راهاندازی نظام پولی ریال-یوان، مانع تحریمها را کمتر میکند

بر اساس گزارش خبرنگار مهر، محسن کریمی، معاون پیشین امور بینالملل بانک مرکزی، در جلسه تخصصی با عنوان «فرصتهای همکاری اقتصادی ایران و چین» اظهار داشت: تقریباً هجده تا نوزده سال پیش، یکی از استادان دانشگاه نقل میکرد که در دوران کودکی، مادران برای اشاره به محصولات نامرغوب از اصطلاح «جنس بنجل ژاپنی» استفاده میکردند. این برداشت مدتها در جامعه باقی ماند، اما در گذر زمان ژاپن به نماد کیفیت و نوآوری در عرصه جهانی تبدیل شد. اکنون نیز تعداد زیادی از مردم هنوز کالاهای چینی را با همان تصور پیشین ارزیابی میکنند، در حالیکه واقعیتهای بینالمللی دستخوش تغییرات شگرفی شده است.
او افزود: در حدود یک دهه پیش، یکی از اساتید برجسته اقتصادی که به تازگی نیز موفق به دریافت جایزه نوبل شده است، در کلاس خود در یکی از دانشگاههای اروپا بیان کرده بود: «امروزه تقریباً تمامی محصولات جهانی در چین تولید میشوند و این کشور کارگاه جهان به شمار میرود». حتی بسیاری از کالاهای برندهای آمریکایی و اروپایی که به نام آن کشورها شناخته میشوند، در اصل در چین ساخته میشوند. اکنون دیگر این موضوع تنها یک پیشبینی نیست، بلکه به یک حقیقت تبدیل شده است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. ذهنیت جهانی نسبت به چین دچار دگرگونی شده و جایگاه اقتصادی این کشور کاملاً آشکار است.
کریمی خاطرنشان کرد: از منظر اقتصادی، مناسبات ایران و چین شامل ظرفیتهای قابل توجهی میباشد. ما در تعامل با کشورهای متعدد با مسئله «عدم مکمل بودن اقتصادها» مواجه هستیم، ولی اقتصاد ایران و چین از ابعاد مختلف، نظیر انرژی، تولید، و تجارت، بهطور کامل یکدیگر را تکمیل میکنند. پتانسیل تجاری میان این دو کشور میتواند به چندین ده میلیارد دلار برسد و این یک فرصت بینظیر است که باید به شکلی مناسب از آن بهرهبرداری کنیم.
او ادامه داد: چین امروزه به کشوری تبدیل شده است که از سرمایه و منابع ارزی فراوانی برخوردار است و بهدنبال فرصتهای سرمایهگذاری در کشورهای مختلف میباشد. از سوی دیگر، ایران کشوری است که نیاز مبرمی به سرمایهگذاری در حوزههای زیرساختی، تولید و فناوری دارد. این وضعیت بهطور طبیعی دو اقتصاد را در موقعیت مکمل قرار میدهد.
کریمی تصریح کرد: ضمن این مسائل، ایران و چین در عرصه سیاسی و بینالمللی نهتنها در تضاد نیستند، بلکه در زمینههای بسیاری همراستا و متعادل عمل میکنند. در حالی که ایران به فرایند تحریمهای شدید بانکی و مالی دچار است، چین در سالهای اخیر با اتخاذ رویکردهای محافظهکارانه تلاش کرده تا روابط خود را با آمریکا و غرب متعادل نگه دارد، اما تحولاتی که در عرصه جهانی در حال وقوع است، موجب شده این کشور به تدریج نقش مستقلتری را ایفا کند.
او بیان کرد: سوءاستفاده مکرر برخی کشورهای تحریمگر از ابزارهای مالی و بانکی، بسیاری از کشورها را واداشته تا نسبت به بازنگری در روابط پولی جهانی فکر کنند. ایران سالهاست که این واقعیت را تجربه کرده و به اهمیت ایجاد نظامهای مالی مستقل از تأثیرات غرب پی برده است. اکنون چین نیز با بهکارگیری پیمانهای پولی دوجانبه و استفاده از یوان در مبادلات بینالمللی، در مسیر کاهش وابستگی به دلار حرکت میکند.
کریمی با تأکید بر اهمیت همکاری در این حوزه گفت: اگر ایران و چین بتوانند نظام پولی دوجانبهای بر اساس ریال و یوان پایهگذاری کنند، نهتنها مبادلات تجاری تسهیل خواهد شد، بلکه وابستگی به واسطههایی نظیر امارات و درهم نیز کاهش مییابد. در حال حاضر بسیاری از تجار ایرانی برای انجام پرداختهای مالی خود ناچارند از مسیر امارات استفاده کنند، در حالی که با راهاندازی یک سازوکار پولی مستقیم، این هزینهها و محدودیتها برطرف خواهد شد.
او افزود: بانکهای مرکزی دو کشور باید در طراحی این نظام مالی نقش کلیدی ایفا کنند. ایجاد توازن تجاری و پولی میتواند انتقال وجوه را بدون نیاز به جابجایی فیزیکی منابع ممکن سازد. این اقدامات نهتنها هزینههای مبادلات را کاهش میدهد، بلکه تأثیر تحریمهای بانکی را نیز به شدت تضعیف خواهد کرد.
کریمی خاطرنشان کرد: در حوزه سرمایهگذاری، ایران باید فرصتها را با در نظر گرفتن منافع راهبردی چین تعریف کند. اگر طرف چینی بداند که پروژهای در ایران با اهداف بلندمدت اقتصادی و ژئوپلیتیکی او همراستا است، گرایش بیشتری به سرمایهگذاری نشان خواهد داد. برعکس، تلاش برای جذب سرمایه در حوزههایی که برای چین جذابیت ندارند، نتیجه بخش نخواهد بود.
او ادامه داد: ایران به دلیل بدهیهای انباشته در حوزه سرمایهگذاری، به یک برنامه هدفمند برای جذب سرمایههای خارجی نیاز دارد. این برنامه باید بهطور همزمان سه محور اساسی را پوشش دهد: توازن تجاری، همکاریهای سرمایهگذاری و هماهنگی سیاسی. در هر سه محور، چین میتواند بهعنوان شریک راهبردی ایران عمل کند.
کریمی اظهار داشت: امروز جهان در حال ورود به دوران تحولات عمده اقتصادی و سیاسی است و یکی از بازیگران کلیدی در این صحنه چین است. علی رغم اینکه ایران از نظر اقتصادی به احتمال زیاد سهم چندانی از اقتصاد جهانی ندارد، اما از منظر سیاسی و ژئوپلیتیکی نفوذش فراتر از وزن اقتصادیاش است. این ظرفیت باید در تعاملات با چین به فعلیت برسد.
او بر لزوم تهیه یک «نقشه جامع برای همکاری با چین» تأکید کرد؛ طرحی منسجم و یکپارچه که فراتر از نهادهای دولتی باشد و با تغییر دولتها دچار اختلال نشود. مدیریت امور جاری کشور نباید حایز اهمیتتر از تدوین الگوهای کلان باشد.
کریمی تصریح کرد: ایجاد چنین طرحی وظیفه اندیشکدهها و موسسات پژوهشی است، نه نهادهای اجرایی. تجارب کشورهای موفق نشان میدهد که طراحی راهبردهای کلان اقتصادی عموماً در اندیشکدهها انجام میشود و دولتها از این طرحها برای اتخاذ تصمیمات خود بهرهبرداری میکنند.
او در پایان تأکید کرد: نشستهای تخصصی مشابه این رویداد، نباید به صرف گفتوگو محدود شود، بلکه باید به طراحی طرحهای عملیاتی و قابل اجرا منجر گردد. در صورت تدوین یک برنامه جامع و یکپارچه برای همکاری با چین، مسئولین کشور نیز با اتکا به آن خواهند توانست تصمیمات مؤثر و آتینگر اتخاذ کنند.


