بازار ارز بین هزینه روزمره و نااطمینانی معلق مانده است

کارشناس بازار ارز:
یک کارشناس بازار ارز با اشاره به نوسانات اخیر قیمت دلار، معتقد است بخشی از افت نرخ ارز در روزهای گذشته ناشی از فشار عرضه برای تبدیل داراییهای ارزی به ریال و تأمین مخارج روزمره بوده، اما تداوم نااطمینانی، آسیبهای اقتصادی ناشی از جنگ و ابهام در وضعیت صادرات و درآمدهای ارزی، همچنان بازار را در وضعیتی شکننده نگه داشته است.
مسعود بیرمی، کارشناس بازار ارز، در گفتوگو با خبرنگار بورسنیوز درباره تحولات اخیر بازار ارز اظهار کرد: اقتصاد ایران از ماهها قبل درگیر سطح بالایی از نااطمینانی بود و از زمان جنگ ۱۲ روزه، این وضعیت وارد مرحلهای از «عدم قطعیت عمیق» شد؛ شرایطی که در آن تصمیمگیری اقتصادی، بهویژه در حوزه سرمایهگذاری، بهشدت دشوار میشود.
وی افزود: در چنین فضایی، چه از سوی بنگاههای خصوصی و چه از سوی اشخاص حقیقی، بخش قابل توجهی از داراییها به سمت بازارهایی مانند طلا و ارز حرکت کرد؛ بازارهایی که هم نقش پوششدهنده تورم را دارند و هم از نقدشوندگی بالاتری برخوردارند. به گفته او، این جابهجایی سرمایه به سمت داراییهای غیرمولد، یکی از ویژگیهای اصلی دورههای نااطمینانی شدید است؛ دورههایی که در آن سرمایهگذاری مولد افت میکند و موتور اقتصاد با کندی مواجه میشود.
بیرمی با اشاره به اثر این شرایط بر نوسانات بازار ارز گفت: بخشی از رشد نرخ ارز، پیش از شروع درگیریها و در همان دوره چندماهه نااطمینانی، خود را در قیمتها نشان داده بود. اما پس از آغاز جنگ و همزمان با توقف بخشی از فعالیتهای اقتصادی، بهویژه در کسبوکارهای خرد، بسیاری از افراد ناچار شدند برای تأمین هزینههای روزمره، داراییهای ارزی خود را به ریال تبدیل کنند و همین مسئله فشار عرضه در بازار ارز را افزایش داد.
وی ادامه داد: به همین دلیل نرخ ارز که پیش از جنگ در محدوده ۱۶۵ هزار تومان قرار داشت، تحت تأثیر این فشار عرضه تا محدوده ۱۵۰ هزار تومان نیز کاهش یافت و اکنون نیز در حوالی ۱۵۷ هزار تومان در نوسان است. به گفته این کارشناس، افت اخیر نرخ ارز بیش از آنکه ناشی از بهبود بنیادین متغیرهای اقتصادی باشد، محصول افزایش عرضه از سوی دارندگان ارز برای پاسخ به نیازهای نقدی کوتاهمدت بوده است.
این کارشناس بازار ارز تأکید کرد: با وجود این عقبنشینی قیمتی، بازار ارز همچنان در موقعیتی شکننده قرار دارد، زیرا پایان قطعی تنشها هنوز روشن نیست و اقتصاد در وضعیتی قرار گرفته که نه میتوان آن را صلح کامل دانست و نه شرایط جنگی پایانیافته. از نگاه او، این وضعیت، فضای کسبوکار و سرمایهگذاری را با احتیاط شدید مواجه کرده و پیامد آن را میتوان در کوچکسازی شرکتها، تعدیل نیرو و تعویق تصمیمهای توسعهای مشاهده کرد.
بیرمی در ادامه با اشاره به چشمانداز کوتاهمدت بازار ارز تصریح کرد: در مقطع فعلی، نرخ ارز حاصل برآیند چند نیروی همزمان و متضاد است. از یک سو، تداوم فروش ارز برای تأمین مخارج روزمره میتواند در کوتاهمدت مانع جهش قیمت شود و از سوی دیگر، تداوم نااطمینانی، آسیب به زیرساختها، اختلال در صادرات و محدود شدن منابع ارزی، فشار افزایشی بر بازار وارد میکند. به گفته وی، در بازه کوتاهمدت ۳۰ تا ۴۰ روزه، همچنان باید این تعادل شکننده را مهمترین عامل رفتار بازار ارز دانست.
وی با اشاره به اثر این تحولات بر سایر بخشهای اقتصادی گفت: کاهش احتمالی ارزآوری پتروشیمیها و اختلال در صادرات برخی صنایع میتواند از مسیر کاهش عرضه ارز، به رشد نرخها دامن بزند. در مقابل، اگر درآمدهای نفتی یا برخی منابع ارزی دیگر تقویت شود، این امکان وجود دارد که بخشی از این فشار خنثی شود. از همین رو، همچنان نمیتوان با قطعیت درباره مسیر نهایی بازار ارز سخن گفت، زیرا وزن هر یک از این نیروها هنوز بهطور کامل مشخص نشده است.
این کارشناس بازار ارز همچنین خاطرنشان کرد: نوسانات بازار ارز تنها به خود این بازار محدود نمیماند و در ادامه به سایر صنایع نیز منتقل خواهد شد. در صنایعی که وابستگی بیشتری به واردات مواد اولیه دارند، هرگونه اختلال در تأمین ارز یا رشد قیمت آن، مستقیماً هزینه تولید را بالا میبرد. از سوی دیگر، هرگونه آسیب به صنایع بزرگ صادراتمحور نیز میتواند در سطح کلان بر تعادل ارزی اقتصاد اثرگذار باشد.
وی در بخش دیگری از این گفتوگو به موضوع مدیریت تنگه هرمز و آثار احتمالی آن بر درآمدهای ارزی کشور اشاره کرد و گفت: اگر سازوکارهای مرتبط با این بخش تثبیت شود، میتوان برای ایران یک منبع درآمدی قابل توجه متصور بود؛ هرچند هنوز ارقام رسمی و روش دقیق محاسبه این درآمدها اعلام نشده است. به گفته وی، برآوردهای حداقلی نشان میدهد که این محل میتواند در صورت تثبیت، درآمدی بین ۱۸ تا ۲۰ میلیارد دلار برای کشور ایجاد کند؛ رقمی که در شرایط فعلی اقتصاد ایران اهمیت بالایی دارد.
بیرمی تصریح کرد: البته اهمیت این موضوع تنها به درآمد مستقیم محدود نمیشود و میتواند بهعنوان یک ابزار اقتصادی مؤثر نیز عمل کند، اما در نهایت آنچه مسیر بازار ارز را مشخص خواهد کرد، تعیین تکلیف وضعیت فعلی، کاهش نااطمینانی و روشن شدن افق منابع ارزی کشور است.
بیرمی در پایان تأکید کرد: در شرایط کنونی میتوان برای برخی سناریوها وزن بیشتری قائل شد، اما همچنان نمیتوان با قطعیت از آینده بازار ارز سخن گفت. آنچه روشن است این است که افت اخیر قیمتها لزوماً به معنای عبور بازار از ریسک نیست و بازار ارز همچنان درگیر عدم قطعیتی است که میتواند در ادامه، جهت نوسانات را بار دیگر تغییر دهد.



