آغاز پاییز دشوار آبی/ بزرگزاده: سدهای کرج، لار و ماملو در مهرماه به وضعیت بحرانی میرسند/ لزوم نظارت شدید بر مصرف آب

“`html
زهرا علیاکبری- سخنگوی صنعت آب در نشستی که در کافه خبر خبرآنلاین برگزار شد، وضعیت منابع آبی کشور را مورد بررسی قرار داد. هرچند در خلال صحبتهای خود برخی نگرانیها درباره آینده را بیان کرد، اما بارها تأکید داشت که با همکاری مشترکان و اجرایی شدن طرحهای جدید، میتوان از پاییز خشکی که در پیش داریم، عبور کرد. او بر این باور است که ایرانیان به واسطه کمآبی مزمن این مناطق، همواره در زمینه مدیریت آب تخصص بالایی داشتهاند. به اعتقاد وی یکی از دلایل مهم افزایش بحران آب در کشور، ضعف در مدیریت، قوانین متناقض و فقدان ابزارهای کارآمد برای اجرای قوانین موجود است. سخنگوی آب سپس اشاره کرد که در حال حاضر ۷۵ درصد ایران با مشکل تنش آبی مواجه است و در ۲۴ استان و ۵۳ شهر، این بحران آثار منفی خود را نشان میدهد. متن کامل مصاحبه با عیسی بزرگزاده در کافه خبر خبرآنلاین در ادامه آمده است.
* تابستان امسال شرایط آب و هوایی دشواری را تجربه کردیم. قطع آب و برق موجب افزایش فشار بر شهروندان شد و نگرانیها از تشدید بحران آب، به یکی از دغدغههای عمومی تبدیل گردید. در حال حاضر، چگونه میتوان وضعیت آبی کشور را توصیف کرد؟ آیا نشانهای از بهبود دیده میشود؟
ما همچنان در بحبوحه بحران آب قرار داریم و متاسفانه نشانههای روشنی از بهبودی شرایط وجود ندارد. بحران آب مسئلهای نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد. ایرانیان در طول تاریخ با بحران آب مواجه بودهاند. به طور کلی، ۷۵ درصد کشور در مناطق خشک، نیمهخشک و فراخشک واقع شده است و ما با این چالش تاریخی دست و پنجه نرم میکنیم. به همین دلیل، مهندسان مدرسی در حوزه آب در ایران ظهور کردهاند. به فنآوری قنات توجه کنید که ایرانیان در این زمینه پیشگام بودهاند. همچنین بیش از ۵۰ درصد سدهای بلند باستانی جهان در ایران قرار دارد. به پروژههایی چون بند بهمن، سد کبار و طرحهای دیگر و همچنین سامانههای هیدرولیکی پیچیدهای که چند هزار سال پیش طراحی شدهاند، نگاهی بیندازید. حال سوال این است که چرا ایرانیان در طول تاریخ مهندسان خوبی بودهاند؟ زیرا این اقلیم نیاز به چنین تخصصهایی دارد. در نهایت، برای ساخت یک تمدن بزرگ در چنین سرزمین خشک و خشن، نیاز به مهندسان آب ماهر احساس میشود.
* بنابراین به نظر میرسد در حالی که در قرون گذشته مهندسان مستعد داشتهایم، اکنون سیاستگذاران ما در موقعیت فعلی ناکام ماندهاند.
بله، متاسفانه چند سال است که این ویژگی به شکل مناسب خود را نشان نداده و سیاستگذاریها متناسب با نیازهای واقعی کشور نبودند.
* بیایید به وضعیت کنونی تهران، پرجمعیتترین شهر ایران، بپردازیم. تابستان دشواری را پشت سر گذاشت، گفته میشد آب سد کرج تا پاییز به پایان میرسد. اکنون در چه وضعیتی قرار داریم؟ آیا بدتر از پیشبینیها است یا بهبود یافته؟
بررسیها نشان میدهد که در مهرماه، سدهای کرج و لار و همچنین سد ماملو به حجم مرده خواهند رسید و سد لتیان نیز در آبان ماه به این وضعیت خواهد رسید.
* این به چه معناست؟ آیا این نشاندهنده قطع آب است یا موضوع دیگری؟
این جمله به معنای قطع انتقال آب از این سدها به تهران نیست. علیرغم رسیدن به حجم مرده و کاهش سطح، اما جریان آب در دبی پایه ادامه دارد. این بدان معناست که ما نمیتوانیم بیشتر از این حجم ذخیره شده آب انتقال دهیم، لذا باید در مصرف بسیار مراقب باشیم.
* برای حل این مشکل، چه اقداماتی انجام دادهاید؟
در حال حاضر، موفق شدهایم میزان مصرف آب در تهران را حدود ۱۴ تا ۱۵ درصد کاهش دهیم. در مردادماه، ما شاهد این کاهش نسبت به سال گذشته بودیم. اگر ما بتوانیم بین ده تا دوازده درصد دیگر صرفهجویی کنیم، قادر خواهیم بود از این دوره حساس عبور کنیم.
* آیا این کاهش مصرف نتیجهٔ کاهش فشار آب بوده یا سهم صرفهجویی مردم بیشتر بوده؟
هر دو عامل با هم موجب این کاهش شده است. واقعاً نمیتوان گفت کدام یک بیشتر مؤثر بودهاند. البته چند پروژه جدید تامین آب به اجرا درآمده است. فاز اول سامانه دوم از طالقان به تهران با ظرفیت انتقال دو و نیم متر مکعب بر ثانیه اکنون فعال شده و فاز دو نیز با ظرفیت مشابه تا اوایل مهر وارد مدار میشود. این اقدامات همزمان با کاهش مصرف مؤثر واقع شده است. مردم میتوانند در مصرف آب در خانههای خود نیز دقت کنند. تنها با کاهش باز کردن شیر آب به نصف یا یک سوم میتوانند از هدررفت آب جلوگیری کنند.
* پیشبینی شما از بارشها چیست؟ آیا پاییز خشکی را پیش رو داریم یا بارشهایی در نظر است؟
تا دیماه، انتظار بارش خاصی نداشته باشید. ما خود را به گونهای آماده کردهایم که بتوانیم از بدترین وضعیت تا ابتدای زمستان عبور کنیم. امیدوارم بارش بیشتر از پیشبینیها باشد.
* اگر بخواهیم از وابستگی به بارش و تلاش برای صرفهجویی عبور کنیم، باید به موضوع سیاستگذاری و مدیریت بپردازیم. چه عاملی باعث شد سیاستگذاران اقلیم خشک و نیمه خشک ایران را نادیده بگیرند؟
در چند دهه اخیر، طی شصت تا هفتاد سال گذشته، ما الگوی توسعه مناسبی برای ایران انتخاب نکردیم. من در تمام ابعاد توسعه متخصص نیستم، اما از نظر آب و توسعه میگویم که وقتی با یک سرزمین خشک، نیمهخشک و فراخشک روبرو هستید، نباید اجازه دهید که کلانشهرها به شکل کنونی شکل بگیرند. شکلگیری کلانشهرها در این مناطق به معنای لطمه به منابع محیط زیستی مانند آب، جنگل و خاک است. در بیشتر مناطق کشور، جز در مناطقی از البرز و زاگرس که بارش خوبی دارند، با بحران مواجه هستیم. این بدان معناست که فشار بیش از ظرفیت تابآوری به منابع ما اعمال شده است. آیا میتوانید مشابه کلانشهرهایی مانند تهران که منابع آبی مشترکی از طالقان تا قزوین و استان البرز و خود استان تهران تامین میکند پیدا کنید؟ این در حالی است که در این ناحیه هیچ رودخانهای بزرگ وجود ندارد.این جمعیت با چه رودخانههایی تأمین آب میشود؟ روخانههایی مانند کن و وردآورد و … به هیچ عنوان نخواهند توانست نیاز آبی را تامین کنند. شهرهایی چون توکیو و شانگهای در نزدیکی رودخانههای بزرگ بنا شدهاند؛ حتی نیویورک و ریودوژانیرو در کنار دریا قرار دارند. آورده آب رودخانهای چون ولگا، بیش از دو برابر کل منابع آب تجدیدپذیر ایران است. حال با این توضیحات، طبیعی است که در این زمینه باید دقت بیشتری صورت گیرد و اجازه ندهیم شهرهایی با جمعیت دو تا سه میلیون نفر و بیشتر ایجاد شود. اما اکنون میبینیم که مردم قزوین از آب سد طالقان استفاده میکنند، مردم استان البرز از سدهای طالقان و کرج بهرهمند میشوند و نیاز آبی تهرانیها علاوه بر این دو سد از لار و لتیان و ماملو تامین میشود. این منطقه نوزده میلیون نفر جمعیت دارد. در ارزیابیهای ابتدایی قید شده بود که قرار است جمعیت تهران به دو تا سه میلیون نفر برسد، در حالی که امروز جمعیتی حدود ۹ میلیون نفر در مناطق بیست و دو گانه رؤیت میشود. اگر تعداد اتباع و جمعیت چهارده میلیون نفری را در نظر بگیریم و جمعیت سکونتگاههای اقماری را هم اضافه کنیم، بحران بیشتر نمود پیدا میکند. حال اگر به مقامات و سیاستگذاران بگوییم که در حیات این هفتاد سال، موضوع جمعیت را جدی نگرفتند و الگوی توسعه را بد انتخاب کردند و تهران را به شهر استثنائی تبدیل کردهاند، بدیهی است که حالا هر فردی حق خود میداند که به تهران آمده و فرصتهای رشد و رفاه را جستجو کند. موضوع دقیقاً همین جاست که سیاستگذاری از نظر تاریخی، خود را متمرکز بر چند شهر خاص کرده و سایر مناطق را نادیده گرفته است. اکنون تهران، کرج، مشهد، تبریز، اصفهان، شیراز و کرمان، به عنوان شهرهای مهم شناخته میشوند در حالی که سایر بخشها تقریباً بدون امکانات باقی ماندهاند.
با این وجود، اصل عدالت در توزیع فضایی رعایت نشده و این مناطق تبدیل به شهرهای استثنائی و فرصتهای بینظیری شدهاند. این امر به دلیل این است که تصمیمگیرندگان و نهادهای ذینفوذ غالباً در این مناطق زندگی کرده و به همین دلیل بیشترین فرصتها را در این نواحی متمرکز کردهاند. نتیجه این بود که این کلانشهرها با اضافه برداشت از منابع محیط زیستی خود مواجه هستند. ناپایداری در آب، شلوغیهای شهری و… به وضوح مشاهده میشود و دلیل آن عدم توزیع عادلانه فرصتهای توسعه در سطح کشور است.
* به نظر میرسد که سیاستگذاران فعلی در حال حاضر به این نتیجه رسیدهاند که راهحلی برای بحران آب وجود ندارد و بهتر است به شکل کوتاهمدت با افزایش فشار بر مصرفکنندگان، این مشکل را حل کنند، بدون آنکه تبعات بلندمدت را در نظر بگیرند.
چارهای جز جبران این اشتباه نیست. باید فرصتهای توسعه به صورت مساوی در تمام نقاط کشور فراهم شود. در این مسیر، افراد ذینفوذ باید نگاه ملی و جامع داشته باشند و از اعمال نفوذ بر منابع مالی و بودجه محلی خود پرهیز کنند.
* در دهه ۸۰ و در زمان تدوین و اجرای برنامه سوم توسعه، موضوعات مشابه در قالب ادبیات توسعه پایدار مطرح میشد. احیای برنامه جامع آمایش سرزمین و… از سوی سازمان برنامه و بودجه دنبال میشد، اما در عمل پس از گذشت دو دهه، نه تنها وضعیت بهبود نیافته که اوضاع به شدت بحرانیتر شده است.
دوباره تأکید میکنم که تنها مسیر پیش رو، رویکرد به توسعه پایدار است. این نوع توسعه نابرابر، در حال نابودی کشور است.
اما این ضرورت تنها محدود به سیاستگذاری و تولید ادبیات جدید در رابطه با توسعه پایدار قرار گرفت و در عمل هیچ اقدام جدی برای تغییر رویکردها انجام نشد.
این امر بر کسی پوشیده نیست. در طی دهههای اخیر، مباحثی از قبیل توسعه پایدار، توسعه مبتنی بر آموزش و بعدتر توسعه آب محور در ادبیات ما شکل گرفت، اما همانطور که اشاره شد، متاسفانه این قوانین مانند شایسته اجرا نشدند. اکنون که به اوضاع نظر میکنیم، میبینیم که علیرغم غنای ادبیاتی که داریم، در دستیابی به اهداف تعیین شده ناکام ماندهایم. به نظر من، اصلیترین علت این است که در تدوین قوانین و مقررات، آرمانها و خواستهها را مد نظر قرار دادیم، اما نتوانستیم به واقعیتها نگاه کنیم.
* آیا به این معمارها قوانین غیرواقع بینانه بودند؟
بله، واقعبینانه نبودند. البته نکتهای که باید توجه داشت این است که ما فقط به نوشتن قوانین و مقررات بسنده کردیم و ابزارهای اجرایی لازم را فراهم نکردیم. به عنوان مثال، در برنامه ششم، کاهش یازده میلیارد متر مکعب برداشت آب از منابع زیرزمینی پیشبینی شده است. اما راهکارها چه هستند؟ بستن چاههای غیرمجاز. ممکن است کسی بگوید که چرا وزارت نیرو اقدامی در این خصوص نمیکند. این سوال کاملاً درست است، اما آیا ابزار لازم برای بستن چاههای غیرمجاز فراهم شده است؟ برای این کار، ابتدا باید از دادگاه حکم گرفت، سپس با نیروی انتظامی هماهنگ کرد و در نهایت با مراجعه به محل، چاه را ببندید. این روش اصلاً روش مهندسی نیست. قوه قهریه زمانی لازم است که مهندسی به پایان برسد. بنابراین، ابزار کار به درستی تعریف نشده است. نباید به صورت قهری با شهروندان برخورد کرد، بلکه باید ابزارهای اقتصادی مفیدی را برای آنها فراهم کرد تا بتوانند شغلهای دیگری خلق نمایند.
* میخواهم این موضوع کمی بیشتر روشن شود. آیا منظور شما این است که امکانات لازم در اختیار قرار نمیگیرد و به دلیل تحریمها و نیاز به خودکفایی، با مشکل مواجه هستیم؟
بلكه واقعاً در حال حاضر خودكفایی موضوعیت ندارد. در حال حاضر حدود ۴۰ میلیون تن سبزیجات در كشور تولید میشود. ضریب خودكفایی در تولید سبزیجات ۱۵۰ درصد است. اگر امنیت غذایی یکی از اهداف باشد، چرا باید بیش از ۵۰ درصد بیشتر از نیاز واقعی تولید کنیم؟ ضریب خودکفایی در تولید میوه نیز ۲۵ درصد از نیاز ملی بالاتر است، در حالی که در دریاچه ارومیه و در حوزه زایندهرود، در شرایط کمآبی، محصولات بیشتری کشت میشود.
* به عنوان یکی از مسئولین در وزارت نیرو، بفرمایید بالاخره چه کسی باید الگوی کشت را در کشور تغییر دهد؟
همه مسئولیت دارند تا در این زمینه همکاری کنند. متوجه باشید که حدود سی درصد محصولات کشاورزی از مزرعه تا سفره به ضایعات تبدیل میشوند. بنابراین، میتوان سطح زیر کشت را کاهش داد و در عین حال افزایش تولید محصولات کشاورزی داشت. در واقع، میتوان از امنیت غذایی حفاظت کرده و همزمان هدررفت آب را کاهش داد.
* برآوردها از میزان هدر رفت آب در بخش کشاورزی چه اعدادی را نشان میدهد؟
برآوردهای دقیقتر و دستکم نشان میدهد که بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد متر مکعب آب در بخش کشاورزی هدر میرود. این مقدار هدررفت، تنها به دلیل ضایعات محصول کشاورزی است. برخی برآوردها این میزان را به ۲۵ میلیارد متر مکعب میرسانند. جالب است بدانید کل آب شرب مورد نیاز کشور ۹ میلیارد و دویست میلیون متر مکعب است. بنابراین، بیش از دو برابر این میزان در بخش کشاورزی در حال هدر رفتن است. اکنون نیاز به اقدام جدی داریم که قبلاً غافل شدهایم. بنابراین میتوان هم امنیت غذایی را حفظ کرد و هم اصلاحات جدی در بخش کشاورزی ایجاد نمود. این موضوعی است که باید ابتدا به آن توجه میشد.
* چرا این اقدام را انجام نمیدهید؟
ما اقداماتی برای ارائه مشوقهای قانونی به شکل مقررات موجود داریم تا این اقدام را به صورت داوطلبانه انجام دهند. به عنوان مثال، به طور متوسط ارزش یک هکتار زمین کشاورزی یک پنجم ارزش هر هکتار زمین مسکونی است. در واقع، ارزش یک هکتار زمین کشاورزی، معادل یک شصت و سوم ارزش یک هکتار زمین تجاری است. البته ارزش زمین تجاری در تهران تفاوت دارد اما به صورت کلی ما میتوانیم با این کشاورزها تعامل کنیم تا اگر مایل به تعویض زمینشان باشند، این امکان را فراهم کنیم. به زودی قرار است ۲۷ شهر در جنوب کشور بر اساس سیاستهای جمعیتی جدید شکل بگیرد. این خود فرصتی بزرگ برای توسعه است. به عنوان مثال، اگر قراردادی برای ساخت یک پروژه مسکونی با ۱۰۰ واحد در تهران یا سایر شهرها تعریف شود، به وضوح با کمبود آب مواجه خواهیم شد. به راحتی میتوانیم به کشاورزان بگوییم که مثلاً مصرف آب نیم لیتر در ثانیهشان را آزاد کنند و در عوض آب تثبیت شدهای به آنها بدهیم، همچنین یک واحد در این مجتمع را به آنها واگذار کنیم. برای برخورد مؤثر، آزاد کردن ۵۰ برابر این نیم لیتر در ثانیه لازم است. چنین اقداماتی، بیتردید تأثیر اندکی بر قیمت آپارتمانها دارد اما میتواند منابع آبی را حفظ کند. راه دیگری وجود دارد: میتوانیم عوارضی از مجتمعهای مسکونی بگیریم و آن را صرف بهروز کردن و مکانیزه کردن کشاورزی کنیم. بخشی از پتانسیل مالی عظیم حاصل از ساختوساز را باید به سمت توسعه سیستمهای آبیاری و زهکشی هدایت کرد و بستر آبیاری قطرهای را گسترش دهیم. مشکل اصلی این است که ما تنها در فکر ابلاغ هستیم. همانطور که خودتان هم اشاره کردید، در سالهای گذشته این همه افراد از عمق مشکل مطلع شدهاند اما اقدامی برای اصلاح نتایج صورت نگرفته و در بسیاری موارد، تنها بر روی ابلاغ قوانین تمرکز کردهایم.
* اینجا یک مشکل اساسی وجود دارد. اینکه بهراستی شوراهای محلی و روستایی به سود مناطقشان عمل نکردند و برعکس، عملکرد آنها به تخریب منابع طبیعی و محیط زیست دامن زد. هرچند که مسئله ما این نیست، اما میخواهم به این نکته اشاره کنم که این قضیه بسیار پیچیده و چند وجهی است و نمیتوان آن را ساده فرض کرد.
در قوانین و مقررات کشوری دیده نمیشود که حکمرانی محلی موضوع نادیدهای باشد. همواره بر اهمیت واگذاری اختیارات و تمرکز زدایی تأکید شده است. به ابعاد سیاسی این بحث نمیپردازم، بلکه فقط به ابعاد آب و توسعه اشاره میکنم، چرا که من در رشته آب و توسعه متخصص هستم. نمیتوانم کشوری را سراغ داشته باشم که به پایداری زیستبوم دست یابد در حالی که تمامی امور فقط از یک مرکز کنترل شود. همچنین نمیتوانم کشوری را بیابم که رعایت ملاحظات آمایشی و زیستمحیطی را فقط بهعهده دولت و نهادهای دولتی بگذارد. در واقع، در هفتاد تا هشتاد سال گذشته، فضا در اختیار نهادهای دولتی بوده و جایی برای نهادهای بازار و جامعه باقی نمانده است. این رویکرد نادرست بوده است. هم قانون، هم عرف، هم شرع و هم منطق تأکید دارند که وظایف حاکمیتی حفظ شده و تصدیگریها به دیگر نهادها واگذار شوند. از طرفی، این به نفع جامعه و در نهایت به نفع آب و توسعه بوده است.
*بیتردید، قوانین حکمرانی محلی و واگذاری اختیارات به جوامع محلی، در عرصه آب و محیط زیست امری ضروری است. همچنین نیاز داریم تا به مدیران شهری و افرادی که محلی از напад زمین در اختیار دارند، اختیارات بیشتری داده شود تا در اینگونه امور به نحو بهتری تصمیم بگیرند.
* آیا شواهدی از این گفتگو در عملکرد شورای روستاها و شهرها وجود دارد؟ آیا تأثیرات منفی ناشی از شیوههای این شوراها نیز در نظر گرفته شده است؟
با کمال میل. من در قوانین نمیبینم که ادبیات واگذاری اختیارات و حکمرانی محلی ورد زبان سیاستگذاران نبوده باشد. با این حال، من به ابعاد سیاسی این مطلب نمیپردازم، زیرا تخصص من در زمینه آب و توسعه است. نمیتوانم کشوری را پیدا کنم که توسعه پایدار را با تنها یک نهاد دولتی به دست آورده باشد. در حقیقت، در طی یک سیکل تاریخی، نهادهای دولتی مسئولیت بسیار زیادی در برنامهریزی و مدیریت منابع آبی داشتهاند که میتواند به ساختار تعادلی و عدالت در توزیع منابع انجامیده باشد.
بخش دوم این مصاحبه به زودی منتشر خواهد شد.
۲۲۳۲۲۳
“`



