پرویزیان: وزارت اقتصاد باید پاسخگوی تورم باشد نه بانک مرکزی

خبرگزاری مهر؛ گروه اقتصاد – علی فروزانفر؛ در راستای بررسی این سوال کلیدی که «چه نهادی واقعاً بار اصلی مسئولیت تورم و نوسانات ارزی را بر عهده دارد؟»، دیروز بخش اول گفتوگوی فرشاد پرویزیان، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با عنوان بانک مرکزی و سلطه مالی دولت؛ از پاس کردن چکهای بیمحل تا اتهام تورم منتشر گردید.
در این بخش ابتدایی از گفتوگو، پرویزیان با اشاره به اظهارات اخیر وزیر امور اقتصادی و دارایی و با تکیه بر ساختار قانونی وزارت اقتصاد و نسبت آن با بانک مرکزی، تصریح کرد که ریشه اصلی تورم در ایران بیش از آنکه در سیاستهای پولی نهفته باشد، به سیاستهای مالی دولت و کسری بودجه برمیگردد.
او با تأکید بر اینکه وزارت امور اقتصادی و دارایی به عنوان ارگان اصلی تنظیم روابط مالی و اقتصادی کشور شناخته میشود، گفت که بانک مرکزی در واقع نقش «پاسکننده چکهای بیمحل دولت» را ایفا میکند. پرویزیان در ادامه با انتقاد از عملکرد تیم اقتصادی دولت، مسئولیت تورم و نوسانات ارزی را متوجه وزارت اقتصادی دانست و بر لزوم بازنگری در وظایف این وزارتخانه در اداره اقتصاد کشور تأکید کرد.
وی افزود که وزیر اقتصاد با وجود تحصیلات دانشگاهی، به نظر میرسد که از تجربه اجرایی کافی برخوردار نیست و به صورت تمثیلی او را به شاگردی تشبیه کرد که «قبل از آموزش فنون دکانداری، به فکر راهاندازی مغازه خویش است». به اعتقاد او، این کمتجربگی در اوضاع بحرانی اقتصادی میتواند به نتایج خطرناک بینجامد.
پرویزیان سپس با انتقاد از اظهارات اخیر وزیر اقتصاد در خصوص بانک مرکزی، بر این نکته تأکید کرد که این اظهارات تلاشی برای فرافکنی محسوب میشود؛ تلاشی برای انداختن مسئولیت بار تورم بر دوش نهاد پولی کشور. او هشدار داد که طرح چنین مواضعی فقط به کاهش اعتماد عمومی و افزایش نوسانات اقتصادی منجر خواهد شد.
وی افزود: در صورتی که وزیر اقتصاد انتقادی به مجلس یا نهادهای دیگر دارد، باید آن را بهطور شفاف بیان کند و از صحبتهای مبهم و شعاری پرهیز کند. همچنین به شایعاتی درباره انتصابات جناحی در نظام بانکی اشاره کرده و تأکید کرد که در شرایط کنونی فضا برای رقابت سیاسی نیست و اقتصاد کشور بیش از هر چیز به وحدت و همکاری نیاز دارد.
جزئیات بیشتر این گفتوگو را در ادامه مطالعه کنید.
تمثیل «شاگرد و دکاندار»
پرویزیان در بخش دوم از گفتگوی خود با خبرنگار مهر بیان کرد که: یا وزیر اقتصاد در همین حد کمتجربه است و طبق نظر برخی منتقدان که میگویند او فقط چهل و دو سال دارد و تجربه اجرایی عمیقی کسب نکرده، نباید در این موقعیت حساس وزیر میشده، یا موضوعات دیگری در میان است.
این استاد اقتصاد به موضوع معروفی اشاره کرد که چگونه فردی که هرگز یک واحد اقتصادی ساده مثل سوپرمارکت را نگردانیده، به عهدهدار شدن یک وزارتخانه گمارده میشود و ادامه داد: البته من نیز به بخشی از این انتقادات اعتراف میکنم. یک شخص ۴۰ ساله که عمر خود را در دانشگاه سپری کرده و سپس به تدریس برگشته، اکنون ناگهان به مسئولیت وزارت اقتصاد برسد.
پرویزیان بلافاصله برای توجیه نبود تجربه اجرایی در مدیریت اقتصادی کشور، حکایت شاگرد و دکاندار را روایت کرد و گفت: یادم میآید از یک شاگرد که پس از مدتی غیبت از دکان استادش، بهطور خودسرانه مغازهای باز کرده بود. استاد او را مورد پرسش قرار داد: «چرا غیبت کردی؟». شاگرد با خودباوری گفت: «استاد، من دکان باز کردهام و به کار مشغولم!» استاد لبخندی زد و گفت: «پسرم، وقتی هنوز برای یادگیری فنون دکانداری در سطح قابل قبولی قرار نداری، چگونه میخواهی خود دکاندار شوی؟»
او ادامه داد: وضعیت ما امروز نیز به همین شکل است. فردی که به تازگی از محیط دانشگاه به میدان اجرا وارد شده و هنوز حتی یک مجموعه کوچک را مدیریت نکرده، ناگهان باید یکی از بزرگترین و پیچیدهترین وزارتخانههای کشور را اداره کند. گویی هنوز از عهدهی ادارهی یک مغازه هم برنیامده، اما بار مدیریت کل اقتصاد بر دوش او نهاده شده است.
پوست خربزه زیر پای رئیس کل بانک مرکزی؟ مشکل فرافکنی بهجای مسئولیتپذیری است
پرویزیان به صراحت گفت: نظری که من دارم این است که حتی اگر وزیر جوان مزیتهای اجرایی ندارد، باید حداقل بداند که وظایف وزارت اقتصاد چیست. کسی که استاد دانشگاه است، باید بفهمد ریشه تورم از کجا آغاز میشود. در نتیجه یا او تمایلی به پذیرش مسئولیت ندارد، یا در تلاش است تا بار مسئولیت را به دوش بانک مرکزی بیفکند.
او در ادامه افزود: به نظر میرسد که در حقیقت معنی اظهارات اخیر وزیر اقتصاد این است که «این سلطان بانو، سلطان بانوی من نیست!» بدین معنا که بهروشنی میخواهد بگوید رئیس کل بانک مرکزی انتخاب او نیست و در هماهنگی با او عمل نمیکند.
این اقتصاددان با اشاره به اینکه این قبیل فرافکنیها، نشانه ضعف در قبول مسئولیت است، اظهار داشت: باید پرسید آیا وزیر اقتصاد واقعاً کوشیده است تا افکار عمومی را به این سمت سوق دهد که بانک مرکزی مقصر وضع تورم و نوسانات ارزی است، نه وزارت اقتصاد؟
پرویزیان در بخش دیگری از سخنانش به صراحت گفت: نتیجه این موضعگیریها میتواند این باشد که آیا وزیر اقتصاد با این نوع اظهارات در حقیقت دارد پوست خربزه زیر پای محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی، قرار میدهد تا زمینه عزل او فراهم شود؟
هشدار درباره تبعات اختلاف میان نهادهای اقتصادی؛ مسئولیت نهایی تورم بر دوش وزارت اقتصاد است
پرویزیان بیان کرد: حتی فرض کنیم که اظهارات وزیر اقتصاد درست باشد و رئیس کل بانک مرکزی در این مقام نالایق است. سؤال این است که آیا در شرایط کنونی که وضعیت اقتصادی شباهت زیادی به شرایط جنگی دارد، آیا وقت آن شده که وزیر اقتصاد پوست خربزه زیر پای رئیس کل بانک مرکزی بگذارد؟ آن هم تنها به دلیل اینکه او رئیس کل را خودش معرفی نکرده و قبلاً منصوب شده است؟
پرویزیان بر این نکته تأکید کرد که هدفش دفاع از رئیس کل بانک مرکزی نیست و هیچگاه نمیگوید که آقای فرزین رئیس کل مناسبی است؛ بلکه ممکن است او نیز انتقادات جدی دریافت کند. اما این مسیر نادرستی است که وزیر اقتصاد با این نوع ادبیات به تضعیف درگیری رسانهای با رئیس بانک مرکزی دامن بزند. چنین رفتارهایی به تضعیف ساختار اقتصادی و به آشفتگی در سیاستهای کلان منجر میشود.
پرویزیان تأکید کرد که در شرایط کنونی اقتصادی هرگونه القای اختلاف یا فرافکنی میان وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، تأثیر مستقیمی بر اعتماد عمومی و ثبات مالی کشور خواهد داشت و افزود که موفقیت سیاستهای پولی و مالی نیازمند هماهنگی بین رهبران این دو نهاد است و نه رقابتهای رسانهای.
اگر نقد به مجلس دارید، صریح بگویید
او در بخش دیگری از اظهاراتش تأکید کرد: اساس موضوع روشن است؛ موضوع تورم، افزایش نرخ دلار و ناپایداری بازارهای مالی، نهایتاً بر دوش وزیر اقتصاد است. اگر وزیر بر این باور است که مسئولیت آن متوجه او نیست، باید به یک سؤال اساسی پاسخ دهد: چرا در دورههای قبل، نمایندگان مجلس عبدالناصر همتی، وزیر پیشین اقتصاد، را استیضاح کردند و او را کنار گذاشتند؟ طبق همین منطق، آیا او هم نباید پاسخگو باشد؟
پرویزیان خطاب به وزیر اقتصاد گفت: اگر او راست میگوید، صراحتاً بفرماید که آن نمایندگانی که همتی را استیضاح کردند، اشتباه کردهاند و بیدلیل او را عزل کردهاند. زیرا همان نمایندگان در مجلس امروز نیز حضور دارند و اگر بخواهند با همان منطقی که پیش رفتند، به نظر میرسد فردا نوبت ایشان خواهد بود.
این استاد اقتصاد افزود: بنابراین، اگر منظور وزیر اقتصاد ارائه انتقادات به مجلس و جریانات خاص بهمنظور توجیه خود باشد، لازم است آن را علنی بیان کند و نیازی نیست پشت اظهارات مبهم و شعارهای گمراهکننده پنهان شود.
او سپس با لحنی کنایهآمیز خاطرنشان کرد: اگر هدف وزیر اقتصاد رئیس کل بانک مرکزی نیست و قصد دارد بگوید اشتباه از سمت مجلس بوده، پس بداند که باید این را به شکل شفاف بگوید و نام ببرد؛ بهروشنی بیان کند که برخی نمایندگان با تفکرات خاص، افرادی را که همتی را کنار گذاشتند، مورد انتقاد قرار دهند. اگر او باور دارد این ماجرا سیاسی بوده است، باید صادقانه اعلام کند. اما اینکه با ادبیات عوامپسند و پوپولیستی بار مسئولیت را به دوش دیگران بیندازد، نه نشانه شجاعت است و نه صداقت.
ضرورت اتحاد در شرایط بحرانی
این استاد دانشگاه، در بخشی دیگر از اظهارات خود درباره مسئولیت وزارت امور اقتصادی و دارایی در وضعیت فعلی اقتصاد کشور، بار دیگر با انتقادی تند اما صریح از لحن و رفتار وزیر اقتصاد نسبت به رئیس کل بانک مرکزی انتقاد کرد و هشدار داد هرگونه سخن غیرمسئولانه در این شرایط میتواند انتظارات تورمی و التهاب اجتماعی را افزایش دهد.
او با تأکید بر مسئولیت اجتماعی مقامهای اقتصادی تصریح کرد: این سخنان عواقبش بر دوش مردم خواهد بود. وزیر اقتصاد و دیگر مقامهای اقتصادی با چنین موضعگیریهایی، انتظارات تورمی را افزایش میدهند و ناخواسته موجب تشدید نوسان در بازارها میشوند.
پرویزیان همچنین بیان کرد: اگر وزیر اقتصاد مشکلی با آقای فرزین دارد و خواستار برکناری اوست، باید شجاعت داشته باشد و بهروشنی به این موضوع بپردازد؛ نه اینکه بهصورت غیرمستقیم و پشت پرده عمل کند.
وی به وزیر اقتصاد گفت: اگر توان مدیریت با فرزین را ندارید، این زمان، زمان اختلاف نیست. اکنون بهترین زمان برای همکاری است. امروز باید همه با هم همکاری کنند و اقتصاد را با هم بخوبی مدیریت کنند. زمان حل و فصلهای شخصی و بازیهای جناحی نیست. کوچکترین اختلافی در عرصه اقتصادی، پیام ناامیدی را به جامعه منتقل میکند.
نقد جناحگرایی در مدیریت اقتصادی و انتصابات جناحی در بانکها
این استاد دانشگاه اذعان داشت: برخی از این انتقادات را باید از نگاه سیاسی تحلیل کرد. بسیاری از منتقدان وزیر اقتصاد فعلی، متقاضیان چهرههای دیگر اقتصادی هستند که فکر میکنند جایگزینی فردی با تجربه بهتر میتواند به بهبود وضعیت اقتصادی کمک کند. اما حقیقت این است که مسئله شخص نیست؛ مشکل در ساختار مالی ما نهفته است.
او تأکید کرد: حتی اگر شخص دیگری در مقام وزیر فعلی قرار میگرفت، تغییر چندانی در نتایج بر اساس همین سازوکار مالی و بودجهای نمیکرد و شرایط به سیر کنونی ادامه مییافت.
پرویزیان سپس به برخی اخبار غیررسمی که در شبکههای سیاسی و اقتصادی انتشار یافته و تکذیب نیز شدهاند، اشاره کرد و گفت: بهزودی میشنویم که فردی بهعنوان مدیرعامل یکی از بانکهای کلیدی تعیین میشود. یعنی یکی از بزرگترین و مهمترین بانکهای کشور به فردی سپرده میشود که حتی قادر به اداره نصف یک مغازه نیست! اما به دلیل اینکه او استاد خوبی بوده، فکر میکنند میتواند آن بانک را نیز مدیریت کند! آن هم تنها به این دلیل که او متعلق به گروه خودشان است و از تیم خودشان به حساب میآید!
او با انتقاد از مدیریت جناحی و انتصابات سیاسی تصریح کرد: برخی بهنظر میرسد هنوز قادر به درک شرایط کنونی کشور نیستند، شرایطی که نیازی به بازیهای جناحی ندارد. اکنون زمان آن است که همه برای حفظ اقتصاد کشور به همکاری و همدلی بپردازند و از این بحران عبور کنند. این عرصه، عرصه سیاستبازی نیست، بلکه میدان نجات معیشت مردم است.
سخن پایانی
پرویزیان در انتهای سخنانش به شعر معروف «هست از پس پرده گفتوگوی من و تو، چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من» اشاره کرد و به وزیر گفت: آقای وزیر، نگذارید کاری کنید که خود شما نیز دیگر وزیر اقتصاد نباشید.
او در پایان تأکید کرد که تمامی انتقاداتش ناشی از تجربه و دغدغه نیست، بلکه هدفش خیرخواهی است و افزود: این مثالهایی که بیان میکنم ریشه در حقیقت دارد و میدانم که این رفتارها چه پیامدهای ناگواری برای اقتصاد و مردم به بار میآورد.


