته باشد و این نیروها زنده بمانند. به این نتیجه رسیدم که اگر ما را مورد هدف قرار داده‌اند، معلوم است که جای مناسب‌تری دارند و احتمالن به خودشان آسیبی نرسیده و این اخبار کاذب است.

پورمحمدی اضافه کرد: یک ساعت و نیم صبر کردم اما بعد متوجه شدم که ادامه دادن این وضعیت مفید نیست. تماشای تلویزیون حلّی را برای مشکلی فراهم نمی‌کند. نزدیک ساعت ۷ صبح به سازمان رسیدم و متوجه شدم که معاونان نیز حاضر هستند. آنها هم همین حال و هوا را داشتند. سپس اخبار شهادت و مجروحیت فرماندهان پخش شد و فضایی پر از بغض حاکم بود. سعی کردیم خود را دو بار بازسازی کنیم. پنج ساعت اولیه در بهت بودیم که کشور چه وضعیتی خواهد داشت، اما بر این حس فائق آمدیم و با هم گفت‌وگو کردیم تا ببینیم در این شرایط چالش‌های کشور چیست. یکی از همکاران گفت در حوزه وزارت بهداشت با کمبود منابع و بدهی‌های زیاد مواجهیم و اگر مجروحان به آنجا مراجعه کنند، ممکن است وضعیت مناسبی نداشته باشند.

با شماره ناشناس به رئیس هلال احمر زنگ زدم و او هم تلفن را برداشت

معاون رئیس‌جمهور ادامه داد: یکی از همکاران مبحثی را مطرح کرد که هلال احمر ممکن است با مشکلاتی مواجه شود، و یکی دیگر از همکاران نیز گفت ما ۳۰ هزار میلیارد تومان به گندمکاران بدهکار هستیم که اقشار ضعیف جامعه هستند و در صورت وقوع جنگ احتمالاً تصور می‌کنند که دولت نمی‌تواند به تعهدات خود عمل کند. برخی دیگر توصیه کردند که ممکن است ما نیاز به سبد کالایی برای مردم داشته باشیم تا آن‌ها سرپا بایستند. ما چاره‌ای ‌اندیشیدیم که با توجه به آنچه که در دسترس داشتیم، هلال احمر در مرحله اول با مجروحین کمک کند. با شماره ناشناس به آقای کولیوند تماس گرفتم و با اینکه شماره‌ام را نمی‌شناخت، ایشان تماس را جواب داد.

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی افزود: به آقای کولیوند گفتم که از بابت بودجه نگرانی نداشته باشند و در هر زمان که نیاز داشتند، ما در خدمت هستیم. این تماس ابتدا برای ایشان تعجب‌آور بود؛ چراکه سازمان برنامه و بودجه به کسی پول پرداخت نمی‌کند، اما حالا این اظهار نظر را کردم. احساس کردم که این موضوع انگیزه‌ای برای ایشان شده است. بعد از آن به وزارت بهداشت رفتم، ابتدا با مشکل شناسایی مواجه شدم و اجازه ورود به مردم نمی‌دادند، اما بالاخره به داخل رفتیم و آقای ظفرقندی را آنجا دیدم.

وی ادامه داد: با ایشان گفتگو کردیم. او از ابتدا لیاقت و توانایی خود را نشان داد. آقای ظفرقندی تجربه خوبی از جنگ هشت‌ساله داشت و وقتی به آنجا رسیدم، دیدم او برنامه‌ای دقیق برای بیمارانی که باید به اتاق عمل منتقل می‌شدند، دارد. او به من گفت که از همکاران در سمیناری سراسری دانشگاه‌های علوم پزشکی دعوت کرده‌ام تا روحیه‌شان تقویت شود و خوب است ما نیز در این جلسه شرکت کنیم. با هم به جلسه رفتیم و من امیدواری دادم و او نیز پروتکل‌هایی را برای درمان سریع مجروحین پیشنهاد داد و من اطمینان دادم که هر نوع حمایتی که نیاز باشد، ما در خدمت خواهیم بود.

گفتم وقت حساب و کتاب پول نیست، بلکه جان مردم اهمیت دارد

وی در پاسخ به این سؤال که آیا رایگان شدن خدمات درمانی برای مجروحین تصمیمی از طرف شما یا وزارت بهداشت بود، گفت: این تصمیم وظیفه وزیر بهداشت بود، اما او نگران مبلغ این امر بود و من گفتم که شما با قوت پیش بروید و اکنون زمان محاسبه هزینه نیست، بلکه جان مردم حائز اولویت است. برای ایجاد فضایی مثبت نیز گفتم خوب است چند شعر از مولانا درباره صبوری و بردباری بخوانیم و به طبقه همکف رفتیم که ناگهان مشاهده کردیم رئیس‌جمهور با ژاکت آستین‌کوتاه و کلاهی بر سر و با داماد خود با موتور به آنجا آمده است.

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی خاطرنشان کرد: واضح بود که او به شدت نگران مجروحین بود؛ به ویژه اینکه خودش در این حال و روز تجربه داشت. به ذهنش خطور کرده بود که باید به وزارت بهداشت توجه ویژه‌تری شود. او هم نگران بود و راجع به تأمین مالی وزارت بهداشت با من صحبت می‌کرد و من اطمینان دادم که به هر میزان که وزارت بهداشت نیاز داشته باشد، ما تامین خواهیم کرد؛ زیرا اکنون زمان لجبازی با من نیست. به آقای ظفرقندی و رؤسای علوم پزشکی نیز تأکید کردم که ما کامل از شما حمایت می‌کنیم و مهم‌ترین مسئله رسیدگی به مجروحین است.

برگزاری جلسه هیئت دولت در نخستین روز جنگ ۱۲ روزه در پاستور

پورمحمدی بیان کرد: همان روز ۲۳ خرداد دوباره با دفتر رئیس‌جمهور تماس گرفتم و گفتم اگر موضوعی از جانب ایشان وجود دارد، به من اطلاع دهید. گفتند که اگر بیایید، خوب است. رفتم و دیدم که جلسه هیئت دولت در پاستور برگزار است. همگی در آنجا کمی مضطرب بودند که باید چه کنیم. شرایط خطرناک بود. تعدادی از افراد، از جمله بنده، بیان داشتیم که این شیوه اداره کشور درست نیست؛ چراکه اگر این مکان هدف قرار گیرد، کشور چه خواهد شد؟

رئیس‌جمهور گفت: ترک جلسه هیئت دولت نامردی است

معاون رئیس‌جمهور به یادآوری کرد: ما اصرار کردیم که آقای پزشکیان بروند و آقای عارف جلسه را مدیریت کند. آقای پزشکیان گفت که ترک این جلسه واقعاً نامردی است. هرچه اصرار کردیم، فایده‌ای نداشت و من در نهایت گفتم من نمی‌روم. آقای عارف تدبیر کرد و گفت که ادامه دادن جلسه در این شرایط مناسب نیست، بنابراین چهار کارگروه تشکیل دهیم تا هر کدام از این کارگروه‌ها اقداماتی را پیش ببرند. جمع‌بندی کارگروه‌ها به جلسه دولت اعلام خواهد شد و مصوبه‌ای از جانب دولت خواهد بود. من رئیس کارگروه اقتصادی، آقای مؤمنی رئیس کارگروه امنیتی، آقای حضرتی رئیس کارگروه اخبار و اطلاعات و وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز رئیس کارگروه زیربنایی و زیرساختی شدند.

احساس ترس نمی‌کردیم

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به این سؤال که آیا در جلسه هیئت دولت احساس ترس وجود داشت؟ بیان کرد: خیر، احساس ترس نمی‌کردیم. اما هر کسی هیجان داشت و چیزی را ابراز می‌کرد. برای اینکه روحیه‌ای به هم بدهیم، در لحظه‌ی خروج از جلسه شعارهایی روخوانی می‌کردم که «چو فردا برآید بلند آفتاب، من و گرز و میدان و افراسیاب». اینگونه با یکدیگر شوخی می‌کردیم تا روحیه‌مان در شرایط دشوار حفظ شود. جلسه‌های دولت در ۲۳ و ۲۴ خرداد برگزار گردید و این تجربیات تازه‌ای برای ما بود. ما پیش از این، هیچ تصوری از جنگ تمام‌عیار و بدون رحم نداشتیم.

پورمحمدی اظهار کرد: به سازمان برگشتیم و لازم بود که نخست کارهای کوتاه‌مدت را انجام دهیم و سپس کارهای بسته تدوین‌شده را پیاده کنیم. همان روز تصمیم گرفتیم که ۳۰ هزار میلیارد تومان را برای گندم تسویه کنیم. یک سبد کالایی برای حدود هفت دهک جامعه آماده کردیم که این نیز نیاز به ۳۰ هزار میلیارد تومان داشت. تن‌خواهی به استان‌ها تخصیص دادیم تا قرار است سرپا بایستند و مبلغی را برای وزارت بهداشت جمع‌آوری کردیم. از خالل خبرهایی که دریافت کردیم، متوجه شدیم بچه‌های سپاه و ستاد کل می‌خواستند با من جلسه‌ای داشته باشند. بسته‌ای که خواستم ارائه دهم را شب قبل از جلسه هیئت دولت، به مصوبه هیئت وزیران تبدیل کردم. یعنی از توصیف به مجموعه مقررات تبدیل کرده و در فردای آن روز که به دولت رفتیم، هیئت وزیران آن را تصویب کرد.

برگزاری جلسه با نظامیان برای تأمین مالی متناسب

وی در پاسخ به سؤالی درباره تشکیل جلسه با نظامیان، گفت: یکی از آقای فدوی به نمایندگی از سپاه به سازمان آمد و با هم گفت‌وگو کردیم. آقای فدوی در زمان جنگ روابط نزدیکی با لرها، به‌ویژه بختیاری‌ها داشت و به شوخی می‌گفت که هم‌طایفه‌ای‌ها با برنو چه خواهند کرد؟ زمانی که آمد، ابتدا شوخی کرد و گفت آیا می‌دانی آقای سلیمانی در حال انجام چه کاری است؟ شهید سلیمانی هم‌ولایتی ما و فرمانده بسیج بود. آقای فدوی احساس محبت کرد و گفت که این مشکلات را داریم و من اطمینان دادم که شما بروید و من این مسائل را حل می‌کنم.

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی توضیح داد: نیاز به تأمین مالی بود، زیرا در آن شرایط به تنخواه‌گردانی نیاز شد. به دوستان ستاد کل نیز گفتیم که به سازمان نیایند، چون عبور و مرور فرماندهان با دشواری‌هایی مواجه بود. یک قرار با هم گذاشتیم. شهید اسحاقی و آقای سلیمانی معاون طرح و برنامه بودند. آقای سلیمانی هر زمان که پولش کم می‌شد، می‌گفت بیایید مهمان ما، دل‌نوشته یا قهوه می‌داد. به او به شوخی می‌گفتم که این چقدر هزینه‌بر است؟ می‌گفت که ناهار باید بمانید. از این شوخی‌ها با هم داشتیم. با همدیگر صحبت کردیم و ایشان هم نگرانی‌هایی داشت و به او اطمینان دادم که مشکلی نیست. شهید اسحاقی در درک مسائل اقتصادی و تدبیر توانمندی داشت و تا سال ۹۲ مسئول بودجه ستاد کل بود و با ما ارتباطی دائمی داشت. در آن ایام، پای صحبت‌هایش نشستیم و چای خوردیم. در روزهای اول، نیروهای مسلح، استان‌ها، هلال احمر، گندم و دارو را مدیریت کردیم و گام‌های اولیه را ظرف دو الی سه روز نخست برداشتیم. روز سوم بود که بسته‌ای که در ۹ فروردین طراحی کردیم شامل حدود ۱۰ صفحه و ۷۰ مصوبه دولت، به دولت ابلاغ شد و وظایف تمامی دستگاه‌ها مشخص گردید.

دولت در جنگ، حماسه‌سازی کرد

وی در پاسخ به این سؤال که آیا احساس می‌شود که دولت در این زمان بهتر از دوران غیرجنگ عملکرد دارد، تصریح کرد: از دو الی سه ماه قبل از عید، با همت و روحیه بلند تمرکز داشتیم که چه کاری انجام دهیم؟ باید منابع را برای صورت کردن در شرایط اضطراری ذخیره کنیم. مشکلاتی که کسی مشهود نمی‌داند. از طرف دیگر باید این واقعیت را بپذیریم که وقتی دشمن مشترکی در کشور وجود دارد، کسی به بروکراسی توجه نکرده و می‌گوید به کسی که جانش در خطر است، بپرسید و ساختار بروکراسی را زیر پا بگذارید.

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی با بیان اینکه در روز اول جنگ ۱۲ روزه مصرف بنزین ما از ۱۱۰ الی ۱۱۵ میلیون لیتر به ۲۰۰ میلیون لیتر رسید که حیرت‌آور بود، تاکید کرد: در این شرایط، همه با هم به میدان آمدند و شبیه رزمنده‌ای که جان در کف دست می‌گذارد، یک فرد دولتی به اعتبار خود می‌آید و آبرو و مقررات را پای کار می‌آورد. دشمنان فکر کردند ما در دوران جنگ هم‌چنان مانند دوره قبلی جنگ هستیم و گفتند که «یک هُل بدهید و تمام خواهد شد». اما پس از آن دیدند که چقدر ما منسجم هستیم، از دولتی‌ها گرفته تا نظامی.

پورمحمدی در پاسخ به این سؤال که آیا در جلسه روز دوشنبه شورای عالی امنیت ملی که بمباران شد، حضور داشتید؟ گفت: خیر. در آن زمان آقای احمدیان تدبیری اندیشید و گفت اگر همه را با هم یک‌جا جمع کنیم، آسیب بیشتری خواهد شد. اگر موضوعی مرتبط با یک تیم باشد، آن تیم باید در جلسه حضور پیدا کند. بنابراین، بیشتر از نیمی از اعضا دعوت نبودند؛ به عنوان مثال، وزیر دفاع، من، رئیس صدا و سیما و وزیر اطلاعات در آن روز حضور نداشتند.

به معاونم گفتند که «رئیست و رئیسش شهید شدند»!

وی ادامه داد: من فقط در دفتر خود نشسته بودم و مشاهده کردم که معاون من با کسی نجوا می‌کند. از او پرسیدم چه شده است؟ گفت شخصی به من زنگ زده و اعلام کرده که رئیس شما، بدین معنی من، و رئیس او، یعنی آقای رئیس‌جمهور، شهید شده‌اند. گفتم من که در کنار شما نشسته‌ام! او گفت نه، اخبار موثق است. احساس کردم که احتمالاً خبری مهم به وقوع پیوسته. پیگیری کردیم و ماجرای آن روز به شدت تسلط بر حاکمیت کشور بود. اسرائیل گفته بود «شگفتانه‌ای دارم» و روز مزجسبی برای یکایک اعضای هئیت حاکم نظام بود.

از شعرهای حماسی شهید موسوی تا مجروحیت رئیس‌جمهور و وزیر کشور در حمله به جلسه شعام

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی گفت: روایت‌های متفاوتی وجود داشت. سرلشکر موسوی تعریف کرده بود که گرد و خاکی بر زمین برخاست و گویی تاریکی مطلقی حاکم بود که هیچ‌کس نمی‌توانست یکدیگر را ببیند. او گفته بود برای ایجاد روحیه کارهایی از شعرهای زمان دفاع مقدس خوانده است. در مورد اینکه کدام یک از اعضا را باید زودتر نجات دهند، جاذبه‌ای بوجود آمده بود و همه می‌گفتند که باید نفر آخر برود. در ابتدا، رئیس‌جمهور نجات یافت و او هم در این محوطه سخت مجروح شد. ریه آقای مؤمنی دچار آسیب گشت و برای چند روز در بیمارستان بستری گردید.

پورمحمدی بیان کرد: در آن نگرانی‌ها ظاهراً محافظان می‌گفتند که سوراخ کوچکی را دیدند و آقای پزشکیان به اعتبار تجارب پزشکی‌اش بیان کرد که بگذارید تا اکسیژن موجود باشد و نگران بقیه نباشید. از آن سوراخ عبور کردند و هنگامی که مسدود شد، دشمن گمان می‌کرد که آن‌ها از در دیگری خارج می‌شوند و آن در را نیز نزدند، اما در نهایت جان سالم به در بردند. جالب این بود که همگی با روحیه بودند و فقط به این نکته توجه می‌کردند که مصلحت ملی ایجاب می‌کند که چه کسی زودتر نجات یابد.

تا روز دوازدهم جنگ ۱۲ روزه نه از آتش‌بس خبری بود

وی در پاسخ به این سؤال که از چه زمانی آتش‌بس به میان آمد؟ آیا این اقدام به درخواست دولت یا نیروهای مسلح بود؟ گفت: در دوازدهمین روز، اوج حملات دشمن بود و هیچ تصوری از آتش‌بس نداشتیم. در آن زمان متوجه شدم که آقای ویتکاف پیامکی برای آقای عراقچی فرستاده و اعلام کرده که ما آماده آتش‌بس هستیم. برنامه‌ریزی شده بود که تا چهار ساعت دیگر حملات متوقف شود.

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به این سؤال که آیا جلسه شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد و تصمیم آتش‌بس در جلسه شعام اتخاذ گردید؟ گفت: خیر، در زمان جنگ، جلسه شورای عالی امنیت ملی برای موضوعات فوری و مهم تشکیل می‌شد که مستلزم حضور سران و فرماندهان بود. پس از آن جلسه شعام که مورد هدف قرار گرفت، مجدداً این جلسات با حداقل اعضا برگزار شد تا موضوعات مربوطه را بررسی کنیم.

من با آتش‌بس موافق بودم

معاون رئیس‌جمهور در پاسخ به این سؤال که آیا در جلسات شورای عالی امنیت ملی موافق آتش‌بس بودید؟ تاکید کرد: بله، جنگ هیچ‌گاه مثبت نبوده و در فرهنگ و دین ما مطلوب نمی‌باشد. جنگ آخرین چاره می‌باشد. ما آغازگر جنگ نبودیم و هیچ کسی خواهان جنگ نیست، اما زمانیکه جنگ تحمیل شد، می‌بایست همه منسجم و یکپارچه بایستیم. زیرا حیطه مورد بحث حیثیت و اعتبار کشور است و باری است که برای تاریخ پایدار خواهد ماند. ایران هرگز مایل به جنگ نبود، اما زمانی که آن به ایران تحمیل می‌شود، تمامی اقشار از دولت و نظامیان و ملت به هم می‌پیوندند.

وی در پاسخ به اینکه از جنگ ۱۲ روزه تا ۴۰ روزه چه تمهیداتی اندیشیده‌اید؟ توضیح داد: در این فاصله جنگ، با این ذهنیت که جنگ مجددی ممکن است در شرف وقوع باشد، به تنظیم برنامه‌ای برای شرایط اضطراری اقدام نمودیم. سه الی چهار روز پس از جنگ، جلسات متعددی در سازمان برنامه برگزار گردید و سپس در دولت جلساتی به ریاست معاون اول تشکیل گردید. دو بسته، یکی درباره اختیارات دولت و دیگری حدود اختیارات فراتر از دولت، در شورای عالی امنیت ملی آماده کردیم تا در صورت بروز چنین شرایطی درآینده، چکار کنیم. همچنین از نظر مالی نیز می‌بایست خود را آماده می‌ساختیم.

نمی‌دانم که حادثه بندر شهید رجایی کار اسرائیل بود یا خیر

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی افزود: به منظور بررسی اقداماتی که دولت می‌تواند انجام دهد، باید به اوایل سال برگردم و به شرایطی که دشمن طمع کرده و اگر درخت فرو بمیرد، خواهد افتاد، توجه کنیم. در آغاز سال، با حادثه بندر شهید رجایی مواجه شدیم. دولت زمان زیادی صرف آن در راستای کمک به مردمی که آسیب دیدند، نمود.

پورمحمدی در پاسخ به این که آیا حادثه بندر شهید رجایی کار اسرائیل بود؟ گفت: نمی‌دانم. بعضی‌ها می‌گفتند که از سوی اسرائیل انجام شده و برخی نیز اظهار می‌داشتند که ناشی از سهل‌انگاری دیگران بوده است. بالاخره آنچه که از زوایای مختلف تصور می‌شود این است که مهم نیست علت آن چه بود، بلکه مهم این است که چگونه بار آن را به دوش بکشیم. در این حوزه کار سختی بود، اما هنوز از آن عبور نکرده بودیم که ترامپ اقدام خود را آغاز کرد. او پنج قانون به نام Ship Act تصویب کرد که همه عناصر صنعت حمل‌ونقل دریایی و به‌ویژه بحث نفت ما را شامل می‌شد و به سخت‌ترین تحریم‌ها علیه ایران اقدام نمود.

وی همچنین ادامه داد: می‌بایست راهکاری پیدا می‌کردیم که به چه شکل کشتی‌های ما صادر شوند. سخت‌ترین تحریم‌ها علیه کشتی‌ها صادر گردید. محاصره‌ای وجود نداشت، اما حتی هر کشتی‌ای را می‌توانستند شناسایی کنند و هر کسی بتواند از نفت ما خریداری کند، مجازات‌های بسیار سنگینی برای او قائل می‌شدند و گاهاً نیز مصادره می‌کردند. به این ترتیب به جایی رسیدیم که در جلسه سران مقرر شد که بایستی مکانیسمی برای انتقال نفت خود بیابیم. بنابراین، آن قوانین فشار زیادی به ما وارد کرد و جنگ از ۲۳ خرداد شکل گرفت.

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی گفت: بررسی کردیم و متوجه شدیم که یکی از بدترین سال‌های خشکسالی را در ۶۰ سال اخیر پشت سر گذاشتیم. در بعضی از شرایط، بارندگی به حدی کاهش یافته بود که به‌طور مکرر اعلام می‌شد شهر تهران و یا مناطقی دیگر باید تخلیه شوند. می‌بایست آب را به سرعت به مردم می‌رساندیم. یکی از مهم‌ترین پروژه‌هایی که شهید سلامی در آن رهبری داشت، انتقال آب شبانه‌روزی از طالقان به تهران بود. لازم بود که بسیاری از علوفه دام‌ها به مرتع وارد می‌شد و برای آن نیاز به منابع ارزی داشتیم. قیمت نفت در تمام این مدت بین ۷۱ دلار و قبل از ورود ترامپ به حدود ۵۰ و سپس ۴۸ دلار کاهش یافت و این به شدت بر درآمدهای نفتی ما اثر گذاشت. ناگهان سپاه پاسداران به عنوان گروه تروریستی اعلام شد و اقداماتی را انجام داد مجتمع‌های مورد استفاده در داخل علیه ما شدت می‌گرفت.

به رئیس‌جمهور گفتم: شعر «بلا» از انوری گویی درباره دولت شماست

معاون رئیس‌جمهور در اشاره به افزایش واردات مواد غذایی و در عین حال کاهش قیمت نفت خاطرنشان کرد: دولت از بابت تأمین ارز لازم برای کالای اساسی و دارو با مشکلاتی مواجه شد و نگرانی داشت که چگونه در صورت بروز جنگ منافع را مدیریت کند. موضوعات مختلفی در فرآیند پرداخت ارز برای کالاهای اساسی و دارو مورد بحث واقع شد و به دوگانه‌ای رسیدیم که آیا کالا باید موجود باشد یا قیمت ارز باید حفظ گردد؟ لذا تغییرات در زمینه قیمت ارز انجام گرفت.

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی بیان کرد: یک روز به آقای پزشکیان گفتم شعری از انوری هست که در واقع به دولت شما اشاره دارد. او از من پرسید چه چیزی گفته، من پاسخ دادم: «هر بلایی کز آسمان آید، گرچه بر دیگری قضا باشد، بر زمین نارسیده می‌گوید، خانهٔ انوری کجا باشد؟» همین طور به نظر می‌رسد که هر بلایی از آسمان بیافتد، می‌پرسد این دولت کجاست که من به سراغش بروم.

هیچ دولتی نمی‌تواند در دو سال نخست دولت چهاردهم مشابه این بحران‌ها را تجربه کند

وی در پاسخ به این سؤال که آیا این مشکلات در کلیه دولت‌ها نیز وجود داشته است، گفت: هیچ‌گاه اوضاع به این شکل نبوده است؛ مثالی بیاورید که این کاهش بحران‌ها به یکباره در تمامی حکمرانی‌ها وجود داشته باشد. هیچ‌گاه در زمان تحریم‌ها، دو جنگ و بدترین خشکسالی به این صورت یکجا وجود نداشته و نتوانسته‌ایم بیان کنیم. این مسئله هیچ وقت در هیچ دولتی رخ نداده حتی در زمان جنگ هشت‌ساله.

پورمحمدی تاکید کرد: اینکه این موارد را توجیه کنیم و بگوییم که زمینه‌ساز بحران‌های ۱۸ دی بود، واقعاً تعجب‌آور است. در زمان‌هایی که در طوفان بودیم، نظارت‌های مخفی‌نگاه یا تحول در آن زمان کسی هم را نمی‌شناخت و به این نتیجه نرسیدیم که دولت بد عمل کرد.

رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو شورای عالی امنیت ملی در پیغام معنایی اشاره کرد: دوگانگی در اینکه آیا باید کالا باشد با قیمت بالا یا کالایی نباشد و درمان موجود نباشد، دولت توانست تصمیماتی اتخاذ کند. آیا ترامپ بستگی به آنِ ما را تحمیل نکرد که گروهک‌ها را با سلاح تجهیز و به ایران برای کودتا فرستادند؟ آیا نه اینکه شناخت چال افزایی صورتی است که می‌خواهد برای آیندهarbeiten کند؟ آیا ملی هم هست که علیه اراده عمومی عمل کند؟ آیا دولت در نقطه مقابل مردم، سلاح به دست می‌گیرد؟

تا تقریباً هفت روز پیروِ واقعیت‌های امنیتی کشور مشخص شد

معاون رئیس‌جمهور در ادمه بیان کرد: معرفی اسپانیا نطرآوری در زمینه سفر در شورای عالی امنیت ملی گزارش به آقای رادان ارائه می‌دهد که برای اولین بار هست، از اطلاع رسانی بر لحظه غیر حقوق کنونی است. باید واقعیتی که پیشروی روی است را که متوجه شود، مد نظر قرار دهیم که در کشور سه درصد فرار بیرونی وجود دارد. آیا در سیاست خود لازم است محبت کردن به مردم را مدنظر قرار دهد؟ آیا بر ضرورت حفظ وجود صنایع تولید و دهد؟؟

خود را برای هر نوع جنگی آماده نگه دارید

معاون رئیس‌جمهور در پایان تاکید کرد: باید همواره آمادگی خود را حفظ کنیم. کشورهای همسایه را مد نظر قرار دهید؛ آمریکا در ترکیه، عراق، کویت، بحرین، امارات، عربستان و پاکستان پایگاه‌های فراوانی دارد. زمانی که به هیچ عنوان اجازه ندهید پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشور شما قرار گیرند، آنها همواره علیه شما گوشه‌چشمی دارند. به همین دلیل لازم است همواره آماده الگوهای خاصی باشید که در شرایطی بد بین خود را به خطر بندازید.

پورمحمدی یادآور شد: چند روز قبل از جنگ، آقای عراقچی به همراه رئیس‌جمهور خدمت مقام معظم رهبری شهید بودند و از آنچه پس از اتفاقات جدید نظیر محاصره باریافتند، به کشور انتقال داده و به رزمندگان بپرسید که حالشان چگونه است؟ آیا به‌شدت پرانرژی، شاداب و خوشحال وارد میدان نبرد ہوں؟ آقای عراقچی این بیان رهبری شهید را نقل کرد که فرمودند: «تا زمانی که آمریکا از ما ناامید نشود، دست از ما برنمی‌دارد.» این جمله بسیار قابل تأمل و مهمی بود.

“`

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا