بدون دگرگونی در ساختار حکمرانی اقتصادی، طرح «رویش» به موفقیت نخواهد رسید/ بازار سرمایه همچنان از فرآیند تصمیمگیریها دور است

یک متخصص در زمینه بازارهای مالی با ارزیابی طرح جدید «رویش» که به زودی توسط وزارت اقتصاد و سازمان بورس معرفی خواهد شد، تصریح کرد: برای فعالسازی داراییهای غیرمولد و هدایت نقدینگی به سوی تولید، ضروری است که دولت به درستی از قابلیتهای بازار سرمایه بهرهبرداری کند و در تصمیمگیریهای اقتصادی خود، از سیاستهای قیمتگذاری دستوری تا نرخگذاری مواد اولیه و ارز، به حقوق سرمایهگذاران احترام بگذارد.
سید حمید میرمعینی درباره طرح «رویش» که به زودی توسط وزارت اقتصاد و سازمان بورس رونمایی میشود، گفت: بر اساس اعلام مقامات مسؤول، هدف کلی این طرح، فعالسازی داراییهای غیرمولد و بازگرداندن آنها به چرخه اقتصادی است؛ بدین معنا که این داراییها باید به تولید کمک کنند و زنجیره پسانداز، سرمایهگذاری و تولید با تحرک بیشتری همراه گردد. اما سوال اساسی این است که تا چه اندازه چنین طرحهایی میتواند به اقتصاد واقعی و بخش تولید یاری رساند.
او همچنین افزود: حقیقت این است که گسترش بازارهای مالی نهایتاً به توسعه اقتصادی منجر میشود، اما مهم است که دولت تا چه حد به واگذاری داراییهای دولتی و اجرای صحیح خصوصیسازی متعهد باشد. متاسفانه، دولت هیچگاه نتوانسته از ظرفیتهای بازار سرمایه و نقش آن در اقتصاد بهطور صحیح و مؤثر استفاده کند.
میرمعینی بیان کرد: اهمیت بازار سرمایه برای مسؤولان و نظام حکمرانی هیچگاه به اندازه کافی درک نشده است. در حالی که مطالعات علمی داخلی و بینالمللی، بازارهای مالی را بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در رشد اقتصادی شناسایی میکنند. این بازار قادر است در تحقق عدالت اقتصادی تأثیرگذار باشد؛ جایی که مردم با شرکت در سرمایهگذاریها، در سود بنگاههای اقتصادی سهیم شوند.
او به وضعیت بازار سرمایه در چند دهه گذشته اشاره کرد و گفت: علیرغم تصویب سیاستهای کلی اصل ۴۴ و تصویب قانون جدید بازار سرمایه، این بازار همچنان در حاشیه قرار دارد. متأسفانه، در سیاستگذاریهای پولی و مالی، اهمیت بازار سرمایه در مقاطع مختلف نادیده گرفته میشود؛ از قیمتگذاریهای دستوری گرفته تا نرخ ارز، نرخ خوراک پتروشیمیها، حقوق دولتی و بهره مالکانه معادن. در هیچیک از این زمینهها، حقوق سرمایهگذاران مورد توجه قرار نگرفته است.
میرمعینی ادامه داد: این سیاستها موجب شدهاند که شاخص تشکیل سرمایه ثابت در ۱۲ سال اخیر کاهش یابد. زمانی که نرخ بازدهی مورد انتظار سرمایهگذاران محقق نمیشود و حتی از تورم عقبتر است، طبیعی است که انگیزهای برای سرمایهگذاری باقی نماند.
این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به ضرورت هدایت نقدینگی به سمت تولید گفت: هر طرحی که کمک کند تا مشارکت عمومی افزایش یابد و نقدینگی به سمت فعالیتهای مولد هدایت شود، بدون شک مؤثر خواهد بود و این روند فقط از بازار سرمایه میگذرد. اما شرط اساسی این است که بازار برای پذیرش این نقدینگی آماده باشد و حقوق سرمایهگذاران حفظ گردد.
او افزود: در سالهای اخیر، بازار سرمایه نتوانسته است اعتماد کافی را ایجاد کند و حتی در زمانی که متولی برخی طرحها بوده، موفق به این امر نشده است. بازار سرمایه هنوز به عنوان یک فضای امن و مطمئن برای سرمایهگذاری شناخته نشده است؛ اعم از مردم و یا مسؤولان.
میرمعینی به تجربه سال ۱۳۹۹ اشاره کرد و گفت: نگاه مسؤولان به بازار سرمایه بیشتر به عنوان یک بحران بوده است؛ جایی که اعتراضات سرمایهگذاران و نارضایتیهای اجتماعی شکل گرفت. جریانات نقدینگی به جای آنکه به سمت تولید هدایت شود، به سوی سفتهبازی سوق پیدا کرد و تنها حبابهایی شکل گرفت. در نهایت، این نقدینگی دچار سرخوردگی شد و اعتماد عمومی و حتی اعتماد مسؤولان به بازار سرمایه کاهش یافت.
او تأکید کرد: بازار سرمایه و سازمان بورس نتوانستند ظرفیت جذب این مقدار نقدینگی را داشته باشند و از این فرصت تاریخی به درستی بهرهبرداری کنند.
میرمعینی در جمعبندی پیشنهاد کرد که اجرای طرحهایی مانند «رویش» باید به طور کامل هدفمند، حسابشده و بر اساس یک برنامه جامع و استراتژیک برای بازار سرمایه صورت گیرد. پیش از هر چیز، بازار باید از نظر ظرفیت، ساختار و ابزارها برای این کار آماده شود. این طرحها نیازمند حمایت همهجانبه دولت و مراجع تصمیمگیری هستند تا از حقوق سرمایهگذاران دفاع صورت گیرد و مشارکت عمومی افزایش یابد. بدون فراهم شدن چنین پایداری، طرحهای جدید مجدداً به تجارب ناموفق گذشته تبدیل خواهند شد.


