بازار سهام در پی امید به احیای سرمایهگذاری و رشد واقعی تولید

“`html
دولت ایران با کسری بودجه و یارانهها، به کوششهای بیوقفه برای اعمال سیاستهای انبساطی مجبور شده است؛
امیر علینصیری، مدیر سرمایهگذاری سبدگردان مانی، نگران است که سیاستهای قیمتی سرکوبگرانه و مداخلات دولتی، فرآیند عادی سرمایهگذاری در بازار سهام را مختل کردهاند. او ضمن اشاره به محدودیتهای ارزی، کسری بودجه، یارانهها و مشکلات تأمین انرژی، بر این نکته تأکید کرده که تنها از طریق تقویت تولید واقعی، افزایش بازدهی شرکتها و تأثیر مثبت تحولات جهانی میتوان به رشد پایدار بورس دست یافت.
امیر علینصیری مدیر سرمایهگذاری سبدگردان مانی در مصاحبهای با بورس نیوز به تأثیر سیاستهای دولت در تعیین قیمت بر بازار سرمایه پرداخته و اظهار داشته که مداخلات و سیاستگذاریهای قیمتی در نهایت منجر به بروز ناهنجاریهایی در بازار شدهاند؛ بهطوریکه در سه سال گذشته، عملکرد بازار در نیمه دوم سال بهمراتب بهتر از نیمه اول بوده است.
او توضیح داد که این وضعیت ناشی از اختلال در حرکت عادی سرمایهگذاری است، بهطوریکه سرمایهگذاران ترجیح میدهند تا جریان سرمایه را نگهدارند تا در نهایت انرژی لازم برای ورود به بازار جمع شود. نصیری اظهار کرد: باید به تدریج انرژی در بازار انباشته شود تا سیاستگذار یا دولت مجبور به انجام یک عقبنشینی مقدماتی شود و امکان شکلگیری مکانیزم طبیعی قیمتها فراهم گردد. در این صورت، قیمتها به اوج خود نزدیک میشوند، ولی با بروز دوباره سرکوب، جریان انرژی خواهد ایستاد.
تحلیلهای ارائه شده نشان میدهند که تحرکات بازار سرمایه بهطور واضح تحت تأثیر مستقیم سیاستهای دولتی هستند و مجریان تصمیمات سیاستی، مسیر طبیعی قیمتها را بسیار تحت کنترل و فشار قرار میدهند.
سیاستهای برق به کاهش سرمایهگذاری و بحران تأمین انرژی منجر شده است
امیر علینصیری در توضیح دلایل نوسانات سرمایهگذاری در صنعت برق تأکید کرد که مشکل از دهه 80 آغاز شده و آثار آن در دهه 90 نمایان شده است. او بیان کرد که بیش از 14 سال است که نیروگاهها نسبت به قیمتگذاری برق شکایتی مداوم دارند و حتی قادر به تأمین هزینههای استهلاک خود نیز با قیمتهای فعلی نیستند.
او افزود: این چالش هنوز پاسخی روشن نیافته و در نتیجه باعث کاهش سرمایهگذاری در سطح نیروگاهها شده است. حتی نهادهای حاکمیتی نیز تمایل عمدهای به سرمایهگذاری در این بخش ندارند. این وضعیت در نهایت منجر به کمبود برق و قطعیهای مکرر در فصلهای بهار و تابستان میشود؛ امری که به وضوح بر صنایع و خانوارها اثر میگذارد.
الزامات بازگشت ارزهای صادراتی به کاهش تولید و سرمایهگذاری انجامیده است
علینصیری در خصوص تأثیر سیاستهای ارزی بر تولید و سرمایهگذاری در کشور توضیح داد که از اسفند گذشته بهواسطه الزامی که بانک مرکزی برای صادرکنندگان تعیین کرده است، تمامی ارز حاصل از صادرات باید به مرکز مبادله بازگردانده شود، و صادرکنندگان تنها پس از فروش ارز با نرخ دستوری میتوانند درخواست ارز برای نیازهای تولیدی خود نمایند و واردات انجامدهند. این محدودیت به صادرکنندگان اجازه نمیدهد که از همان ارز اولیه برای تأمین نیازهای وارداتی خود بهره ببرند.
وی اضافه کرد که این موضوع موجب بیمیلی صادرکنندگان به بازگرداندن ارز به کشور شده و به تناسب، تأثیرات منفی بر تولید و سرمایهگذاری بهویژه در شرکتهای بزرگ دارد. تجریه کاهش سرمایهگذاری و تولید و افول تمایل به مشارکت در پروژههای صنعتی، بهطور مستقیم بازار سرمایه را تحت تأثیر قرار داده است. مارکی که در حال حاضر با مشکلات قابل توجهی در زمینه رشد واقعی تولید ناخالص داخلی و تولید محصولات مواجه است و تا زمانی که آثار تورمی خود را نمایان نکند، نمیتواند بازدهی بالایی ارائه دهد.
مداخلات سرکوبگرایانه دولت، تحرک سرمایهگذاری فعال در بازار سهام را مختل کرده است
امیر علینصیری در مورد تأثیر سیاستهای سرکوبگرایانه دولت بر بازار سهام اظهار داشت که اگر بخواهیم منتظر باشیم تا وضعیت بهاصطلاح به نقطه جوش برسد و بعد وارد بازار شویم، در نهایت جریان سرمایهگذاری تضمینشده خواهد بود. سرمایهگذاران باید بهطور فعال بین گروههای دارایی جابهجا شوند تا از فرصتها بهرهبرداری کنند، اما مداخلات سرکوبگرایانه و سیاستگذاریهای دستوری این حرکت طبیعی در بازار سرمایه را میسازند.
وی اشاره کرد که رشد بازار سرمایه پس از اجرای مکانیزم ماشه و بازگشت قطعنامهها، عمدتاً نتیجه آثار تورمی است؛ تجربهای که پیشتر در سالهای 90 و 91 نیز مشهود بود. بازگشت قطعنامهها موجب تثبیت نرخ دلاری کف شده است و ادامه وضعیت تورمی تقریباً برای سرمایهگذاران قابل پیشبینی شده است. به علاوه، بازار سهام باوجود پیچیدگیهای متعدد، به دلیل نسبت قیمت به سودآوری که بهصورت معکوس دچار فشار نزولی بیشتری گردیده و بهخودیخود ظرفیت رشد را دارد.
چشمانداز نرخ ارز و تجارب تاریخی جنگ، تأثیر تنشهای سیاسی را بر بازار سهام محدود کرده است
این مدیر سرمایهگذاری در زمینه تأثیر شایعات و تنشهای سیاسی بر بازار سرمایه اظهار کرد: بهطور مثال، بهتازگی شایعه شده که نرخ مرکز مبادله از 70 تومان به 90 تومان خواهد رسید، این موضوع خرید سهام را جذابتر و توجیهپذیرتر میکند؛ چراکه چشمانداز نرخ ارز برای پایان امسال و سال آینده در سطوح مختلفی متصور است.
وی ادامه داد: بهنظر میرسد حرکت بازار از شوکهای سیاسی و تنشهای منطقهای جدا نخواهد بود، اما اثرات تورمی که در سالهای اخیر تجربه کردهایم (تورمی فراتر از 30 درصد که بهطور ثابت وجود داشته) بهویژه درک و پذیرش سرمایهگذاران را تقویت میکند. بازگشت پایدار تورم به زیر 30 درصد یک موفقیت به شمار میرود، اگرچه همچنان در دسته تورمهای شدید یا هایپر اینفلیشن قرار داریم.
نصیری ادامه داد: در خصوص جنگ و تهدید نظامی، سرمایهگذاران با نگرانی کمتری به این موضوع مینگرند. تجربه 37 سال اخیر و 12 روز گذشته نشان دادهاند که حتی در برابر جنگ، صنایع کشور آسیب جدی نخواهند دید. ایران نه مشابه لیبی است و نه مشابه عراق و تجربه هشت سال جنگ تحمیلی و همچنین مشاهده وضعیت اوکراین و روسیه به سرمایهگذاران اطمینان میبخشد که بازار سهام میتواند نسبتا باثبات ادامه دهد.
سناریوهای جنگی تأثیر محدودی بر بازار سهام دارند، اما تنشهای سیاسی همچنان اهمیت خود را حفظ کردهاند
امیر علینصیری در خصوص تأثیر احتمالی جنگ و تنشهای نظامی بر بازار سرمایه اظهار داشت: وضعیت بهگونهای است که حتی اگر به یک جنگ فرسایشی یا طولانیمدت وارد شویم (هرچند شانس وقوع آن کم است) این امر به پایان بازار سهام نخواهد انجامید. بازار در حال حاضر سناریوهای آخرالزمانی را نادیده گرفته است، اما آثار آنها همچنان در تحلیلها قابلمشاهده است.
او اضافه کرد: با اینکه تأثیر تنشهای سیاسی و نظامی کاهش یافته، اما هنوز نمیتوان گفت که بازار بهطور کامل نسبت به این عوامل بیتوجه شده است. تغییرات سیاسی و تقابلات نظامی همچنان بر بازار تأثیر میگذارند، اما این مسئله نمیتواند روند رشد بازار را بهکلی متوقف کند یا تاخیرهای گذشته را جبران نکند.
توافق محتمل بین چین و آمریکا میتواند محرکی قوی برای بازار سهام ایران باشد
این مدیر سرمایهگذاری در سبدگردان مانی با اشاره به تأثیر تحولات جهانی بر بازار سرمایه ایران بیان کرد: اگر به سرزمینهای فراتر از مرزها نگاه کنیم، این روزها شاهد چالشهای اقتصادی و سیاسی میان چین و آمریکا هستیم که بهطور مستقیم به منافع نظامی یکدیگر آسیب میزنند. این رویاروییها میتواند تأثیراتی بر روی بازار جهانی و به تبع آن بر بازار ایران داشته باشد.
او با تأکید بر این نکته که صنایع فلزی و تعداد زیادی از شرکتهای پتروشیمی، بهجز اوره، در شرایط کنونی وضعیت مناسبی ندارند، بیان کرد: با این وجود، در صورتی که توافق سیاسی و اقتصادی نزدیکی میان چین و آمریکا شکل بگیرد (مانند نشستی با حضور شی جینپینگ و ترامپ) میتواند چشمانداز بازار را به شکل بارزی تغییر دهد و فرصتهای جدیدی برای بازار سهام ایران فراهم کند.
نصیری خاطرنشان کرد: نباید فراموش کرد که قریب به 60 تا 65 درصد از وزن بازار سرمایه ایران را سهمهای کامودیتی تشکیل میدهند؛ بنابراین بازیابی قیمتها در بازار جهانی میتواند به نفع شرکتهای پتروشیمی و فلزی ما باشد و بههمراه آن فشار تقاضا در بازار داخلی را افزایش دهد. در نتیجه، این رویداد بهعنوان یک کاتالیزور برای رشد بازار سرمایه عمل خواهد کرد.
کسری بودجه و یارانهها بهعنوان محرک سیاستهای انبساطی اجباری در ایران عمل میکنند
علینصیری به عنوان مدیر سرمایهگذاری سبدگردان مانی در خصوص کسری بودجه و تأثیر آن بر سیاستهای اقتصادی کشور توضیح داد که کسری بودجه بهعنوان عامل اساسی آنچه که بهعنوان سیاستهای انبساطی اجباری شناخته میشوند عمل میکند. بخش عمده درآمدهای دولت از فروش نفت تأمین میشود، کالایی که نه تنها نوسانات خاص خود را دارد بلکه فروش آن بهطور قابل توجهی تحت تأثیر تحریمها و محدودیتهای بینالمللی قرار دارد.
او ادامه داد: دولت با هزینههایی مواجه است که بهطور واضح منجر به کسری بودجه میگردند، یکی از آنها یارانههاست. جمعیت دریافتکننده یارانه نقدی به نزدیک 70 میلیون نفر رسیده، که اصلاح یا حذف مشمولان آن بهدلیل حساسیت موضوع، همواره با توجه و مخالفت مواجه میشود.
نصیری با اشاره به اینکه محدودیتهای درآمدی و فشارهای هزینهای، سیاستهای انبساطی اجباری را به امری غیرقابلاجتناب تبدیل میکند، تأکید کرد: این شرایط مشخص میکند که کسری بودجه و مدیریت یارانهها نهتنها سیاستهای مالی دولت را تحت تأثیر قرار میدهند بلکه تأثیر مستقیمی بر فضای اقتصادی و سطح سرمایهگذاری در کشور دارند.
یارانه بنزین و فشار ذینفعان مانع اصلاح سیاستهای اقتصادی میشوند
این مدیر سرمایهگذاری سبدگردان مانی در مورد چالشهای موجود در اصلاح یارانهها و سیاستهای اقتصادی کشور گفت: دولتها و سیاستگذاران تمایلی ندارند و حتی از رویارویی با خطر، احساس ترس میکنند که به سمت اصلاح جدی سیاستها حرکت کنند. موضوع یارانه بنزین مثالی مشهود است؛ تعریف جدید آن نهتنها با مردم عادی چالش ایجاد میکند، بلکه پیامدهای وسیعی به همراه دارد.
وی ادامه داد: یارانه بنزین، مشابه یارانه نقدی، بار مالی سنگینی بر دوش دولت میگذارد و هزینهای معادل درآمد حاصل از فروش نفت سالانه صرف آن میشود. از سوی دیگر، گروههای ذینفع قدرتمندی در کشور وجود دارند که از وضعیت فعلی سود سرشاری میبرند، بهویژه از طریق قاچاق بنزین. این گروهها با بهکارگیری لابیهای خود مانع از اصلاح و حذف یارانهها میشوند و هرگونه تلاشی برای خاتمه دادن به این سیاستها هزینههای سنگین سیاسی و اقتصادی برای مردم و نهادهای قدرت به همراه دارد.
نصیری تأکید کرد: این وضعیت نشان میدهد که اصلاح ساختار یارانهها و مدیریت بودجه تنها با اراده جدی و اقدامهای تدریجی ممکن است و در غیر این صورت سیاستهای فعلی، همچنان فشارهای مالی و اقتصادی را به همراه خواهند داشت.
کسری بودجه و تورم بالا، سرمایهگذاران بازار سرمایه را دلسرد کردهاند
علینصیری در باره تأثیرات کسری بودجه و سیاستهای مداخلهگرانه بر بازار سرمایه بیان داشت: تورمی که ناشی از کسری بودجه و افزایش نقدینگی بوده، نظیر اقتصاد سایر کشورها، در ایران نیز ملموس است. این تورم بر انواع کالاها و حتی بازار سهام تأثیرگذار است و میتواند بازدهی شرکتها را وادارد بهسوی پیشرفت.
او میافزاید: با اینحال، چنانچه سود خالص شرکتها متناسب با رشد تورم افزایش پیدا نکند، در مصداق واقعی بازدهی سرمایهگذاران بهطور چشمگیری کاهش خواهد یافت. سیاستهای مداخلهگرانه که هزینههای شرکتها را افزایش داده، اما درآمدهای آنها را به همان میزان نمیافزایند، جزو عوامل دلسردی سرمایهگذاران و خروج سرمایه از بازار سرمایه محسوب میشوند.
برخی از سرمایهها بهدلیل تورم و ابهام در بازار رمزارزها از بورس خارج شدهاند
امیر علینصیری، مدیر سرمایهگذاری سبدگردان مانی در رابطه با تأثیر تورم بر بازار سرمایه گفت: اینطور نیست که هر افزایش قیمتی که در کشور رخ میدهد لزوماً در بازار سرمایه منعکس گردد. گاهی اوقات تورم میتواند منابع سرمایهگذاری را از بازار بورس خارج کرده و به سمت بازارهای موازی سوق دهد.
وی افزود: متأسفانه در سالهای اخیر، بازار رمزارزها به عنوان یک رقیب جایگزین خود را معرفی کرده است. اگرچه این بازار هنوز بهطور واضح ماهیت مشخص و کاربرد جذاب ندارد و در سطح جهانی نیز با چالشها و ابهامات بسیاری مواجه است، اما شاهد هستیم که سرمایههایی به ارزش بیش از 10 میلیارد دلار از سوی ایرانیها به این حوزه وارد شده است. دلیل اصلی این پدیده، نبود ابزارهای جذاب و قابلاعتماد در بازار سرمایه و خروج سرمایه به سمت گزینههای پرخطر و ناشناخته محسوب میشود.
رشد بازار سرمایه تنها با تورم داخلی محقق نمیشود؛ رشد قیمت کامودیتی و تولید واقعی نقش اساسی دارند
امیر علینصیری بر اهمیت عوامل تأثیرگذار بر رشد بازار سرمایه تأکید نموده و تصریح کرد: در سطح جهانی، تورم میتواند بهطور طبیعی باعث رونق بازارها شود، اما در ایران این فرآیند به این سادگی رخ نمیدهد.
او توضیح داد که بازار سهام ما تا حدود 65 درصد به شرکتهایی وابسته است که محصولات کامودیتی تولید میکنند و قیمت این محصولات در بازارهای بینالمللی تعیین میشود. بنابراین، نرخ بهره و تورم در ایالات متحده و وضعیت جهانی بهطور مستقیم بر ارزش بازار ما تأثیر میگذارد. لذا رشد بازار سرمایه تنها از تورم داخلی ناشی نمیشود، بلکه رشد واقعی شرکتها و بازدهی بالاتر از نرخ تورم برای سهامداران اهمیت دارد.
نصیری در مثال شرکت فولاد مبارکه ادامه داد: زنجیره تولید این شرکت در یک دهه اخیر بهعشق گسترش بوده و حتی سرمایهگذاری ارزی در آن بازدهی قابلتوجهی پیشکش کرده است. این نمونه گویای آن است که افزایش تولید و ساخت محصول در زمینههایی با تقاضای واقعی میتوانند موتور محرک رشد پایدار بازار سرمایه باشند. با این حال، تحقق این هدف نیازمند تجدید نظر در سیاستهای قیمتگذاری، بهویژه برای بنگاهها است.
پایان مطلب
“`



